Today's word: انجیل متی ۱۵‏:‏۲۹ تا آخر | Bible Study: مزامیر ۸۵اشعیا ۳۳‏:‏۱‏-‏۲۲

عیسی که پیش‌تر رو به غرب یعنی به‌سوی صور در حرکت بود، اکنون رو به شرق گذاشته، احتمالاً عازم منطقۀ غیریهودی‌نشینِ دکاپولیس شده بود. عیسی که در جهت عقربه‌های ساعت در حال سفر به دور دریای جلیل بود، وارد بلندی‌های جولان شد تا زمانی را صرف دعا در سکوت و تنهایی کند- همان‌طور که اغلب چنین می‌کرد. اما غیریهودیان نیز مانند یهودیان، اجازه ندادند تا او با خدا خلوت کند. آنان در گروه‌های بزرگ جست‌وجوکنان آمده و بیماران و رنجوران را نیز با خود می‌آوردند به این امید که سهم خود را از قدرت خدای اسرائیل دریافت کنند.
عیسی آنان را ناامید نکرد. او به همان فراوانی ایشان را شفا داد که در حلقه‌های یهودیان انجام داده بود. غیریهودیان نیز عیسی را ناامید نکردند. آنان با ایمان و توکل به خدای اسرائیل و ستایش او، حتی با وجود خطرات مختلف، چند روز با او در آن کوهستان خطرناک ماندند.

دل عیسی با همان شفقتی که برای یهودیان داشت، برای این جماعت نیز به درد آمده بود، زیرا آنان نیز برای شفا و امید، نزد او آمده بودند و طلب نانی از آسمان داشتند. اما این‌بار، شاگردان حتی غذای کمی را که با خود داشتند نیز به کسی تعارف نکردند. عیسی شاید چند غیریهودی را شفا داده بود، اما- در تصور شاگردان- مطمئناً قصد نداشت تا معجزۀ تکثیر نان را دوباره نزد اینان نیز تکرار کند! آیا آنان مفهوم این گفته را درک نکرده بودند که: «بسیاری از شرق و غرب خواهند آمد و در پادشاهی آسمان با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بر سر یک سفره خواهند نشست» (متی ۸‏:‏۱۱)؟ آیا این حقیقت را درک کرده‌ایم که خدای اسرائیل و مسیح او نمی‌خواهند هیچ‌کس را گرسنه، روانه کنند؟ آیا واقعاً همچون کسانی زندگی می‌کنیم که ایمان دارند پسر خدا نجات‌دهندۀ تمام قوم‌هاست، و «مسیح نیز… دیگر بار ظاهر خواهد شد،… تا آنان را که مشتاقانه چشم به راه اویند، نجات بخشد.» (عبرانیان ۹‏:‏۲۸)؟

Today's Prayer

خداوندا، دعایمان این است که قوت خویش را افزون کرده،
به میان ما بیایی،
و با قدرت عظیم خود، ما را از پریشانی برهانی؛
زیرا در میان گناهان و شرارت‌های خویش
به‌طرز دردناکی از مسابقه‌ای که پیش روی‌مان است، بازمانده‌ایم،
فیض و رحمت عظیم تو هر چه زودتر ما را یاری رسانده و برهاند؛
به‌واسطۀ پسر تو و خداوند ما، عیسای مسیح،
که بر او و تو و روح‌القدس، جلال و حرمت باد، حال تا ابدالآباد.

Bible Study

انجیل متی ۱۵‏:‏۲۹ تا آخر

عیسی از آنجا عزیمت کرد و کنارۀ دریاچۀ جلیل را پیموده، به کوهسار رسید و در آنجا بنشست. جماعتی بزرگ نزد او آمدند و با خود لنگان و کوران و مفلوجان و گنگان و بیماران دیگر را آورده، پیش پای عیسی گذاشتند و او ایشان را شفا بخشید. مردم چون دیدند که گنگان سخن می‌گویند، مفلوجان تندرست می‌شوند، لنگان راه می‌روند و کوران بینا می‌گردند، در شگفت شده، خدای اسرائیل را تمجید کردند. عیسی شاگردان خود را فرا خواند و گفت: «دلم بر حال این مردم می‌سوزد، زیرا اکنون سه روز است که با مَنَند و چیزی برای خوردن ندارند. نمی‌خواهم ایشان را گرسنه روانه کنم، بسا که در راه از پا درافتند.» شاگردانش گفتند: «در این بیابان از کجا می‌توانیم نان کافی برای سیر کردن چنین جمعیتی فراهم آوریم؟» پرسید: «چند نان دارید؟» گفتند: «هفت نان و چند ماهی کوچک.» عیسی به مردم فرمود تا بر زمین بنشینند. آنگاه هفت نان و چند ماهی را گرفت و پس از شکرگزاری، آنها را پاره کرده، به شاگردان خود داد و ایشان نیز به آن جماعت دادند. همه خوردند و سیر شدند و شاگردان هفت زنبیل نیز پر از خرده‌های باقی‌مانده برگرفتند. شمار کسانی که خوراک خوردند، غیر از زنان و کودکان، چهار هزار مرد بود. پس از آنکه عیسی مردم را مرخص کرد، سوار قایق شد و به ناحیۀ مَجَدان رفت.'

مزامیر ۸۵

خداوندا، بر سرزمین خویش نظر لطف افکندی، و سعادت گذشته را به یعقوب بازگردانیدی! تقصیر قوم خود را آمرزیدی و همۀ گناهانشان را پوشانیدی! سِلاه تمامی غضب خویش را برگردانیدی و از حدت خشم خویش بازگشتی! ای خدای نجات ما، ما را بازگردان، و غضبت را از ما برگیر! آیا تا ابد بر ما خشم خواهی گرفت؟ آیا خشم خود را نسل اندر نسل طول خواهی داد؟ آیا دیگر بار احیای‌مان نخواهی کرد تا قومت در تو شادی کنند؟ خداوندا، محبت خویش را به ما بنما، و نجات خود را بر ما عنایت فرما! باشد که آنچه خداْ یهوه خواهد گفت، بشنوم؛ زیرا او به قوم خود، و به سرسپردگان خویش، سلامتی را ندا خواهد کرد؛ اما مباد که به سوی جهالت بازگردند. به‌یقین که نجات او به ترسندگانش نزدیک است، تا جلال در سرزمین ما ساکن شود. محبت و وفاداری با هم ملاقات خواهند کرد؛ عدالت و سلامتی یکدیگر را خواهند بوسید. وفاداری از زمین خواهد رویید، و عدالت از آسمان خواهد نگریست. آری، خداوند آنچه را نیکوست، عطا خواهد فرمود، و سرزمین ما حاصلخیز خواهد بود. عدالت پیشاپیش وی خواهد رفت و راهی برای قدمهای او مهیا خواهد ساخت.'

اشعیا ۳۳‏:‏۱‏-‏۲۲

وای بر تو ای ویرانگر که خود ویران نشده‌ای! وای بر تو ای خیانتکار که خود طعم خیانت نچشیده‌ای! آنگاه که از ویران کردن فارغ شوی خود ویران خواهی شد، و آنگاه که از خیانت ورزیدن بازایستی، بر تو خیانت خواهند ورزید. خداوندا، فیض تو شامل حال ما گردد، زیرا که چشم‌انتظار تو هستیم. هر بامداد بازوی نیرومند برای ما باش، و به وقت تنگی، نجات ما شو! از بانگ غوغا قومها می‌گریزند، و چون خویشتن را برافرازی ملتها پراکنده می‌شوند. ای قومها، غنیمت شما را گرد می‌آورند، چنانکه حشرات گرد می‌آورند؛ و بر آن می‌جهند، چنانکه ملخها می‌جهند. خداوند متعال است، زیرا که در اعلی ساکن است. او صَهیون را از عدل و داد مملو خواهد ساخت. او بنیان مستحکم برای ایام تو خواهد بود، و منبع نجات و حکمت و دانش؛ و ترس خداوند گنج صَهیون خواهد بود. هان دلاورانش بیرون فریاد برمی‌کشند، و قاصدانِ صلح زار زار می‌گریند! شاهراه‌ها متروک است و هیچ رهگذری یافت نمی‌شود. پیمان شکسته شده، شاهدان خوار گشته‌اند، و آدمی را هیچ قدری نیست. زمینْ ماتم‌کنان می‌پژمُرَد؛ لبنانْ خجلت‌زده می‌خشکد؛ شارون همچون بَرَهوت گشته، و برگهای درختان باشان و کَرمِل ریخته است. خداوند می‌فرماید: «اکنون برمی‌خیزم؛ حال، خود را برمی‌افرازم، و اکنون متعال می‌گردم. شما به کاه آبستن خواهید شد و خَس خواهید زایید! دَم شما آتشی است که خودتان را خواهد سوزانید. قومها کاملاً سوخته شده، مانند آهک خواهند شد، و همچون خاربوته‌های قطع شده، در آتش خواهند سوخت.» ای شما که دورید، آنچه را کرده‌ام بشنوید! و ای شما که نزدیکید، به قدرتم اذعان کنید! گنهکاران در صَهیون ترسانند، و لرزه بر تن منافقان افتاده است: «کیست از ما که بتواند در آتشِ سوزاننده منزل گزیند؟ و کیست از ما که بتواند در آتشگاه جاودانی ساکن شود؟» آن که به پارسایی سلوک می‌کند، و به انصاف سخن می‌گوید، سود ظلم را خوار می‌شمارد، و دست خویش از گرفتن رشوه بازمی‌دارد، به توطئۀ قتل گوش نمی‌سپارد، و چشم بر فرصتهای شرارت فرو می‌بندد؛ اوست که بر بلندیها ساکن خواهد شد، و پناهگاهش قلعه‌هایی خواهد بود مستحکم چون صخره؛ نان او فراهم خواهد آمد، و آب او برقرار خواهد بود. چشمان تو پادشاه را در زیبایی‌اش نظاره خواهد کرد، و بر سرزمینی بی‌پایان خواهد نگریست. دل تو به خوف پیشین خواهد اندیشید و خواهی گفت: «کجاست آن که ما را می‌شمرد؟ کجاست آن که خَراج می‌گرفت؟ کجاست آن که برجها را می‌شمرد؟» دیگر قوم ستم‌‌کیش نخواهی دید، قوم دشوارسخنی را که زبان اَلکَن و غیرقابل فهم دارند. صَهیون را بنگر، آن شهر جشنهایِ مقدسمان را! چشمانت اورشلیم را خواهد دید، آن منزلگه آسوده و آن خیمه که مُنتقل نتوان کرد؛ که میخهایش کنده نشود، و طنابهایش گسیخته نگردد. بلکه خداوند در آنجا برای ما زورآور خواهد بود، و آنجا مانند مکانی از رودها و نهرهای وسیع خواهد بود که هیچ کشتیِ پارویی از آنها گذر نتواند کرد، و هیچ کشتی نیرومندی از آنها عبور نتواند نمود. زیرا که خداوند داور ماست؛ اوست که شریعت را به ما بخشیده. خداوند پادشاه ماست؛ اوست که ما را نجات خواهد داد. '

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *