این قسمت مملو از اصول مأموریت مسیحی است. نقطهٔ شروع، دعاست (۹:۳۸) و فراخواندن و تجهیز (۱۰:۱). نقطهٔ تمرکز واضح است: شاگردان میدانند نزد چه کسانی فرستاده میشوند (۱۰:۵، ۶). مأموریت باید هم با کلام و هم با عمل به انجام برسد (۱۰:۷، ۸) و این خدمت رایگان ارائه شود!
متی با جفتکردن نامها به این اشاره دارد که آنان دو به دو فرستاده شدند. گزارش لوقا از فرستادن ۷۰ تن این شیوه را تأیید میکند (لوقا ۱۰:۱). این شیوه همچنان که امکان همراهی عملی را فراهم میکند، حضور روحالقدس در بدن مسیح (شاگردان) را نیز نمایان میسازد. «زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من آنجا در میان ایشان حاضرم» (متی ۱۸:۲۰). کسانی که آنان ملاقاتشان میکنند، چیزی از حقیقت کوینونیا (koinonia) یا «مشارکت در روح» را میچشند. آنان به چیزی دعوت شدهاند. هدف مأموریت، توافق فکری در مورد اصول جزمی نیست، بلکه شریکشدن در زندگی تازه است.
اما این اجتماع کوچک قرار نیست یک گتو یا اجتماع زاغهنشینِ جدا باشد. وقتی آنان به روستایی میرسند، راهی برای گره زدنِ اجتماع کوچک خود به دیگران مییابند (۱۰:۱۱). به این ترتیب، امکان ارتباط واقعی یا همان چیزی که پستمدرنیستها «جریان» مینامند، فراهم میشود. همچنین، به این معنی است که مبشران به کسانی که نزدشان فرستاده میشوند، وابستهاند. نوعی نیاز متقابل و شراکت عمومی وجود. خبری از اردوگاه مبشری نیست!
Bible Study
متی ۹:۳۵-۱۰:۸ -۲۳
عیسی در همۀ شهرها و روستاها گشته، در کنیسههای آنها تعلیم میداد و بشارت پادشاهی را اعلام میکرد و هر درد و بیماری را شفا میبخشید. و چون انبوه جماعتها را دید، دلش بر حال آنان سوخت زیرا همچون گوسفندانی بیشبان، پریشانحال و درمانده بودند. پس به شاگردانش گفت: «محصول فراوان است، امّا کارگر اندک. پس، از مالک محصول بخواهید کارگران برای دروِ محصول خود بفرستد.»
بیماران را شفا دهید، مردگان را زنده کنید، جذامیها را پاک سازید، دیوها را بیرون کنید. به رایگان یافتهاید، به رایگان هم بدهید. هیچ طلا یا نقره یا مس در کمربندهایتان با خود نبرید و برای سفر، کولهبار یا پیراهن اضافی یا کفش یا چوبدستی برندارید؛ زیرا کارگر مستحق مایحتاج خویش است. به هر شهر یا روستایی که داخل میشوید، فردی شایسته بجویید و تا هنگام ترک آن محل، در خانهاش بمانید. چون به خانهای درمیآیید، بگویید ”سلام بر شما.“ اگر آن خانه شایسته باشد، سلام شما بر آن قرار میگیرد و اگر نه، به شما بازمیگردد. اگر کسی شما را نپذیرد و یا به سخنانتان گوش نسپارد، به هنگام ترکِ آن خانه یا شهر، خاک پایهای خود را بتکانید. آمین، به شما میگویم، در روز داوری، تحمل مجازات برای سُدوم و غُمورَّه آسانتر خواهد بود تا برای آن شهر. «من شما را همانند گوسفندان به میان گرگان میفرستم. پس همچون مارْ هوشیار باشید و مانند کبوترْ ساده. از مردم برحذر باشید. آنان شما را به محاکم خواهند سپرد و در کنیسههای خود تازیانه خواهند زد. بهخاطر من شما را نزد والیان و پادشاهان خواهند برد تا در برابر آنان و در میان قومهای جهان شهادت دهید. امّا چون شما را تسلیم کنند، نگران نباشید که چگونه یا چه بگویید. در آن زمان آنچه باید بگویید به شما عطا خواهد شد. زیرا گوینده شما نیستید، بلکه روحِ پدر شماست که به زبان شما سخن خواهد گفت. برادر، برادر را و پدر، فرزند را تسلیم مرگ خواهد کرد. فرزندان بر والدین بر خواهند خاست و موجبات قتل آنها را فراهم خواهند آورد. همۀ مردم بهخاطر نام من از شما متنفر خواهند بود. امّا هر که تا به پایان پایدار بماند، نجات خواهد یافت. چون در شهری به شما آزار رسانند، به شهری دیگر بگریزید. آمین، به شما میگویم، که پیش از آنکه بتوانید به همۀ شهرهای اسرائیل بروید، پسر انسان خواهد آمد.
مزامیر ۱۰۰
ای تمامی روی زمین، خداوند را بانگ شادمانی دهید! خداوند را با شادی عبادت نمایید، و سرودخوانان به حضور او بیایید! بدانید که یهوه خداست! اوست که ما را آفرید و ما از آنِ اوییم. ما قوم او و گوسفندان چراگاه اوییم. به دروازههای او با شکرگزاری داخل شوید، و به صحنهای او با ستایش! او را سپاس گویید و نامش را متبارک خوانید! زیرا خداوند نیکوست و محبتش جاودانی، و وفاداریش نسل اندر نسل.
مزامیر ۱۱۶:۱، ۱۰-۱۷
خداوند را دوست میدارم، زیرا که آواز من و فریاد التماسم را شنیده است... ایمان داشتم، پس گفتم: «بسیار ذلیل گشتهام!» در پریشانی خود گفتم: «همۀ آدمیان دروغگویند!» دِینِ خود را به خداوند چگونه ادا کنم، برای همۀ احسانهایی که به من کرده است؟ پیالۀ نجات را بر خواهم افراشت و نام خداوند را خواهم خواند. نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، در حضور تمامی قومش. مرگ سرسپردگان خداوند در نظر او گرانبها است. خداوندا، من بندۀ توام؛ بندۀ تو و پسر کنیز تو؛ تو بندهای مرا گشودی! قربانی شکرگزاری به تو تقدیم خواهم کرد و نام خداوند را خواهم خواند.
رومیان ۵:۱-۸
پس چون از راه ایمانْ پارسا شمرده شدهایم، به واسطۀ خداوندمان عیسی مسیح از صلح با خدا برخورداریم. ما توسط او، و از راه ایمان، به فیضی دسترسی یافتهایم که اکنون در آن استواریم، و به امید سهیم شدن در جلال خدا فخر میکنیم. نه تنها این، بلکه در سختیها نیز فخر میکنیم، زیرا میدانیم که سختیها بردباری به بار میآورد و بردباری، شخصیت را میسازد، و شخصیت سبب امید میگردد؛ و این امید به سرافکندگی ما نمیانجامد، زیرا محبت خدا توسط روحالقدس که به ما بخشیده شد، در دلهای ما ریخته شده است. هنگامی که ما هنوز ناتوان بودیم، مسیح در زمان مناسب بهخاطر بیدینان جان داد. حال آنکه بهندرت ممکن است کسی بهخاطر انسانی پارسا از جان خود بگذرد، هرچند ممکن است کسی را این شهامت باشد که جان خود را برای انسانی نیک بدهد. امّا خدا محبت خود را به ما اینگونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد.