گاه از خود میپرسم که پولس با رسانههای اجتماعی چه برخوردی میکرد. گرچه نمیخواهم دست به حدس و گمان بزنم، اما تصور میکنم راهی پیدا میکرد تا آن را به نفع خود بهکار بگیرد. درست است که خواندن این آیهٔ خاص، احساس چندان خوشایندی ایجاد نمیکند، اما بار دیگر موضوع مرکزی شکرگزاری را که بر کل افسسیان حاکم است، یادآوری میکند، همان شکرگزاری که هم رفتار درست را ترغیب میکند و هم نتیجهٔ چنین رفتاری است.
در این آیات، مفهوم واقعی زندگی پیش از ایمان و بعد از آن را میبینیم، زندگی در تاریکی و زندگی کنونی در نور. این تفاوت و تمایز گاه در روشی که ایمانداران برای سخن گفتن دربارهٔ سفر روحانیشان بهکار میبرند منعکس است، اما همیشه نمیتوان خطی روشن میان زندگی پیش از ایمان آوردن و بعد از آن را ترسیم کرد. این خط مرزی گاه ممکن است نامشخص و کدر باشد. اما مهم این است که به شکلی واقعی حس کنیم زندگی نوینمان با زندگی قبلیمان متفاوت و در تضاد است.
هر شیوهای که برای توصیف این تغییر بهکار ببریم، قطعاً دارای مراحلی از تغییر و دگرگونی است که در آنها، آگاهانه تصمیم میگیریم به گونهای متفاوت عمل کنیم. روایت خودِ پولس در مورد ایمان آوردنش، نمونهٔ خوبی از این نکته است و به آنچه که الهیدان آلمانی، یورگِن مولتمان، «خصوصیت سفرمانند امید» مینامد، اشاره میکند.
اگر امروز توجه خود را معطوف سازیم به اینکه چگونه به دنیا نشان میدهیم که مسیحی هستیم، در سخنان و نحوهٔ گفتارمان چه چیزهایی هست که اطرافیانمان را قادر میسازد مسیح را بشناسند؟
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
ای تو که پسرت، عیسای مسیح، قیامت و حیات است:
ما را که به او توکل داریم،
از مرگ در گناه به حیات در پارسایی قیام بده،
تا طالب اموری باشیم که در بالا هستند،
در آنجا که او با تو سلطنت میکند
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
افسسیان ۵:۱-۱۴
پس همچون فرزندانی عزیز، از خدا سرمشق بگیرید. و با محبت رفتار کنید، چنانکه مسیح هم ما را محبت کرد و جان خود را در راه ما همچون قربانی و هدیهای عطرآگین به خدا تقدیم نمود. مباد که در میان شما از بیعفتی یا هر گونه ناپاکی یا شهوتپرستی حتی سخن به میان آید، زیرا اینها شایستۀ مقدسین نیست. گفتار زشت و بیهودهگویی و سخنان مبتذل نیز به هیچ روی زیبنده نیست؛ به جای آن باید شکرگزاری کرد. زیرا یقین بدانید که هیچ بیعفت یا ناپاک یا شهوتپرست، که همان بتپرست باشد، در پادشاهی مسیح و خدا نصیبی ندارد. مگذارید کسی شما را با سخنان پوچ بفریبد، زیرا بهخاطر همین چیزهاست که غضب خدا بر سرکشان نازل میشود. پس با آنها شریک مشوید. شما زمانی تاریکی بودید، امّا اکنون در خداوندْ نور هستید. پس همچون فرزندان نور رفتار کنید. زیرا ثمرۀ نور، در هر گونه نیکویی، پارسایی و راستی است. در کارهای بیثمر تاریکی سهیم نشوید، بلکه آنها را افشا کنید. بسنجید که مایۀ خشنودی خداوند چیست. زیرا حتی بر زبان آوردن آنچه چنین کسان در خفا میکنند، شرمآور است. امّا هرآنچه به وسیلۀ نور افشا گردد، آشکارا دیده میشود. زیرا هرآنچه آشکار میشود نور است. از این جهت گفته شده است: «ای که در خوابی، بیدار شو، از مردگان برخیز، که مسیح بر تو خواهد درخشید.»
