Today's word: یوحنا ۴: ۱۴ | Bible Study: یوحنا ۴: ۱- ۳۰

تشنۀ آب حیات

اما هرکه از آن آب که من به او دهم بنوشد، هرگز تشنه نخواهد شد، بلکه آبی که من می‌دهم در او چشمه‌ای می‌شود که تا حیات جاویدان جوشان است. یوحنا ۴: ۱۴

با وجود اختلاط و آمیزش یهودیان ساکن در منطقۀ سامره با اقوام غیر یهودی، ظاهراً در زمان عیسی، بیشتر آنها پیرو یهوه خدای اسرائیل بودند. سامریان تنها به پنج کتاب تورات باور داشتند و پادشاهی داود و فرزندانش را به رسمیت نمی‌شناختند. آنها با منتسب کردن خود به یعقوب (پیدایش ۳۲: ۲۸) خود را اسرائیلی حقیقی می‌دانستند. به همین جهت آنان به تبعیت از اجدادشان در همان منطقه‌ای که ابراهیم و یعقوب برای خداوند مذبحی بنا کرده بودند (پیدایش ۱۲: ۶ – ۷ و ۳۳: ۱۸ – ۲۰) معبدی در بالای کوه برای پرستش یهوه ساخته بودند. این اختلاف اساسی سبب شده بود که یهودیان هیچ معاشرتی با سامریان نداشته، آنها را ناپاک بدانند، تا جایی که بسیاری از آنان حتی عبور از سامره را سبب نجس شدن خود می‌پنداشتند.

علی رغم این دشمنی تاریخی، عیسی بر حسب ضرورتِ برنامۀ الهی تصمیم به عبور از سامره می‌گیرد. در مکانی در طول این مسیر، هنگامی که شاگردان عیسی برای تهیۀ آذوقه به شهرکی در آن حوالی رفته بودند، او در کنار یک چاه به گفتگو با زنی می‌پردازد که برای برداشتن آب آمده بود. عیسی برای رفع تشنگی درخواست آب می‌کند، اما همزمان از این فرصت بهره برده، این زن را از آب حیاتی که نزد خود دارد آگاه می‌سازد. بدنبال درخواست عیسی  برای آبی که به باور یهود سبب نجاست آنها می‌شد، این زن خود را با شخصی روبرو می‌بیند که برای انسانیت او ارزشی بیش از سنت‌های دینی خود قائل است. عیسی، در پس یک زندگی گناه آلود و آشفته، نیاز یک انسان شکسته و آسیب پذیر را می‌بیند. برای عیسی، این زن، نه نجس، نه دشمن و نه انسانی پایین‌تر از سایر یهودیان است. بلکه او یک همسایۀ دردمند است که نیاز به شناخت حقیقت دارد، حقیقتی که نه در معبد یهود محدود می‌شود و نه در معبد بالای کوه جرزیم، بلکه مجاناً از طریق عیسی به هر کسی که تشنه باشد داده خواهد شد. از قضا، در مشیت الهی، این زن گناهکار و شکسته، کلید دستیابی به قلب سایر افراد یک شهر کوچک است. چه بسیارند افرادی که علیرغم مرتبۀ پایین اجتماعی، در صورت آگاهی از حقیقت، قادرند مردم بسیاری را به سوی مسیح هدایت کنند.

Bible Study

یوحنا ۴: ۱۴

اما هرکه از آن آب که من به او دهم بنوشد، هرگز تشنه نخواهد شد، بلکه آبی که من می‌دهم در او چشمه‌ای می‌شود که تا حیات جاویدان جوشان است.

یوحنا ۴: ۱- ۳۰

1چون عیسی دریافت که فَریسیان شنیده‌اند او بیش از یحیی پیرو یافته، تعمیدشان می‌دهد 2- شاگردان عیسی تعمید می‌دادند نه خودش - 3یهودیه را ترک گفت و دیگر بار رهسپار جلیل شد. 4و می‌بایست از سامِرِه بگذرد. 5پس به شهری از سامِرِه به نام سوخار رسید، نزدیک قطعه زمینی که یعقوب به پسر خود یوسف داده بود. 6چاه یعقوب در آنجا بود و عیسی خسته از سفر در کنار چاه نشست. حدود ساعتِ ششم از روز بود.
7در این هنگام، زنی از مردمان سامِرِه برای آب کشیدن آمد. عیسی به او گفت: «جرعه‌ای آب به من بده،» 8زیرا شاگردانش برای تهیۀ خوراک به شهر رفته بودند. 9زن به او گفت: «چگونه تو که یهودی هستی، از من که زنی سامِری‌ام آب می‌خواهی؟» زیرا یهودیان با سامِریان مراوده نمی‌کنند. 10عیسی در پاسخ گفت: «اگر موهبت خدا را درمی‌یافتی و می‌دانستی کیست که از تو آب می‌خواهد، تو خود از او می‌خواستی، و به تو آبی زنده عطا می‌کرد.» 11زن به او گفت: «سرورم، سطل نداری و چاه عمیق است، پس آب زنده از کجا می‌آوری؟ 12آیا تو از پدر ما یعقوب بزرگتری که این چاه را به ما داد، و خود و پسران و گله‌هایش از آن می‌آشامیدند؟» 13عیسی گفت: «هر که از این آب می‌نوشد، باز تشنه می‌شود. 14امّا هر که از آن آب که من به او دهم بنوشد، هرگز تشنه نخواهد شد، بلکه آبی که من می‌دهم در او چشمه‌ای می‌شود که تا به حیات جاویدان جوشان است.» 15زن گفت: «سرورم، از این آب به من بده، تا دیگر تشنه نشوم و برای آب کشیدن به اینجا نیایم.» 16عیسی گفت: «برو، شوهرت را بخوان و بازگرد.»
17زن پاسخ داد: «شوهر ندارم.» عیسی گفت: «راست می‌گویی که شوهر نداری، 18زیرا پنج شوهر داشته‌ای و آن که هم‌اکنون داری، شوهرت نیست. آنچه گفتی راست است!» 19زن گفت: «سرورم، می‌بینم که نبی هستی. 20پدران ما در این کوه پرستش می‌کردند، امّا شما می‌گویید جایی که در آن باید پرستش کرد اورشلیم است.» 21عیسی گفت: «ای زن، باور کن، زمانی فرا خواهد رسید که پدر را نه در این کوه پرستش خواهید کرد، نه در اورشلیم. 22شما آنچه را نمی‌شناسید می‌پرستید، امّا ما آنچه را می‌شناسیم می‌پرستیم، زیرا نجات به واسطۀ قوم یهود فراهم می‌آید. 23امّا زمانی می‌رسد، و هم‌اکنون فرا رسیده است، که پرستندگانِ راستین، پدر را در روح و راستی پرستش خواهند کرد، زیرا پدر جویای چنین پرستندگانی است. 24خدا روح است و پرستندگانش باید او را در روح و راستی بپرستند.» 25زن گفت: «می‌دانم که مسیح (که معنی آن ’مسح شده‘ است) خواهد آمد؛ چون او آید، همه چیز را برای ما بیان خواهد کرد.» 26عیسی به او گفت: «من که با تو سخن می‌گویم، همانم.»
27همان دم، شاگردان عیسی از راه رسیدند و تعجب کردند که با زنی سخن می‌گوید. امّا هیچ‌یک نپرسید «چه می‌خواهی؟» یا «چرا با او سخن می‌گویی؟» 28آنگاه زن، کوزۀ خویش بر جای گذاشت و به شهر رفت و به مردم گفت: 29«بیایید مردی را ببینید که هرآنچه تا‌ کنون کرده بودم، به من بازگفت. آیا ممکن نیست او مسیح باشد؟» 30پس آنها از شهر بیرون آمده، نزد عیسی روان شدند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *