مکاشفهٔ خدا از خویش
«آسمانها جلال خدا را بیان میکند،… شریعت خداوند کامل است و جان را برمی گرداند.»
مزمور ۱۹: ۱-۷
این مزمور بهطور خاص از نظر حکمت و سبک شعرگونهٔ قویاش، در بین دیگر مزامیر چون نگین میدرخشد. داوود به زیبایی سرود پرستش خدا از طریق خلقتش (۱- ۶) را در میآمیزد با سرود ستایش او بهجهت اعطای شریعتی که کامل است و جان را تازه میگرداند (۷-۱۴). این میتواند مؤید این حقیقت باشد که خدا نهتنها خواهان مکاشفهٔ خویش از طریق شریعت است، بلکه بهوسیلهٔ خلقتش نیز خود را بر مردمان مکشوف میسازد تا کسی را عذری نباشد. (رومیان ۱: ۲۰).
در آیات ۴-۶ واژگان خیمه، آفتاب، داماد و حجله بیشباهت به یکی از خدایان بابلیان نیستند. در نزد بابلیان باور بر این بود که خدای خورشید (شاماش)، پس از گذر از آسمان، به خیمهٔ خود در دریا، جایی که عروس او ساکن است در میآید. شاید که داوود نبی در تقابل با شاماش این واژگان را بهکار میبرد تا حقیقتی را عنوان نماید: آن حقیقت در آیههای مذکور این است که خورشید نه یکی از خدایان، بلکه خلقشده بهواسطهٔ خدای خالق است. خدایی که آسمان و فلک همصدا جلال او را میستایند.
در این مزمور، گویا کتاب خلقت و کتاب شریعت ورقبهورق از یک خدا سخن میرانند؛ چنانکه اگر خلقت مکاشفهکنندهٔ جلال خدای خالق است، شریعت آشکارکنندهٔ ارادهٔ اوست. در ادامه، گویا داوود این شریعت را (۷) با فرایض خداوند (۸) و ترس خداوند (۹) بهگونهای مترادف بهکار میبرد که از طلا مرغوبترند (۱۰) و در حفظ آنها ثواب عظیمی است (۱۱). اما آیا بهراستی کسی هست که قادر باشد چنین ثواب عظیمی را در قبال حفظ شریعت بهدست آورد؟
داوود بهخوبی بر این امر واقف است که «نیکوکاری نیست یکی هم نی» (۱۴: ۳). از اینرو است که از خدای خویش، هم او که صخره و نجاتدهنده است طلب بخشش و طهارت مینماید. بر ماست که هر روزه در حضور خدای نجاتدهنده زانو بزنیم و از او طلب کنیم تا ما را از خطاهای مخفی و آشکارمان طاهر سازد.