ملاقات مریمِ باکرهٔ خجسته با الیزابتدر چنین روزی که ملاقات الیزابت و مریمِ باکرهٔ باردار را گرامی میداریم، بهیاد رویدادهایی میافتیم که مربوط به دورههای پیشین در تاریخ اسرائیل است. سرود مریم بر پایهٔ سرودی قدیمیتر بنا شده که از زبان زنی به نام حنّا جاری شد.
مریم پی برد که اگر خدا او را برگزیده و مفتخر ساخته، او را که زنی باکره و بینام و نشان روستایی است، پس قطعاً جهانی نوین میرود تا آغاز شود، یعنی یک انقلاب اجتماعی که تمام امور را واژگون خواهد ساخت. او در سرود خود گفت که خداوند بر «من» نظر افکنده است. در وصف مریم گفته شده که او «نفر اول از افراد حقیر» است. او نخستین نشانه از فرارسیدن پادشاهی و ملکوتی است که در آن، فقیران، بیدفاعان، و مطرودان از جایگاهی ممتاز برخوردار خواهند بود و عملاً طریقهای خدا را در این دنیا خدمت و اعلان خواهند کرد.
حنّا باکره نبود. او نازا بود. اما بکارت و نازایی در کتاب مقدس، نمادهای ناتوانی انسان است. اینها وضعیتهایی هستند که فقط زمانی میتوانند تبدیل به هدایای زندگی گردند که خدا اراده کند.
داستان حنّا در سرآغاز قصهٔ دور و دراز سموئیل یافت میشود. این قصه که در دو جلد بازگو شده، حکایت سفر قوم اسرائیل و تبدیل آنان از حالت قبیلهای به یک ملت و مملکت، و شخصیتهای برجستهٔ سموئیل و داوود را بیان میکند. اما شهادت حنّا بهجای اینکه داستان کوچک و تأثرانگیزی دربارهٔ مکان ظهور رهبران «واقعی» آن دوره باشد، کلید درک الهیاتی همهٔ مطالب بعدی است. سرود او گرامیداشت عصری است که همه چیز را واژگون میسازد.