مزمور ۱۳۵
هَلِلویاه! نام خداوند را بستایید! ای خدمتگزاران خداوند، ستایش کنید؛ای شما که در خانۀ خداوند به خدمت میایستید، در صحنهای خانۀ خدای ما! خداوند را بستایید، زیرا خداوند نیکوست؛ نام او را بسرایید، زیرا که دلپسند است. زیرا خداوند یعقوب را برای خود برگزید، و اسرائیل را، چون مُلکِ خاص خویش. میدانم که خداوندْ بزرگ است؛ خداوندگار ما برتر است از تمامی خدایان. خداوند هرآنچه را که بخواهد، به انجام میرساند، در آسمان و بر زمین، در دریاها و همۀ ژرفناها! اوست که ابرها را از کرانهای زمین برمیآورَد؛ که برای باران برقها میسازد و باد را از مخزنهای خویش بیرون میآورَد. اوست که نخستزادگان مصر را کشت، هم از آدمیان، هم از حیوانات. آیات و عجایب خود را در میان تو ای مصر فرستاد، بر ضد فرعون و تمامی خادمانش! قومهای بسیار را زد و شاهان مقتدر را کُشت: سیحون، شاه اَموریان، عوج، شاه باشان، و جمله ممالک کنعان را. و سرزمین ایشان را به میراث بخشید، به میراث قوم خود اسرائیل. خداوندا، نام تو جاودانه است، و آوازهات، ای خداوند، در همۀ نسلها! زیرا خداوند قوم خود را دادرسی خواهد کرد، و بر خادمانش شفقت خواهد فرمود. بتهای قومها طلا و نقره بیش نیستند، کار دستهای انسان. خداوند از صَهیون متبارک باد، او که در اورشلیم مسکن دارد! هَلِلویاه! ای خاندان لاوی، خداوند را متبارک خوانید! ای ترسندگان او، خداوند را متبارک خوانید! ای خاندان اسرائیل، خداوند را متبارک خوانید! ای خاندان هارون، خداوند را متبارک خوانید! سازندگان آنها مانند خودشان خواهند شد، و هر که بر آنها توکل کند. گوش دارند، اما نمیشنوند، و در دهانشان نَفَسی نیست. دهان دارند، اما سخن نمیگویند، چشم دارند، اما نمیبینند؛
مزمور ۱۱۹:۵۷-۸۰
خداوند نصیبِ من است؛ عهد میبندم که کلامت را نگاه دارم. از دل و جان روی تو را میطلبم، بنا به وعدهات مرا فیض ببخشا! به راههای خود اندیشیدهام، و گامهایم را به سوی شهادات تو برگردانیدهام. میشتابم و درنگ نمیکنم، تا فرمانهای تو را نگاه دارم. ریسمانهای شریران گرد من میپیچد، اما شریعت تو را فراموش نمیکنم. نیمههای شب برمیخیزم تا سپاست گویم، به جهت قوانین عادلانهات. همۀ ترسندگانت را رفیقم، آنان را که احکام تو را نگاه میدارند. خداوندا، زمین سرشار از محبت تو است؛ فرایض خویش را به من بیاموز! خداوندا، بنا به وعدهات بر خادم خود احسان کردهای. مرا معرفت و تشخیص درست بیاموز، زیرا به فرمانهای تو ایمان دارم. پیش از آنکه مصیبت بینم، رَه به خطا میپیمودم، اما اکنون کلام تو را نگاه میدارم. تو نیکو هستی و نیکویی میکنی؛ فرایض خود را به من بیاموز. متکبران بر من دروغ بستهاند، اما من با دل و جان احکام تو را نگاه میدارم. دل ایشان سنگ و بیاحساس است، اما من از شریعت تو لذت میبرم. مرا نیکوست که مصیبت دیدم، تا فرایض تو را فرا گیرم. شریعت دهان تو برایم بهتر است، از هزاران پاره سیم و زر. دستان تو مرا ساخت و شکل داد؛ مرا فهم ده تا فرامین تو را بیاموزم. ترسندگانِ تو مرا خواهند دید و شادمان خواهند شد، زیرا به کلام تو امیدوارم. خداوندا، میدانم که قوانین تو عدل است، و مصیبتی که بر من وارد آوردهای از امانت توست. بگذار محبت تو مایۀ تسلی من گردد، بنا بر وعدۀ تو به خادمت. رحمتهای تو به من برسد تا زنده مانم، زیرا که از شریعت تو لذت میبرم. باشد که متکبران سرافکنده شوند زیرا به حیله، حق مرا پایمال کردند، اما من در احکام تو تأمل خواهم کرد. باشد که ترسندگان تو به من روی نمایند، آنان که شهادات تو را میدانند. باشد که دل من به تمامی بر فرایض تو معطوف باشد، تا شرمنده نشوم!
تثنیه ۱۰:۱۲ تا آخر
«و اکنون ای اسرائیل، یهوه خدایت از تو چه میخواهد، جز آنکه از یهوه خدایت بترسی و در همۀ راههایش گام برداری و او را دوست بداری و یهوه خدای خود را به تمامی دل و تمامی جان خود عبادت کنی، اینک آسمان، آری بلندترین آسمانها، از آنِ یهوه خدای توست، و نیز زمین و هرآنچه در آن است. زیرا یهوه خدای شما خدای خدایان و رَبالارباب است، خدای عظیم و قادر و مَهیب که نه طرفداری میکند و نه رشوه میگیرد. از یهوه خدای خود بترسید و او را عبادت کنید. به او بچسبید و به نام او سوگند یاد کنید. او را تنها بستایید. اوست خدای شما که این کارهای عظیم و مَهیب را که به چشم خود دیدید برای شما انجام داده است. یتیمان و بیوهزنان را دادرسی میکند و غریبان را دوست داشته، خوراک و پوشاک به ایشان میدهد. با این همه، خداوند دل در پدران شما بست و ایشان را محبت کرد و پس از ایشان نسل ایشان، یعنی شما را از میان همۀ قومها برگزید، چنانکه امروز شده است. و فرمانهای خداوند و فرایض او را که من امروز برای خیریت تو به تو امر میفرمایم نگاه داری. پس شما نیز غریبان را دوست بدارید، زیرا که خود در سرزمین مصر غریب بودید. پدران شما هفتاد تن بودند که به مصر فرود شدند و اکنون یهوه خدایتان شما را چون ستارگان آسمان کثیر گردانیده است. پس دلهای خود را ختنه کنید و دیگر گردنکشی منمایید.