داستانهای ترسناک همیشه پرطرفدار بودهاند- البته فقط تا زمانی که جریان ترسناکی برای خودمان اتفاق نیفتد. اما قرائت امروز قطعاً روی دست همۀ آنها بلند میشود. مُهر هفتم گشوده شده و سکوتی رُعبانگیز و فلجکننده بر سرتاسر آسمان حکمفرما میشود. چه وحشت غیر قابل تصوری قرار است مکشوف گردد؟ برای آماده ساختن صحنه، نیاز به نیایشی الهی است، بههمراه بخورسوزی آکنده از آتش، که تُندَر و آذرخش و زمین لرزه پدید میآورد. و آنگاه وحشت کامل آمادۀ انفجار است. چهار فرشتۀ اول در شیپورهای خود دمیدند و مصیبتی بیسابقه بر هر چهار سوی دنیا را آغاز کردند. ترسناکترین فیلم پر از مصائب ظاهراً در مقایسه با این صحنه، چیزی جز قصهای بچگانه برای خواباندن خردسالان بهنظر نمیرسد. اما هنوز باید نفـَس خود را نگه داریم؛ زیرا تنها عقابی فریادی هراسآورتر بر میآورد که «وای، وای، وای بر ساکنان زمین». این بیشتر گزارشی است نمادین تا یک پیشگویی، شرحی از هرج و مرجی که رخ میدهد، آن هنگام که دنیا خدا را کنار میگذارد. همۀ جنبههای زندگی بر هم میریزد. شنیدن این پیام برای جامعۀ سکولار دشوار است و بیان آن نیز برای ایمانداران دشوارتر، چرا که مایل نیستند مقدسنما به نظر برسند. اما وقتی تمدنها لنگرگاههای الهی خود را رها میسازند و شروع به پرستش و خدمت به مخلوق و نه به خالق (رومیان ۱:۲۵) میکنند، ناچار سگهای هارِ هرج و مرج باید در دنیا رها شوند. دستکم در مکاشفۀ یوحنا اینطور ادعا شده است. تا چه اندازه این تحلیل از مسائل را میپذیرید؟ و چنانچه حقیقتی در آن باشد، چه واکنشی باید نشان دهیم، حتی همین امروز؟