متیاسِ رسول
از این قرائت میآموزیم که چگونه قدرت دگرگونکنندۀ روحالقدس بر رسولان مسیح و عدهای از پیروان او فروریخت، و ایشان را قادر ساخت تا کارهایی را بهعمل آورند که او بهانجام میرساند، و نیز زندگی تازهای را با خدا آغاز کنند. ایشان چون خود را اسرائیل نوین» تلقی میکردند، برایشان مهم بود که دوازده تن باشند. از اینرو، متیاس به جمع آنانی افزوده شد که شهادتشان در مقام رسول، قرار بود پی و بنیان کلیسا باشد.
چنین زندگیای نه فقط جالب، بلکه چالشانگیز نیز بود. پطرس آنانی را که شاهد این امور بودند، اندرز داد تا توبه کرده، تعمید یابند و روحالقدس را برای خودشان نیز دریافت کنند. در این نخستین پنتیکاست، ۳۰۰۰ نفر به جمع ایمانداران اضافه شدند.
سپس در آیات ۴۲ تا ۴۷، تصویر زیبایی را از زندگی کلیسای اولیه میبینیم. شاگردان در همه چیز شریک بودند. ایشان از نیازمندان دستگیری میکردند، خدا را میستودند و خود را وقف تعلیم و مشارکت و رفاقت، و نیز به شام خداوند و نیایش مینمودند. آنانی که شیوۀ زندگی ایشان را میدیدند، آکنده از حیرت میشدند، و افراد بیشتری به ایشان میپیوستند.
اینچنین خواهد بود وضعیت کلیسا، چنانچه ما نیز پر از روحالقدس زندگی کنیم، و در مقام شاگردانی وفادار، به شالودههای ایمانمان توجه نشان دهیم، به اموری که واقعاً حائز اهمیت هستند: یعنی محتوای ایمان و اعتقاداتمان؛ رفاقت و ارتباط صمیمانه با یکدیگر؛ گشادهدستی در حق نیازمندان و ایثار و فداکاری؛ دعا و شرکت در آیینهای مقدس کلیسا. آنگاه روحالقدس معلم ما خواهد بود.
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
تو که بجای یهودای خائن
خادم وفادارت، متیاس را برگزیدی
تا از زمرۀ آن دوازده تن به شمار آید:
کلیسایت را از رسولان دروغین حفظ فرما
و از طریق خدمت شبانان و معلمان وفادار،
ما را در حقایق الاهیات ثابتقدم نگاه دار.
بهواسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
اعمال ۲:۳۷ تا آخر
'چون این را شنیدند، دلریش گشته، به پطرس و سایر رسولان گفتند: «ای برادران، چه کنیم؟» پطرس بدیشان گفت: «توبه کنید و هر یک از شما به نام عیسی مسیح برای آمرزش گناهان خود تعمید گیرید که عطای روحالقدس را خواهید یافت. زیرا این وعده برای شما و فرزندانتان و همۀ کسانی است که دورند، یعنی هر که خداوندْ خدای ما او را فرا خوانَد.» پطرس با سخنان بسیار دیگر شهادت داد و ترغیبشان کرده، گفت: «خود را از این نسل منحرف برهانید!» پس پیام او را پذیرفتند و تعمید گرفتند. در همان روز حدود سه هزار تن بدیشان پیوستند. آنان خود را وقف تعلیم یافتن از رسولان و رفاقت و پاره کردن نان و دعا کردند. امّا بهت و حیرت بر همه مستولی شده بود، و عجایب و آیات بسیار به دست رسولان به ظهور میرسید. مؤمنان همه با هم به سر میبردند و در همه چیز شریک بودند. ایشان هر روز، یکدل در معبد گرد میآمدند و در خانههای خود نیز نان را پاره میکردند و با خوشی و صفای دل با هم خوراک میخوردند املاک و اموال خود را میفروختند و بهای آن را بر حسب نیاز هر کس بین همه تقسیم میکردند. و خدا را حمد میگفتند. تمامی خلقْ ایشان را عزیز میداشتند؛ و خداوند هر روزه نجاتیافتگان را به جمعشان میافزود.'
اول سموئیل ۲:۲۷-۳۵
'مرد خدایی نزد عیلی آمد و به او گفت: «خداوند چنین میفرماید: ”آیا براستی خود را بر خاندان پدرت ظاهر نساختم، آنگاه که در مصر زیر سلطۀ خاندان فرعون بودند؟ آیا از میان تمام قبایل اسرائیل، پدرت را برنگزیدم تا کاهن من باشد و به مذبح من برآمده، بخور بسوزانَد و در حضور من ایفود بپوشد؟ و آیا همۀ هدایای اختصاصی را که بنیاسرائیل به من تقدیم میکنند، به خاندان پدرت نبخشیدم؟ پس چرا قربانیها و هدایای مرا که برای مسکن خود حکم کردهام، پایمال میکنید و با فربه ساختن خود از نیکوترین قسمتهای همۀ هدایای قوم من اسرائیل، پسرانت را بیش از من حرمت مینهی؟“ بنابراین یهوه خدای اسرائیل چنین میفرماید: ”براستی گفته بودم که خاندان تو و خاندان پدرت تا ابد در حضور من سلوک خواهند کرد،“ ولی اکنون خداوند میفرماید: ”حاشا از من! زیرا هر که مرا حرمت نَهَد، او را حرمت خواهم نهاد، ولی آنان که مرا حقیر شمارند، خوار خواهند شد. اینک ایامی میآید که قوّت تو و قوّت خاندان پدرت را قطع خواهم کرد، چندان که در خاندان تو حتی یک مرد پیر نیز یافت نشود. آنگاه اندوهگین و با چشمانی حسرتزده بر تمامی احسانی که به اسرائیل خواهد شد خواهی نگریست، ولی در خاندان تو تا به ابد حتی یک مرد پیر نخواهد بود. و از تو هر کس که او را از مذبح خود منقطع نسازم، زنده میماند تا زار بگرید و در جانش محزون شود، و تمامی نسل خاندان تو در ایام شکوفایی خود خواهند مرد. آنچه بر سر دو پسرت حُفنی و فینِحاس میآید، برای تو نشانهای خواهد بود: هر دوی ایشان در یک روز خواهند مرد. و من برای خود کاهنی امین بر پا خواهم داشت که موافق دل و جان من رفتار کند، و برایش خانهای مستحکم بنا خواهم کرد، و او همیشه در حضور مسیح من سلوک خواهد نمود. '
مزمور ۱۶
'خدایا، مرا محافظت فرما، زیرا که در تو پناه جُستهام. خداوند را گفتم: «تویی خداوندگار من؛ جز تو مرا چیز نیکویی نیست!» و اما مقدسینی که بر زمینند، آنانند والامرتبگانی که همۀ خوشی من در ایشان است. غمهای کسانی که در پی خدایی دیگر میشتابند، بسیار خواهد شد؛ هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت و نامشان را بر زبان نخواهم آورد. خداوندا، تویی نصیبِ مقرر و پیالۀ من؛ تو سهم مرا نگاه میداری. حدود من به جاهای دلپذیر افتاده است؛ میراثی دلانگیز به من رسیده. خداوند را که به من مشورت میدهد، متبارک میخوانم؛ شبانگاه نیز دلم مرا تأدیب میکند. خداوند را همواره پیش روی خود میدارم. چون بر دست راست من است، جنبش نخواهم خورد. از این رو دلم شادمان است و تمام وجودم در وجد؛ پیکرم نیز در امنیت ساکن خواهد بود. زیرا جانم را در هاویه وا نخواهی نهاد، و نخواهی گذاشت سرسپردۀ تو فساد را ببیند. تو راه حیات را به من خواهی آموخت؛ در حضور تو کمال شادی است، و به دست راست تو لذتها تا ابدالآباد!'
مزمور ۱۴۷:۱-۱۲
'هللویاه، زیرا خدای ما را سرائیدن نیکوست و دلپذیر و شایسته است ستایش او. خداوند اورشلیم را بنا میکند، و راندهشدگان اسرائیل را گرد میآورد. دلشکستگان را التیام میبخشد، و زخمهایشان را میبندد. شمار ستارگان را تعیین میکند، و هر یک از آنها را به نام میخواند. بزرگ است خداوندگار ما و بسیار نیرومند، درک او نامتناهی است. خداوند فروتنان را برمیافرازد، اما شریران را بر زمین میافکند. خداوند را با شکرگزاری بسرایید، با چنگ برای خدای ما بنوازید. او آسمان را به ابرها میپوشاند، و برای زمین باران مهیا میکند، و سبزه را بر کوهها میرویاند. او حیوانات را خوراک میدهد، زاغچهها را، که فریاد برمیآورند. از نیروی اسب خشنود نمیگردد، و ساقهای انسان پسندیدۀ او نیست. خشنودی خداوند در ترسندگان اوست، در آنان که به محبت او امیدوارند. ای اورشلیم، خداوند را بستا! ای صَهیون، خدای خود را ستایش کن! '