Today's word: خروج ۶‏:‏۲‏-‏۱۳ | Bible Study: مزمور ۱۰۲عبرانیان ۱۰‏:‏۲۶ تا آخر

خروج، کتابی است در عهدعتیق که به واضح‌ترین شکل خود را به‌عنوان مجموعه‌ای از سنت‌ها به ما می‌نمایاند. داستان این کتاب گاهی ازهم‌گسیخته به‌نظر می‌رسد. نام‌های متنوعی در آن وجود دارد. همین‌طور، گاهی تأکیدات الهیاتی متفاوتی در آن می‌بینیم. ما می‌توانیم با کمک محققان، لایه‌های مختلف معنایی را از هم جدا کنیم، اما شاید بهتر باشد با این ناهماهنگی‌ها کنار بیاییم و قدرت این کتاب را در کلیتش و لایه‌های متعدد معنایی‌اش، ببینیم. پس بیایید با این روایت متفاوت از خواندگیِ موسی، به‌عنوان شرح موضوعات اصلی فصل‌های ابتدایی کتاب خروج روبه‌رو شویم.
یک‌بار دیگر، هویت خدا در مرکز داستان قرار گرفته است. این خدا، یهوه است (که به‌صورت «خداوند» نیز ترجمه شده است). نام او تازه بر موسی آشکار شده بود، اما همیشه، یعنی از زمان برگزیدن ابراهیم و خانواده‌اش، همراه آنان بوده است. خداوند وعدۀ سرزمینی را به آنها داده بود و آن را نیز به انجام خواهد رساند.

قوم اسرائیل، باز نقش خود را ایفا نکردند. آنها نمی‌دانستند که یهوه، خداوند، خدای ایشان است، اما اکنون، مسئلۀ همکاری آنها دیگر موضوعیت خود را از دست داده بود. دیگر نیازی به همکاری آنها نیست. موسی و هارون مستقیماً به دیدار فرعون فرستاده شدند تا به‌هرحال، مسئلۀ نجات قوم را به سرانجام برسانند.

در اینجا، با تأکید بر خدایِ کتاب خروج مواجه می‌شویم که خدای ما نیز می‌باشد. مقاومت در برابر او بی‌حاصل است، چه از طرف اسرائیلی‌هایی پر از شک باشد، چه فرعونی مستبد، و چه قدرت‌های گناه و مرگ. «بازوی افراشته و داوری‌های عظیم»، رهایی به ارمغان خواهد آورد.

Today's Prayer

ای خداوند رحمت‌ها،
خطاهای قوم خود را ببخش و بیامرز،
تا همگی ما از طریق نیکویی پرسخاوت تو،
از زنجیرهای گناهانی که از روی سستی مرتکب شده‌ایم، آزاد شویم؛
ای پدر آسمانی، این را به ما عطا کن،
به‌خاطر نام خداوند و نجات‌دهندۀ متبارک ما، عیسای مسیح،
که زنده است و با تو حکومت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، از حال تا ابدالآباد.

Bible Study

خروج ۶‏:‏۲‏-‏۱۳

خدا همچنین به موسی گفت: «من یهوه هستم. بر ابراهیم، اسحاق و یعقوب با نام خدای قادر مطلق ظاهر شدم، ولی خود را با نام یهوه بر آنها نشناساندم. همچنین عهد خویش را با ایشان استوار کردم تا سرزمین کنعان را بدیشان ببخشم، همان سرزمینی را که در آن غریب بودند. حال نالۀ بنی‌اسرائیل را که مصریان ایشان را به بندگی کشیده‌اند، شنیدم و عهد خویش را به یاد آوردم. پس بنی‌اسرائیل را بگو: ”من یهوه هستم و شما را از زیر یوغ بیگاری مصریان بیرون خواهم آورد. من شما را از بندگی ایشان رها خواهم کرد، و به بازوی افراشته و داوریهای عظیم شما را خواهم رهانید. من شما را بر خواهم گرفت تا قوم من باشید و من خدای شما خواهم بود. آنگاه خواهید دانست که من یهوه خدای شما هستم که شما را از زیر یوغ بیگاری مصریان به در آوردم. من شما را به سرزمینی خواهم برد که با دست افراشته سوگند خوردم آن را به ابراهیم و اسحاق و یعقوب ببخشم. آری، من آن سرزمین را میراث شما خواهم ساخت. من یهوه هستم.“» موسی این سخنان را به بنی‌اسرائیل بازگفت، ولی آنان به سبب پژمردگیِ روح و بندگیِ طاقت‌فرسای خود به او گوش ندادند. «برو و به فرعون پادشاه مصر بگو که بنی‌اسرائیل را از سرزمین خود بیرون بفرستد.» آنگاه خداوند به موسی گفت: ولی موسی به خداوند گفت: «بنی‌اسرائیل به من گوش فرا نمی‌دهند، پس چگونه فرعون به من گوش فرا خواهد داد، حال آن که مردی کُند زبانم؟» باری، خداوند بدین‌گونه دربارۀ بنی‌اسرائیل و فرعون پادشاه مصر با موسی و هارون سخن گفت، و به آنان فرمان داد بنی‌اسرائیل را از سرزمین مصر بیرون برند.

مزمور ۱۰۲

خداوندا دعایم را بشنو! بگذار فریاد کمکم به تو برسد! در روز تنگی‌ام، روی خویش از من پنهان مکن! گوش خود به من فرا دار، و در روزی که بخوانم، به‌زودی اجابتم فرما! زیرا روزهایم چون دود سپری می‌شود، و استخوانهایم همچون اخگرهای فروزان می‌سوزد. دلم همچون علف بریده شده و خشک گردیده است؛ خوردن نان خود را از یاد می‌برم! به سبب نالۀ بلندم از من جز پوست و استخوان نمانده است! همچون جغد صحرا گشته‌ام؛ مانند بومِ ویرانه‌ها گردیده‌ام! در بستر خود بیدار می‌مانم؛ چون گنجشکِ تنها بر لبِ بامَم! همۀ روز، دشمنانم بر من طعنه می‌زنند؛ ریشخندکنندگانم مرا لعن می‌کنند! زیرا خاکستر را چون نان می‌خورم و آنچه را که می‌نوشم با اشکها درمی‌آمیزم، به سبب خشم و غضب تو، زیرا مرا بلند کردی و سپس به زیر افکندی! روزهایم همچون سایۀ شامگاهی گشته، و من چون علف می‌خشکم! اما تو، خداوندا، تا ابد بر تخت نشسته‌ای، و ذکر تو تا جمیع نسلهاست. تو بر خواهی خاست و بر صَهیون شفقت خواهی کرد، زیرا وقت آن است که بر او نظر لطف افکنی! آری، زمان معین فرا رسیده است! زیرا که خادمانت سنگهایش را عزیز می‌دارند، و بر خاک آن شفقت می‌نمایند. قومها از نام خداوند خواهند ترسید، و همۀ پادشاهان زمین از جلال تو. زیرا خداوند صَهیون را بنا خواهد کرد و در جلال خویش نمایان خواهد شد. او به دعای بیچارگان التفات خواهد کرد، و استدعای ایشان را خوار نخواهد شمرد. باشد که این برای نسل آینده نوشته شود، تا قومی که آفریده خواهند شد خداوند را ستایش کرده، گویند: «او از عرش مقدس خود فرو نگریست؛ خداوند از آسمان بر زمین نظر افکند، تا نالۀ اسیران را بشنود و محکومین به مرگ را آزاد سازد.» تا نام خداوند را در صَهیون بر زبان رانند و ستایش او را در اورشلیم، آن هنگام که ملتها گرد هم آیند و ممالک نیز، تا خداوند را بپرستند. در میانۀ راه قوّتِ مرا خم کرده، و روزهای مرا کوتاه کرده است. پس گفتم: «ای خدای من، مرا در نیمۀ عمرم برمگیر، ای که سالهای تو تا جمیع نسلهاست! تو از قدیم بنیان زمین را نهادی، و آسمانها صنعت دستان توست! آنها از میان می‌روند، اما تو بر جا می‌مانی! آنها همه چون جامهْ مندرس خواهند شد! مانند لباس جایگزینشان خواهی کرد، و از میان خواهند رفت! اما تو همان هستی، و سالهای تو را پایانی نیست! فرزندانِ خدمتگزارانت قرار خواهند یافت، و نسل ایشان در حضور تو استوارخواهند شد.»'

عبرانیان ۱۰‏:‏۲۶ تا آخر

شریعت فقط سایۀ چیزهای نیکوی آینده است، نه صورت واقعی آنها. از همین رو، هرگز نمی‌تواند با قربانیهایی که سال به سال پیوسته تکرار می‌شود، آنان را که برای عبادت نزدیک می‌آیند، کامل سازد. زیرا اگر پس از بهره‌مندی از شناخت حقیقت، عمداً به گناه کردن ادامه دهیم، دیگر هیچ قربانی برای گناهان باقی نمی‌ماند؛ آنچه می‌ماند، انتظار هولناک مجازات و آتشی مَهیب است که دشمنان خدا را فرو خواهد بلعید. هر که شریعت موسی را رد می‌کرد، بنا بر گواهی دو یا سه شاهد، بدون ترحم کشته می‌شد. حال به گمان شما چقدر بیشتر کسی که پسر خدا را پایمال کرده و خون عهدی را که بدان تقدیس شده بود، ناپاک شمرده و به روح فیض، بی‌حرمتی روا داشته است، سزاوار مجازاتی بس سخت‌تر خواهد بود؟ زیرا او را می‌شناسیم که فرموده است: «انتقام از آن من است؛ من هستم که سزا خواهم داد،» و نیز: «خداوند قوم خود را داوری خواهد کرد.» آری، افتادن به دستهای خدای زنده چیزی هولناک است. آن روزهای پیشین را به یاد آورید، زمانی را که تازه منوّر شده بودید؛ در آن روزها، با تحمل رنج و زحمت، در مبارزه‌ای عظیم ایستادگی به خرج دادید. گاهی در برابر چشم همگان مورد اهانت و آزار قرار می‌گرفتید و گاهی دوش به دوش کسانی می‌ایستادید که با ایشان چنین رفتار می‌شد. با آنان که در زندان بودند، همدردی می‌کردید و تاراج اموال خود را با شادی می‌پذیرفتید، زیرا می‌دانستید از داراییهای بهتر که جاودانی است، برخوردارید. پس این آزادگی خود را ترک مگویید، زیرا پاداشی عظیم در پی خواهد داشت. چون لازم است پایداری کنید تا آنگاه که ارادۀ خدا را به انجام رساندید، وعده را بیابید. زیرا پس از اندک زمانی «او که باید بیاید، خواهد آمد و تأخیر نخواهد کرد. امّا شخصِ پارسای من به ایمان زیست خواهد کرد. و اگر عقب نشیند، از او خشنود نخواهم شد.» لیکن ما از کسانی نیستیم که به عقب برمی‌گردند و هلاک می‌شوند، بلکه از آنانیم که ایمان دارند و حیات می‌یابند.'

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *