دانیال که عمیقاً پریشان شده بود، از موجودی آسمانی در رویا کمک خواست. این رویا در زمان و مکانی زمینی قرار داده شده بود، اما در همان حین، در کنار پادشاهی خدای متعال نیز قرار داشت. محققین با بررسی کنایات و جزئیات تعبیر این رویا، به این نتیجه رسیدهاند که بهتر است وحش چهارم را در بستر زمانی حکومت یونانیان در قرن دوم پیش از میلاد، درک کنیم؛ بهعبارت دیگر، یعنی زمانی که کتاب دانیال نوشته شد. در سال ۳۳۱ ق.م. اسکندر کبیر کنترل اورشلیم و همینطور، سرزمینی را که دانیال در آنجا در تبعید بود بهدست گرفت. سپس در سالهای ۱۶۸-۱۶۷ ق.م.، یکی از جانشینان مستبد او، یعنی آنتیوخوس اِپیفانِس در اورشلیم حمام خون به راه انداخت و معبد را بیشرمانه مورد هتک حرمت قرار داده، حتی در معبد، خوک قربانی کرد. این بهشدت در نظر یهودیان مؤمن، شنیع بود و باعث آغاز انقلاب خونین مکابیان شد.
در آن فضای پرخشونت، این ایده که در مورد رنجهای زمان حاضر و پیروزی نهایی خدای متعال رویاهایی به یک یهودی وفادار داده شده بود، که در شرایطی سخت زندگی میکرد، راهی برای کمک به برقراری نظم در میان آشوب بود. باعث و بانی چنین قساوتهایی حتماً باید به سزای اعمال خود میرسید. باید حکومت از او گرفته و در زیر حاکمیت آسمان، به قوم مقدس خدا داده میشد.
دانیال نیز مانند مریم، که بر هدایای خدادادی خود تعمق و برای آنها شکرگزاری کرده بود (لوقا ۲:۱۹، ۵۱)، با وجود پریشانی، گذشته را در ذهنش مرور میکرد. ما نیز همچون آن دو، میتوانیم ایمان خود را با مرور و تعمق بر تجربیاتمان در دعا بنا کنیم.