قوم اسرائیل از وفاداری به خدایی که ایشان را از بندگی رهایی داده بود، روی برگردانده بودند، خدایی که از ایشان یک ملت ساخت و سرزمین موعود را به ایشان بخشید. ایشان میخواستند پادشاهی بجای خدا بگذارند، یک فرمانروای بشری که بتوانند او را ببینند و صدایش را بشنوند، کسی که بتواند از ایشان، آنگونه که برایشان قابل درک باشد، دفاع کند و محافظت بهعمل آورد. شاید ما بیش از نگارندگان کتابمقدس، با ایشان همدلی کنیم.
در این ماجرا، چه تقابل و قیاس ناخوشایندی هست. فرمانروای قوم اسرائیل یا میتوانست خدایی باشد که خلقشان کرده بود، یا جوانی که خود را در میان اسبابها پنهان ساخته بود. چه احمقانه به نظر رسیدند وقتی که در مقابل قامت بلند او چنین شور و هیجان نشان دادند. ما چه خوب میتوانیم این را درک کنیم، ما که رهبران مملکتمان باید روی صفحۀ تلویزیون، خوشسیما و خوشسخن به نظر برسند.
اما از همان زمان، مشکلات در حال صفآرایی در برابر شائول بودند. همه از سلطنت او احساس رضایت نمیکردند، و دشمنانی بیرحم نیز در چشمانتظارش بودند. این پادشاه قرار نبود در کاخ خود آرام بنشیند. مردم نیاز داشتند که او پادشاهی «درست و حسابی» گردد.
احتمالاً آنچه میخوانیم، آغاز اندوهبارترین ماجرای کتابمقدس است. دلمان میخواهد همه چیز برای شائول بینوا که برخلاف میلش انتخاب شده بود، بهآسانی پیش برود، اما از هماکنون میتوان احساس کرد که او بهراحتی به وظایفش عادت نخواهد کرد. شاید حتی از خود بپرسیم که نکند خدایی بیرحم از او استفاده میکند تا نشان دهد که حاکمیت یک انسان نمیتواند مناسب باشد. اما وقتی از دنبالۀ ماجرا مطلع شویم، خواهیم توانست دست به قضاوت بزنیم.
Today's Prayer
ای خدای بزرگوار و سخاوتمند،
تو به ما عطایایی میدهی و باعث فزونی آنها میشوی:
گرچه ایمانمان به کوچکی دانۀ خردل است،
اما آن را تا فرارسیدن جلالت،
و شکوفایی پادشاهیات، رشد بده؛
بهواسطۀ عیسای مسیح، خداوندگار ما.
Bible Study
اول سموئیل ۱۰:۱۷ تا آخر
باری، سموئیل قوم را با هم به حضور خداوند در مِصفَه فرا خواند و بدیشان گفت: «این است آنچه یهوه خدای اسرائیل میفرماید: ”من اسرائیل را از مصر بیرون آوردم و شما را از دست مصریان و نیز از دست تمامی حکومتهایی که بر شما ستم میکردند، رهایی دادم.“ ولی امروز شما خدای خود را که شما را از تمامی مصیبتها و مشقتهایتان نجات میبخشد، رد کرده، بدو گفتهاید: ”نه، بلکه بر ما پادشاهی بگمار“. پس حال بر حسب قبایل و هزارهای خود در حضور خداوند حاضر شوید.» چون سموئیل تمامی قبایل اسرائیل را پیش آورد، قبیلۀ بِنیامین برگزیده شد. آنگاه قبیلۀ بِنیامین را طایفه به طایفه پیش آورد، و طایفۀ مَطری برگزیده شد. و سپس شائول پسر قِیس برگزیده شد. ولی چون او را جُستند، نیافتند. بنابراین دیگر بار از خداوند سئوال کردند که: «آیا آن مرد تا کنون بدینجا رسیده است؟» خداوند گفت: «اینک خود را میان اسبابها پنهان کرده است.» پس دویدند و او را از آنجا آوردند. و چون شائول در میان قوم ایستاد، سر و گردنی از دیگران بلندتر بود. و سموئیل به تمامی قوم گفت: «آیا مردی را که خداوند برگزیده است، میبینید؟ در میان تمامی قوم کسی همانند او نیست.» و تمامی قوم فریاد برآوردند: «زنده باد پادشاه!» آنگاه سموئیل قواعد پادشاهی را برای قوم شرح داد و آنها را در کتابی نوشته، در حضور خداوند نهاد. سپس تمامی قوم را مرخص کرد تا هر کس به خانۀ خود رود. شائول نیز به خانهاش در جِبعَه بازگشت و به همراه او مردان دلاوری که خداوند دلشان را برانگیخته بود نیز رفتند. ولی برخی از افراد فرومایه گفتند: «چگونه این مرد میتواند ما را نجات دهد؟» پس او را خوار شمردند و هدیهای برایش نیاوردند. اما شائول هیچ نگفت.'
مزمور ۵
آه ای خداوند، به سخنانم گوش فرا ده و نالهام را ملاحظه فرما. ای پادشاهم و ای خدایم، به صدای فریادم توجه کن، زیرا به تو دعا میکنم. خداوندا، صبحگاهان صدای مرا میشنوی؛ بامدادان، استدعایم را به حضورت میآرایم و انتظار میکشم. تو خدایی نیستی که از شرارت لذت ببری؛ بدی نزد تو میهمان نتواند شد. خودستایان در برابر دیدگانت نتوانند ایستاد؛ تو از همۀ بدکاران نفرت میکنی. تو دروغگویان را هلاک میسازی. خداوند از اشخاص خونریز و فریبکار کراهت دارد. اما من از کثرت محبت تو به خانهات در خواهم آمد و در حیرت از تو، به سوی معبد مقدست پرستش خواهم کرد. خداوندا، به سبب دشمنانم مرا در طریق درست خود رهبری فرما و راه خود را پیش روی من راست گردان. زیرا که حقیقت بر زبانشان نیست و در باطنشان تباهی است و بس. گلویشان گوری است گشاده، و زبان خود را چرب میکنند. خدایا، ایشان را تقصیرکار بشمار، باشد که به سبب مشورتهای خود بیفتند؛ به سبب کثرت نافرمانیهایشان دورشان افکن، زیرا که بر تو شوریدهاند. اما آنان که به تو پناه میآورند جملگی شادمان شوند و جاودانه بانگ شادی برآورند. زیر سایۀ خود محفوظشان بدار تا دوستداران نام تو در تو وجد کنند. زیرا تو، خداوندا، پارسایان را برکت میدهی و آنان را با لطف خود چون سپر احاطه میکنی.'
مزمور ۶
خداوندا، در خشم خود توبیخم مکن، و در غضب خویش تأدیبم منما. خداوندا، مرا فیض عطا فرما، زیرا که پژمردهام؛ خداوندا، شفایم بخش، زیرا استخوانهایم مضطرب است، و جانم سخت پریشان است. و اما تو، ای خداوند، تا چند؟ خداوندا، بازگرد و جانم را برهان؛ بهخاطر محبت خویش نجاتم بخش. زیرا مردگان، تو را یاد نتوانند کرد. کیست که در هاویه تو را بستاید؟ از نالیدن خستهام، هر شب بسترم را غرق اشک میکنم، و تختخوابم را به گریه تَر میسازم. دیدگانم از اندوه، کمسو شده و به سبب همۀ دشمنانم، تار گشته است. ای همۀ بدکاران از من دور شوید، زیرا خداوند صدای گریۀ مرا شنیده است. آری، خداوند التماس مرا شنیده است؛ خداوند دعای مرا قبول میفرماید. دشمنانم جملگی سرافکنده و سخت پریشان خواهند شد، آنان روی برگردانیده، به ناگاه خجل خواهند گشت.'
لوقا ۲۲:۳۱-۳۸
«ای شَمعون، ای شَمعون، شیطان اجازه خواست شما را همچون گندم غَربال کند. امّا من برای تو دعا کردم تا ایمانت تلف نشود. پس چون بازگشتی، برادرانت را استوار بدار.» امّا او در پاسخ گفت: «ای سرورم، من آمادهام با تو به زندان بروم و جان بسپارم.» عیسی جواب داد: «پطرس، بدان که امروز پیش از بانگ خروس، سه بار انکار خواهی کرد که مرا میشناسی.» سپس از آنها پرسید: «آیا زمانی که شما را بدون کیسۀ پول و توشهدان و کفش گسیل داشتم، به چیزی محتاج شدید؟» پاسخ دادند: «نه، به هیچ چیز.» پس به آنها گفت: «امّا اکنون هر که کیسه یا توشهدان دارد، آن را برگیرد و اگر شمشیر ندارد، جامۀ خود را فروخته، شمشیری بخرد. زیرا این نوشته باید دربارۀ من تحقق یابد که: ”او از خطاکاران محسوب شد.“ آری، آنچه دربارۀ من نوشته شده، در شرف تحقق است.» شاگردان گفتند: «ای خداوند، بنگر، دو شمشیر داریم.» به ایشان گفت: «کافی است!» '