فرشتۀ ششم اکنون به پیش میآید و آن چهار فرشته را که ظاهراً برای این زمان دقیق نگاه داشته شده بودند («همین ساعت و همین روز و همین ماه و…»)، رها میسازد. در همان حال که بار مصائب بعدی، در مسیر خود، مانند قبیلۀ هلاک کنندگان از اعماق «موردور» (در داستان «ارباب حلقهها»/م.) سرازیر میشود ممکن است ترجیح بدهیم «نگاه خود را برداریم»، یا به بخشهای راحتتر عهد جدید نگاه کنیم. دویست میلیون جنگآور آدمکش که بر اسب سوارند، و آتش و دود و گوگرد از دهانشان بیرون میجهد، با این هدف که یک سوم بشر را با بلاهای گوناگون از میان ببرند رویای ناخوشایندی را در برابر دیدگانمان قرار میدهد، خواه خوانندگان آن برای آن معنایی لغوی قائل باشند خواه آن را نمادهایی روحانی بپندارند. اما با این حال بقیۀ آدمیان از توبه کردن امتناع ورزیدند. یوحنا همیشه نمایش خود را تشدید میکند تا مسائل را روشن سازد. نیروهایی که منجر به ویرانی میشوند باید شناسایی گردند تا بتوان با آنها برخورد کرد. این نکته حتی برای زندگی شخصی ما نیز صادق است. تا ریشۀ عمیق عادتهای مهلک خود را تشخیص ندهیم تمایل نخواهیم داشت با آنها روبهرو شویم. اما چنانچه احساس کنیم در زمینۀ امتناع یا ناتوانی از توبه، چه در زندگی خودمان و چه در سطح جهانی، در لبۀ پرتگاه نابودی قرار گرفتهایم در این حالت است که باید گفتۀ «دِزموند توتو» خطاب به جماعتی ناامید را بهیاد آوریم (وی اسقف اعظم کلیسای انگلیکن در آفریقای جنوبی بود که در سال ۱۹۸۴ برندۀ جایزۀ صلح نوبل گردید/م.). او چنین گفت: «نگران نباشید. من این کتاب را تا آخر خواندهام. ما برنده میشویم». این همان اعتماد و اطمینانی است که یوحنا وارد نگارش کتاب مکاشفه کرده است- و آن را به ما نیز ارائه میدهد.