این آیات به ریاکاری و ترس میپردازند، مسائلی که امروز نیز برای ما به همان اندازه آشناست که همواره بوده است. عیسی شاگردان را جمع میکند و با آنان صمیمانه سخن میگوید؛ گرچه جماعت زیادی نیز جمع میشوند. در تعلیم او نشانی از اضطرار دیده میشود. او نظریهپردازی محض نمیکند، بلکه به خطرات واقعی اشاره دارد که پیروانش با آنها مواجهند. دشمنی فزایندهٔ فریسیان بهطرز وحشتناکی آشکار است، بهگونهای که از سایه خارج میشوند و برای تخریب و حتی تهدید به خشونت به میدان میآیند. ولی هرگز بهنظر نمیرسد که عیسی از مخالفانش ترسیده باشد. او در جایگاه رفیع امنیت و اعتماد به خدا زیست و سخن گفت. عیسی دشمنانش را بهخوبی میشناسد و وعده میدهد که روی واقعی فریسیان، یعنی ریاکاریِ افشاشده، بر همگان آشکار خواهد شد. به قول معروف، «آفتاب پشت ابر نخواهد ماند».
عیسی به گنجشکها در بازار اشاره میکند. لحظهای آنها را تصور کنید که جیکجیک میکنند و میخوانند و میکوشند با پرواز از میان سروصدا و هرجومرج به بیرون راه بگشایند. هر روز صدها گنجشک فروخته میشود. ممکن است عیسی کبوترها یا قمریها را در نظر داشته است که در درجهٔ نخست برای گوشتشان وسپس بهعنوان قربانیِ فقیرترین افراد در معبد، فروخته میشدند. حتی اگر این مخلوقات به ظاهر بیارزشاند، در واقع، خدا حساب آنها را دارد، پس میتوانیم مطمئن باشیم که خدا در زمانهای آسیبپذیری و ترس، مراقب ماست.