پس از سکوتی که در پی فرمایش عیسی خطاب به پیروانش در مورد زندگی بدون نگرانی برقرار شد، فوریت مفرطی که در تعلیم بعدی او مشاهده می‌کنیم، تکان‌دهنده به‌نظر می‌رسد، تعلیم در خصوص آماده‌بودن برای آمدن او در آخر زمان. عبارتِ «کمر به خدمت بستن»، برای ترجمهٔ عبارتِ «بستنِ گُرده‌ها» در زبان اصلی به‌کار رفته و بر این دلالت دارد که مردمان آن روزگار باید جامهٔ خود را به‌اندازهٔ کافی بالا بکِشند و محکم ببندند تا پاهایشان برای دویدن آزاد باشند. ایشان باید مانند خانواده‌ای در سالن استقبال‌کنندگان در فرودگاه، آماده باشند که با دست‌هایی گشوده بدوند- آماده برای اینکه مسافر خود را به شکلی اطمینان‌بخش، در آغوش بگیرند.
خوانندگان اولیهٔ انجیل لوقا احتمالاً متعجب بودند که چرا عیسی هنوز باز نگشته است. برخی از ایشان شاید در حین انتظار، متحمل رنج‌ها و آزارها بودند. خوانندگان امروزی ممکن است سؤالی مشابه مطرح کرده، بپرسند که چرا به شرارت و درد و رنج از طریق فرمانروایی نهایی خدا بر زمین، پایان داده نمی‌شود؟ چرا شکیبایی پسندیده‌تر و بافضیلت‌تر است از عدل و انصاف؟

تعلیم عیسی در این آیات، به همگی ما ایمانداران یادآوری می‌کند که همه چیز کماکان ناتمام است. شاگردی یک راه است، یک سفر، و ایجاب می‌کند که هشیار و آماده باشیم تا تصمیمات درست را تشخیص داده، گام‌های لازم را برداریم و از شهامت برخوردار باشیم. چالشی که در مقابل ما قرار دارد، این است که پیوسته قومی در حال انتظار بوده، چراغ‌مان به‌اندازهٔ کافی نور بتاباند تا بتوانیم مسیح را ببینیم، آن هنگام که در قالب و هیأت افراد ترسان، جریحه‌دار، ستمدیده و مطرود نزد ما می‌آید. چنانچه آماده نباشیم به‌سوی چنین مردان، زنان و کودکانی که اکنون در پیرامون ما زندگی می‌کنند، برویم، و چنانچه کمرمان برای خدمت به آنان بسته نبوده، چراغ‌مان فروزان نباشد، ممکن است متوجه آمدن او «در ساعتی که انتظار نداریم»، نشویم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *