پیام پطرس هم مثل هر موعظهٔ خوب دیگری، فقط مخاطبانش را با احساسی گرم و لذتبخش اشباع نمیکند، بلکه این سؤال را مطرح میکند که حال باید با آن چه کرد؟ عکسالعمل مناسب برای خبر خوش کار خدا در عیسای مسیح، چه میتواند باشد؟ پاسخ پطرس کاملاً واضح است: توبه -به معنی تغییری بنیادین در زندگی- و تعمید در نام عیسای مسیح؛ یا به عبارت دیگر، شریکشدن در زندگی، مرگ و قیام او. این چالش بزرگی است، اما جالب اینجاست که عدهٔ زیادی آن را میپذیرند!
گاه میگویند که تصویری که اینجا از نخستین جماعت ایمانداران در اورشلیم ترسیم شده، تا حدی کمالگرایانه است. آیا آنان حقیقتاً پر از شور و شوق و غیرت بودند؟ بههرحال حتماً کسانی در بین آنان بودهاند که در مدت کوتاهی، دلسرد و از کلیسا جدا شده بودند! با وجود این، چه در این روایت اغراق شده باشد یا نه، نمونهای از کارهای اساسی در زندگی شاگردی در این آیات به ما نشان داده شده. آنها «با هم بهسر میبردند»؛ زیرا پیروی از عیسی، به معنی تلاشی فردی برای تقدس نیست، بلکه شامل سهیم شدن با دیگران در این سفر و توجه به نیازمندان هم میشود. آنها همچنین «یکدل در معبد گرد میآمدند»؛ پرستش و دعای روزانه، نبض زندگی مسیحی است. ایمانداران همچنین «در خانههای خود نان را پاره میکردند»؛ شرکت در مراسم شام خداوند یا عشای ربانی -یا هر نام دیگری که روی آن بگذاریم- ما را به منبع خواندگیمان متصل میکند، یعنی همان کسی که مصلوب شد، از مردگان برخاست و از طریق او روحالقدس بر ما فرو ریخته است.