زمانی که دانشجوی مقطع کارشناسی بودم به خود میبالیدم که در بهترین بخش یکی از ترمها با وفاداری به گیاهی در راهپلهٔ خانهای که در آن اتاقی اجاره کرده بودم، آب میدادم. بسیار خرسند بودم که میدیدم آن گیاه چه خوب رشد میکند، تا اینکه پی بردم که واقعاً چنین نبود! اول تقصیر را به گردن نورِ کمی که در آن قسمت از خانه بود انداختم، اما هیچگاه به این فکر نیفتاده بودم که از خود بپرسم چرا هر گیاهی میتوانست در نوری ضعیف، اینچنین شادمانه «رشد کند». بهنوعی برایم دشوار بود که این را تصدیق کنم، اما در یک چشم بر هم زدن، همین موضوع درس مهمی به من داد، این درس که اینچنین سودمند و روشن، در تأمل مبسوط پولس دربارهٔ رشد و رهبری کلیسا ارائه شده است.
یکی از دانشمندان کتابمقدس به نام «نیکولاس کینگ»، در ترجمهای که از عهدجدید انجام داده است خاطرنشان میسازد که کاربرد پولس از دو استعاره در خصوص وحدت در این فصل، شایان اهمیت است: یکی استعارهٔ مزرعه است و دیگری استعارهٔ ساختمان. اینها حکایت از تلاقی جالبی از مداخلت امور حیاتی و صنعت دست انسان دارند. ما میتوانیم بکاریم و روشهایی برای رشد طرحریزی کنیم، اما غالباً قادر نیستیم پیشبینی کنیم که رشد در کجا صورت خواهد گرفت. بیشتر از آن، رشد در مکانهایی نامحتمل و در افرادی نامحتملتر از آن رخ میدهد. همچنین رشد ممکن است بسته به شرایط و موقعیتها، بسیار متفاوت بهنظر برسد. پولس مانند اکثر موارد، تمرکز را به خدا بر میگرداند تا به مسیحیان قرنتس (و به ما) یادآوری کند که پی و فونداسیون در کجا قرار دارد.