Today's word: لوقا ۱۴:‏۲۵ تا آخر | Bible Study: اول سموئیل ۱۵:‏۳۴ تا ۱۶:‏۱۳حزقیال ۱۷:‏۲۲ تا آخرمزمور ۹۲:‏۱-‏۸

تداوم‌یابنده

وقتی عیسی استعاره‌‌هایی به منظور توصیف پادشاهی خدا به‌کار می‌بَرَد، غالباً از تصاویری اشیایی استفاده می‌کند که در ظاهر فاقد نظم هستند. برای مثال فرموده: «من تاک هستم و شما شاخه‌های آن.» (یوحنا ۱۵:‏۵). در اینجا عیسی هیچ اشاره‌ای به درخت شکوهمند سرو لبنان نمی‌کند، بلکه به گیاهی زمخت و پیچ در پیچی که نیاز به مراقبت صبورانه و دقیق باغبان دارد. و نیز گیاهی که مطلقاً زیبا به نظر نمی‌رسد. در واقع، تاک درختی بزرگ و بدمنظر است- اما بر حسب ظاهر قضاوت نکنید: نخست میوۀ آن را بچشید.

امروز، در مَثل کوتاه دیگری، عیسی پادشاهی آسمان را به دانۀ خردل تشبیه کرده، به یکی از کوچکترین دانه‌هایی که «چون کاشته شد، می‌رُویَد و… شاخه‌های بزرگ می‌آوَرَد.» این تصویری است طنزآلود و حتی شاید هم طعنه‌آمیز. معمولاً انتظار داریم که پادشاهی خدا تشبیه گردد به بلندترین و نیرومندترین درختان. اما عیسی کلیسا را به چیزی تشبیه می‌کند که نسبتاً سریع و تقریباً از هیچ می‌رُویَد، و وقتی رشد کرد، بوته‌ای نازک و بدقواره می‌شود که به‌زحمت آشیانۀ پرنده‌ای را روی خود نگاه می‌دارد.

از اینرو، کلیسا می‌تواند از این سخنان عیسی به‌نوعی تسلی و دلگرمی بیابد. کلیسا مانند دانۀ خردل، ممکن است بوته‌ای درهم و برهم و نامنظم باشد. یا مانند تاک، ممکن است پیچ در پیچ و زمخت باشد. هیچ‌یک از این دو گیاه خوش‌منظر نیستند. اما عیسی در مورد ماهیت کلیسا، مطلب کاملاً عمیقی بیان می‌کند: کلیسا آشفته، گسترده و مانند پسربچه‌ای شلخته خواهد بود. و نکتۀ مهم همین است. غالباً آسان نیست که جای خود را در کلیساهایی آراسته و منظم پیدا کنیم. و شاید برای مدتی، احساس غریبگی و آوارگی کنیم. اما در کلیسایی برهم‌ریخته و تاحدی نامنظم، همه می‌توانند کاشانه‌ای برای خود بیابند.

Bible Study

لوقا ۱۴:‏۲۵ تا آخر

جمعیتی انبوه عیسی را همراهی می‌کرد. او رو بدیشان کرد و گفت: «هر که نزد من آید و از پدر و مادر، زن و فرزند، برادر و خواهر، و حتی از جان خود نفرت ندارد، شاگرد من نتواند بود. و هر که صلیب خود را بر دوش نکشد و از پی من نیاید، شاگرد من نتواند بود. «کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و نخست ننشیند تا هزینۀ آن را برآوُرد کند و ببیند آیا توان تکمیل آن را دارد یا نه؟ زیرا اگر پی آن را بگذارد امّا از تکمیل بنا درمانَد، هر که بیند، استهزا کرده، گوید: ”این شخص ساختن بنایی را آغاز کرد، امّا از تکمیل آن درمانده است!“ «و یا کدام پادشاه است که راهیِ جنگ با پادشاهی دیگر شود، بی‌آنکه نخست بنشیند و بیندیشد که آیا با ده هزار سرباز می‌تواند به رویاروییِ کسی رود که با بیست هزار سرباز به جنگ او می‌آید؟ و اگر بیند که او را توان رویارویی نیست، آنگاه تا سپاه دشمن دور است، سخنگویی خواهد فرستاد تا جویای شرایط صلح شود. به همین‌سان، هیچ‌یک از شما نیز تا از تمام دارایی خود دست نشوید، شاگرد من نتواند بود. «نمک نیکوست، امّا اگر خاصیتش را از دست بدهد، چگونه می‌توان آن را باز نمکین ساخت؟ نه به کار زمین می‌آید و نه درخور کُپّۀ کود است؛ بلکه آن را دور می‌ریزند. هر که گوش شنوا دارد، بشنود!»

اول سموئیل ۱۵:‏۳۴ تا ۱۶:‏۱۳

و سموئیل تا روزی که چشم از جهان فرو بست، دیگر شائول را ندید، اما برای شائول ماتم می‌گرفت. و خداوند از اینکه شائول را بر اسرائیل پادشاه ساخته بود، متأسف بود. اما سموئیل گفت: «همان‌گونه که شمشیر تو زنان را بی‌اولاد کرد، مادرت در میان زنان بی‌اولاد خواهد شد.» و سموئیل اَجاج را در حضور خداوند در جِلجال قطعه قطعه کرد. پس سموئیل از پی شائول بازگشت و شائول خداوند را پرستش کرد. آنگاه سموئیل گفت: «اَجاج، پادشاه عَمالیقیان را اینجا نزد من آورید.» اَجاج به خُرمی نزد او آمد و گفت: «به‌یقین تلخی مرگ گذشته است.» شائول گفت: «گناه کرده‌ام؛ اما حال تمنا دارم حرمت مرا در حضور مشایخ قومم و در حضور اسرائیل نگاه داری و همراه من بازگردی تا یهوه خدایت را پرستش کنم.» به‌علاوه، جلال اسرائیل دروغ نمی‌گوید و از تصمیم خود منصرف نمی‌شود؛ زیرا او انسان نیست که از تصمیم خود منصرف شود.» سموئیل وی را گفت: «امروز خداوند پادشاهی اسرائیل را از تو پاره کرده و آن را به همسایه‌ات که بهتر از توست، بخشیده است. چون سموئیل برگشت تا برود، شائول دامن ردای او را گرفت، که پاره شد. اما سموئیل پاسخ داد: «با تو باز نخواهم گشت، زیرا کلام خداوند را رد کردی و خداوند نیز تو را از پادشاهی بر اسرائیل رد کرده است!» آنگاه شائول به سموئیل گفت: «گناه کردم، زیرا فرمان خداوند و سخنان تو را زیر پا نهادم، چونکه از مردم ترسیدم و سخن ایشان را شنیدم. زیرا تمرد همچون گناه غیبگویی است، و گردنکِشی همچون شرارتِ بت‌پرستی. از آنجا که تو کلام خداوند را رد کردی، خداوند نیز تو را از پادشاهی رد کرده است.» سموئیل پاسخ داد: «آیا هدایای تمام‌سوز و قربانیها خداوند را بیشتر خشنود می‌سازد یا اطاعت از فرمان خداوند؟ اینک اطاعت از قربانیها نیکوتر است، و گوش سپردن از چربی قوچها بهتر‌. اما سربازان از غنایم، گوسفندان و گاوان، یعنی بهترینِ آنچه را حرام شده بود، گرفتند تا برای یهوه خدایت در جِلجال قربانی کنند.» شائول به سموئیل گفت: «آواز خداوند را شنیدم و به مأموریتی که مرا فرستاد، رفتم. اَجاج، پادشاه عَمالیق را با خود آوردم و عَمالیقیان را به نابودی کامل سپردم. پس چرا آواز خداوند را نشنیدی، بلکه بر غنایم هجوم برده، آنچه را که در نظر خداوند بد است، به جا آوردی؟» و تو را به مأموریتی فرستاده، فرمود: ”برو و آن گناهکاران، یعنی عَمالیقیان را به نابودی کامل بسپار و با ایشان بجنگ تا محو و نابود شوند!“ سموئیل گفت: «اگرچه در نظر خویش حقیر هستی، آیا رئیس قبایل اسرائیل نشدی؟ خداوند تو را به پادشاهی بر اسرائیل مسح کرد، سموئیل به شائول گفت: «تأمل کن تا آنچه را خداوند دیشب به من فرموده است، برایت بازگویم.» شائول گفت: «بفرما.» شائول گفت: «سربازان آنها را از عَمالیقیان ستانده‌اند و بهترین گوسفندان و گاوان را زنده نگاه داشته‌اند تا برای یهوه خدایت قربانی کنند، ولی مابقی را به نابودی کامل سپرده‌ایم.»
و اما خداوند به سموئیل گفت: «تا به کی برای شائول ماتم می‌گیری حال آنکه من او را از پادشاهی بر اسرائیل رد کرده‌ام؟ روغندان خویش را از روغن پر کن و روانه شو؛ تو را نزد یَسای بِیت‌لِحِمی می‌فرستم، زیرا از پسرانش یکی را برای خود به پادشاهی تعیین کرده‌ام.» سموئیل گفت: «چگونه بروم؟ اگر شائول این را بشنود، مرا خواهد کشت.» خداوند فرمود: «گوساله‌ای ماده همراه خود ببر و بگو: ”آمده‌ام تا برای خداوند قربانی کنم.“ یَسا را به قربانی دعوت کن، و من تو را از آنچه باید بکنی، آگاه خواهم ساخت. تو باید آن کس را که به تو می‌گویم، برای من مسح کنی.»

حزقیال ۱۷:‏۲۲ تا آخر

خداوندگارْ یهوه چنین می‌گوید: «من خودْ از بلندترین نوک سرو آزاد، جوانه‌ای گرفته، آن را خواهم کاشت. من از بالاترین جوانه‌هایش، جوانه‌ای لطیف خواهم کَند و خودْ آن را بر کوهی رفیع و بلند خواهم نشانید. آری من آن را بر کوهی بلند که اسرائیل باشد خواهم کاشت، تا شاخه‌ها آورده، میوه دهد و سَرو آزادی مرغوب گردد. انواع پرندگان زیر آن ساکن خواهند شد و هر قِسم مرغ بالدار در سایۀ شاخه‌هایش آشیان خواهد کرد. و همۀ درختان صحرا خواهند دانست که من، یهوه، درخت بلند را پست می‌سازم و درخت پست را برمی‌افرازم؛ درخت سبز را می‌خشکانم و درخت خشک را برومند می‌سازم. من، یهوه، سخن گفته‌ام و آن را به عمل خواهم آورد.»

مزمور ۹۲:‏۱-‏۸

چه نیکوست خداوند را ستودن، و در وصف نام تو، ای متعال، سراییدن؛ بامدادان محبت تو را اعلام کردن، و شامگاهان وفاداری تو را، زیرا که تو ای خداوند، مرا به کارهایت شادمان ساخته‌ای؛ پس در وصف اعمال دستهای تو شادمانه می‌سرایم. اعمال تو ای خداوند چه عظیم است، و اندیشه‌هایت چه ژرف! مرد وحشی نمی‌داند و نادان این را درنمی‌یابد که هرچند شریران چون علف برویند و بدکاران جملگی بشکفند، برای این است که تا به ابد هلاک گردند؛ اما تو ای خداوند، تا به ابد متعال هستی!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *