امروز، نیمنگاهی به دنیای مستبدی که بردگان در آن میزیستند، خواهیم انداخت. یوسف به دلیل دروغها و حسادت اربابان خود به زندان افتاد و در آنجا، با ساقی و نانوای فرعون همبند شد. آنان نیز به دلیل توهمات کسی قدرتمندتر از خودشان به زندان افتاده بودند. اما حتی در بین بردگان نیز سلسلهمراتبی وجود داشت. در نتیجه، یوسف که دیگر دردانۀ کسی نبود، خادم خدمتکاران فرعون شد. آنها همان رفتاری را با او میکردند که به خودشان روا شده بود: آنها هنگام نیاز از او استفاده کرده و وقتی که نیازی به او نداشتند، فراموشش میکردند؛ آنها علاقهای به شنیدن داستان دزدیدهشدن او و دستگیری ناجوانمردانهاش نداشتند و زمانی که رئیس ساقیان، همانطور که یوسف پیشبینی کرده بود، دوباره به مقامی که دوست داشت منصوب شد، به چشمبرهمزدنی او را به فراموشی سپرد.یوسف درسهای باارزشی را در مورد خود و ارزش خود در دنیا آموخت. درسهایی که بعد از به قدرت رسیدن، او را استوار نگاه داشته و قادر میساختند تا هنگام روبهروشدن با خانوادۀ خود، بهطور مناسبی برایشان ارزش قائل شود. اما زمانی که یوسف، تنها و فراموش شده در زندان بود این را نمیدانست.
به ما گفته نشده که یوسف، حضور خدا را احساس کرد. اما مطمئناً او برای اولین بار، نقش خدا را در رؤیاها و تعبیرهای آنها درک و تأیید میکرد -چیزی که هنگام فخرفروختن به برادرانش، به آن توجهی نداشت. بر اساس این روایت، میدانیم که خدا با یوسف بود و شاید، ما نیز با دانستن این حقیقت تسلی یابیم که پنهانبودن خدا به معنای غیبت او نیست.
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق و جاودانی،
تو به آنچه آفریدهای علاقهمندی
و گناهان تمام توبهکاران را میبخشی:
دلی توبهکار و تازه در ما بیافرین
تا بهطور شایسته، با زاری در گناهانمان و درک رقتانگیزی و فلاکت خود،
از تو خدای تمام رحمتها، آمرزش و بخشایش را دریافت کنیم؛
در نام پسرت و خداوند ما عیسای مسیح
که زنده است و با تو حکومت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، از حال تا ابدالآباد.
Bible Study
پیدایش ۴۰
چندی بعد، ساقی و نانوای پادشاه مصر، به سرور خویش پادشاه مصر خطا ورزیدند. فرعون بر این دو خدمتگزار خود، یعنی رئیس ساقیان و رئیس نانوایان خشم گرفت و آنان را در زندانِ امیرِ قراولانِ دربار، همان جا که یوسف در بند بود، زندانی کرد. امیرِ قراولان، یوسف را برگماشت تا با ایشان باشد و ایشان را خدمت کند. و مدتی در زندان ماندند. شبی هر دو، یعنی ساقی و نانوای پادشاه مصر که در زندان در بند بودند، خوابی دیدند، هر یک خواب خود را. و هر خواب تعبیری از آنِ خود داشت. پس بامدادان، چون یوسف نزد آنان رفت، دید که مضطرب هستند. پس، از آن خدمتگزاران فرعون که همراه او در زندانِ سَرورش بودند، پرسید: «از چه سبب چنین غم بر چهره دارید؟» پاسخ دادند: «خوابی دیدهایم، ولی کسی نیست که آن را تعبیر کند.» پس یوسف بدیشان گفت: «مگر تعبیرها از آنِ خدا نیست؟ خوابتان را به من بازگویید.» آنگاه رئیس ساقیان خواب خود را برای یوسف بیان کرده، گفت: «در خواب، تاکی در برابر من بود، و آن تاک سه شاخه داشت که جوانه زدند و شکوفه آوردند و خوشههایشان انگورِ رسیده به بار آورد. جام فرعون در دستم بود و انگورها را چیدم و در جام فرعون فشردم و جام را در دست او نهادم.» یوسف به او گفت: «تعبیر خواب این است: سه شاخه، سه روز است. پس از سه روز، فرعون سَر تو را بر خواهد افراشت و تو را به مقام پیشینت باز خواهد گمارد و تو جام فرعون را، همچون زمانی که ساقی او بودی، در دست وی خواهی نهاد. فقط زمانی که برای تو نیکو شد، مرا به یاد آور و بر من احسان کن؛ احوال مرا به فرعون بازگو و از این خانه آزادم کن. زیرا براستی مرا از سرزمین عبرانیان دزدیدهاند، و اینجا نیز کاری نکردهام که مرا در سیاهچال افکنند.» چون رئیس نانوایان دید که تعبیر، نیکو بود، به وی گفت: «من نیز خوابی دیدم، که اینک سه سبدِ نان بر سرم قرار داشت. سبد بالایی پر از هر گونه خوراک پخته برای فرعون بود، ولی پرندگان آنها را از سبدی که بر سر من بود، میخوردند.» یوسف گفت: «تعبیر خواب این است: سه سبد، سه روز است. پس از سه روز، فرعون سر تو را از تَنَت بر خواهد افراشت و تو را بر دار خواهد آویخت؛ و پرندگان گوشت تن تو را خواهند خورد.» در روز سوّم، که روز میلاد فرعون بود، فرعون برای همۀ خدمتگزارانش ضیافتی به پا کرد و سر رئیس ساقیان و سر رئیس نانوایان را در میان خدمتگزاران خویش، برافراشت. رئیس ساقیان را به ساقیگریش بازگردانید، و او جام در دست فرعون مینهاد. ولی رئیس نانوایان را بر دار آویخت، همانگونه که یوسف برای ایشان تعبیر کرده بود. ولی رئیس ساقیان از یوسف یاد نکرد، بلکه او را فراموش نمود.
مزمور ۳
خداوندا، چه بسیارند دشمنانم! بسیاری بر ضد من برمیخیزند. بسیاری دربارۀ جان من میگویند: «برای او در خدا نجاتی نیست.» سِلاه اما تو ای خداوند، سپر هستی به دورَم، جلال من و سر فرازندۀ من. خداوند را به فریاد بلند میخواندم و او از کوه مقدسش اجابتم فرمود. سِلاه من آرمیده، به خواب رفتم، و باز بیدار شدم، زیرا خداوند نگاهم میدارد. از هزاران هزار نخواهم ترسید که از هر سو بر من صف آراستهاند. خداوندا، برخیز! ای خدای من، نجاتم ده! زیرا تو بر رخسار همۀ دشمنانم میزنی و دندانهای شریران را خُرد میکنی. نجات از آن خداوند است؛ برکت تو بر قومت باد! سِلاه
مزمور ۷
ای یهوه خدای من، به تو پناه میآورم؛ مرا از همۀ تعقیبکنندگانم نجات ده و برهان، مبادا همچون شیر جان مرا بدرند، و پاره پارهام کنند و رهانندهای نباشد. ای یهوه خدای من، اگر این را کرده باشم و دستانم به ظلم آلوده باشد؛ اگر دوست خود را به بدی عوض داده باشم، یا دشمنم را بیسبب تاراج کرده باشم، بگذار دشمنْ جانم را تعقیب کند و به من برسد؛ بگذار حیاتم را بر زمین پایمال کند و جانم را در خاک ساکن سازد. سِلاه خداوندا، در خشم خویش برخیز، و در برابر غضب دشمنانم قیام کن. برای من بیدار شو، ای که عدالت را حکم کردهای. بگذار جماعت قومها بر تو گرد آیند، فوق ایشان به مقام اعلی بازگرد. خداوند بر مردمان داوری میکند. خداوندا، فراخور پارساییام مرا داد بده، فراخور صداقتی که در من است. ای خدای عادل، که دلها و ذهنها را میآزمایی، شرارت شریران را پایان بخش و پارسایان را استوار گردان. سپر من خداست، که راستدلان را نجاتدهنده است. خدا داور عادل است، خدایی که هر روزه به خشم میآید. اگر انسان توبه نکند، شمشیر خود را تیز خواهد کرد، و کمان خود را کشیده، آماده خواهد فرمود. برای او سلاحهای مرگبار مهیا کرده، تیرهای خود را آتشین خواهد ساخت. بنگر آن کس را که به شرارت آبستن شده، و به فتنه حامله گشته، دروغ میزاید. حفرهای میکَنَد و آن را گود میکُند، و در چاهی که خود کنده است، فرو میافتد. فتنۀ او بر سرش خواهد برگشت، و خشونتش بر فرق سرش فرود خواهد آمد. خداوند را به شایستگیِ عدالتش سپاس خواهم گفت، نام خداوندِ متعال را خواهم سرایید.
غلاطیان ۳:۱-۱۴
ای غَلاطیان نادان، چه کسی شما را افسون کرده است؟ زیرا در برابر چشمان خود شما عیسی مسیح بهروشنی چون کسی که بر صلیب شد، ترسیم گردید. فقط میخواهم این را بدانم: آیا روح را با انجام اعمال شریعت یافتید یا با ایمان به آنچه شنیدید؟ آیا تا این حد نادانید که با روح آغاز کردید و اکنون میخواهید با تلاش انسانی به مقصد برسید؟ آیا همۀ آن چیزها بیهوده بر شما گذشته است؟ مگر اینکه براستی بیهوده بوده باشد! آیا خدا از آن جهت روح را به شما عطا میکند و معجزات در میان شما ظاهر میسازد که اعمال شریعت را به جا میآورید، یا از آن رو که به آنچه شنیدید ایمان دارید؟ چنانکه ابراهیم «به خدا ایمان آورد و این برای او پارسایی شمرده شد.» پس میبینید کسانی فرزند ابراهیماند که به ایمان تکیه دارند. و کتاب چون پیشتر دید که خدا غیریهودیان را بر پایۀ ایمان پارسا خواهد شمرد، از این رو، پیشاپیش به ابراهیم بشارت داد که «همۀ قومها به واسطۀ تو برکت خواهند یافت.» پس آنها که به ایمان اتکا دارند، با ابراهیمِ ایماندار برکت مییابند. زیرا آنان که بر انجام اعمال شریعت تکیه دارند، همگی زیر لعنتاند، چرا که نوشته شده است: «ملعون باد هر که در به جا آوردن تمام آنچه در کتاب شریعت نوشته شده ثابت نماند.» واضح است که هیچکس به واسطۀ شریعت نزد خدا پارسا شمرده نمیشود، زیرا «پارسا به ایمان زیست خواهد کرد.» امّا شریعت بر ایمان متکی نیست، بلکه «کسی که اینها را به عمل آوَرَد، به واسطۀ آنها حیات خواهد داشت.» مسیح به جای ما لعن شد و اینگونه ما را از لعنت شریعت بازخرید کرد، زیرا نوشته شده که «هر که به دار آویخته شود ملعون است.» او چنین کرد تا برکت ابراهیم در مسیحْ عیسی نصیب غیریهودیان گردد، و تا ما آن روح را که وعده داده شده بود، از راه ایمان دریافت کنیم.