نگارش کتاب میکاه به یک نبی اهل یهودا نسبت داده شده است. نبی‌ای که در سدهٔ هشتم پیش از میلاد تولد یافته و به شکلی غنی، نحوه‌های گوناگونی را نشان می‌دهد که خدا به‌واسطهٔ آنها با انسان ارتباط برقرار می‌سازد. خدا پر از شفقت و رحمت است، اما درعینِ‌حال، خشمگین و ویران‌کننده. میکاه به ما اجازه نمی‌دهد از کنار موضوع خشم خدا بی‌توجه بگذریم، موضوعی که بسیاری از آن اجتناب می‌کنند. با‌این‌حال، او پیامی امیدبخش را با صداقت و واقع‌بینی به آنانی بیان می‌کند که پریشانند و خرد‌شده.
میکاه کتاب خود را با دعوای خدا درست با همان قومی آغاز می‌کند که با ایشان رابطه‌ای مبتنی بر عهد دارد (فصل‌های ۱ تا ۳). اما میکاه فقط اسرائیل و یهودا را مخاطب قرار نمی‌دهد، بلکه همهٔ ملت‌ها و زمین را دعوت می‌کند تا گوش بسپارند. خداوندگارْ یَهْوِه خدایی متعلق به قومی خاص نیست، بلکه خداوندگار و صاحب‌اختیار همهٔ قوم‌ها و زمین است. اسرائیل شکست خورده و مردود شده است، بنابراین خدا او را مجازات می‌کند. از همهٔ قوم‌ها دعوت شده تا گوش فرا دهند، زیرا اسرائیل حتی در شکست و قصور خود، شاهدی برای همهٔ قوم‌ها باقی می‌مانَد. مکافات اسرائیل گواه و شهادتی است بر عدالت و انصاف خدا.

میکاه خدا را بَرین (متعالی، فراباشنده، یا ورای خلقت خود) نیز به تصویر می‌کِشد و هم درون‌بود (نزدیک به خلقت). او دور است، اما نزدیک می‌آید. میکاه می‌گوید که «خداوندگار از معبد مقدسش» می‌آید، خداوندی که «از مکان خویش بیرون می‌آید». پدیدار‌شدن خدا اثراتی پُرهیبت و هراس‌انگیز بر جهان طبیعی دارد، اما چنین به‌نظر می‌رسد که مردمان، خصوصاً قوم برگزیدهٔ خدا، در ادراک ظهور و تجلی او کُند هستند. گویا قوم خدا بر این باور بودند که او وظیفه دارد در کنارشان باشد، و شاید توانایی دیدن عملکرد خدا در تاریخ‌شان را نیز از دست داده بودند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *