آخرین تسبیح
«هر که روح دارد، خداوند را تسبیح بخواند. هللویاه!»
مزمور ۱۵۰: ۶
به مزمورهای ۱۴۵-۱۵۰ مجموعهٔ «هَلِل پایانی» گفته میشود. هَلِل در زبان عبری به معنای ستایش است؛ زیرا که محوریت این بابها در خصوص تسبیح و حمد خداوند میباشد. خاتمه یافتن کتاب مزامیر با این بابهای پرشُور در حمد و پرستش قدوس اسرائیل، به زیبایی و حکمت نهفته در این کتاب بسی میافزاید.
در آیهٔ ۱ از مکان پرستش میگوید، «در قدس» که به احتمال قوی به معبد اورشلیم اشاره دارد. جاییکه در نظر یهودیان حضور خدا آنجا بود و از آن سبب مقدس بود. نه فقط این، بلکه در «فلک قوت او» نیز باید که او را تسبیح خواند، یعنی در زمین و آسمان، یا به عبارتی همه جا باید که او را حمد گفت و تسبیح خواند. آیهٔ ۲ دلیل و منظور نیایش را بیان میکند، اینکه از برای چه باید او را ستایید: «به سبب کارهای عظیم او و به سبب کثرت عظمتش» باید که او را سرایید و ستایید.
آیههای ۳-۵ برخی از ابزار پرستش را نام میبرند. کرنا، بربط، دف، رقص و… که میتوان بهوسیلهٔ آنها در شادی و سرور خداوند را حمد و ثنا خواند. بیگمان، این بدان معنا نیست که بدون ابزار نمیتوان خدا را آنچنان که شایستهٔ اوست پرستید، اما در اینجا سرایندهٔ مزمور تنها قصد داشته که از ابزار معمول زمان خود در هنگام پرستش نام ببرد. بدون شک، هر پرستندهای اوقاتی را در حضور خدا تجربه کرده که در سکوت او را ستایش کرده؛ یا حتی با اشکها و به روی زنوان خویش کارهای عظیم خدا در زندگیاش را بهیاد آورده و او را پرستیده و ستایش کرده است.
در نهایت آیهٔ ۶ که آخرین آیه از کتاب مزامیر نیز محسوب میشود، از پرستندگان خدا میگوید و بهوضوح اعلام میدارد که نه یک قوم و نه افرادی خاص، بلکه «هر که روح دارد، خداوند را تسبیح بخواند.» یعنی، هر مخلوقی که جان در بدن دارد، او را که شایستهٔ حمد و پرستش است بپرستد. این آیه گویا که در سراسر تاریخ و دورانها طنین میافکند و همگان را بهسوی ستایش او میکشاند.
Bible Study
مزمور ۱۵۰: ۶
«هر که روح دارد، خداوند را تسبیح بخواند. هللویاه!»