Today's word: خروج ۱۴:‏۱۵ تا آخر | Bible Study: مزامیر ۱۱۶مزامیر ۱۵۰۱قرنتیان ۱۵:‏۵۱ تا آخر

ایام عید پاک

احتمالاً بعضی افراد مسن نمی‌توانند صحنه‌ای از فیلم ده فرمان را فراموش کنند که در آن چارلتون هستون (موسی) قوم مضطربش را از میان دریای سرخ می‌گذرانَد و آب در دو سوی آنان سربرافراشته است و ارابه‌های مصریان در تعقیب آنان‌اند.

خروج از مصر و تبعید به بابل، دو تجربهٔ تعیین‌کنندهٔ قوم یهود بود. به‌ویژه خروج از همان زمان در میان مردم ستم‌دیده طنین‌انداز شده است. یادآوری آن را در انقلاب آمریکا، تلاش یهودیان برای ترک روسیه، جنبش حقوق مدنی آمریکا و الهیات آزادی‌بخش آمریکای جنوبی می‌بینیم. این رویداد، برای همهٔ مبارزان آزادی، نمادی قدرتمند است.

اما آزادی جسمانی تنها بخشی از این نبرد است. آزادی دیگری که در پی آنیم، آزادی روحانی است. قرن بیست‌ویکم اسارت‌های روحانی و عاطفی بسیاری را برای ما آورده است که بعضی از آنها ظاهری درخشان دارند و زمین را به ما وعده می‌دهند، اما فقط زمین را. و حاصل اغلب آنها فقط غبار زمین است. آزادی روحانی، هم ظریف‌تر است و هم بی‌نهایت ارزشمندتر. این آزادی نتیجهٔ اتفاقی است که آخر هفتهٔ گذشته بر صلیبی در اورشلیم و باغی در نزدیکی آن افتاد، همان‌جا که دنیایی نو زاده شد.

Today's Prayer

ای خدای جلال
که با برخیزاندن پسرت
زنجیرهای مرگ و دوزخ را از هم گسسته‌ای!
کلیسایت را از ایمان و امید پر ساز؛
برای روز تازه‌ای که طلوع کرده
و راهی که به‌سوی حیات گشوده شده است
در نجات‌دهنده‌مان عیسای مسیح.

Bible Study

خروج ۱۴:‏۱۵ تا آخر

آنگاه خداوند به موسی گفت: «چرا نزد من فریاد برمی‌آوری؟ بنی‌اسرائیل را بگو پیش روند. تو عصای خود را بلند کن و دست خود را بر فراز دریا دراز کرده، آن را بشکاف تا بنی‌اسرائیل به میان آب بر زمین خشک داخل شوند. و من دل مصریان را سخت خواهم کرد تا از پی ایشان داخل شوند. و در فرعون و تمامی سپاهش و ارابه‌ها و سوارانش، جلال خواهم یافت. و چون در فرعون و ارابه‌ها و سوارانش جلال یابم، مصریان خواهند دانست که من خداوند هستم.» آنگاه فرشتۀ خدا که پیشاپیش سپاه اسرائیل می‌رفت، نقل مکان کرد و به پشت سر ایشان رفت. ستون ابر نیز از پیش روی قوم نقل مکان کرد و پشت سر آنان ایستاد و بین اردوی مصر و اردوی اسرائیل قرار گرفت. ابر بود و تاریکی. و ابر شب را روشن می‌کرد بی‌آنکه در تمامی شب یکی از آنها به دیگری نزدیک آید. آنگاه موسی دست خود را بر فراز دریا دراز کرد، و خداوند تمام آن شب دریا را به واسطۀ باد شرقیِ نیرومندی به عقب راند، و دریا را خشک ساخت. آبها شکافته شد و بنی‌اسرائیل به میان دریا بر زمین خشک داخل شدند، در حالی که دیواری از آب در جانب راست و چپ آنها برافراشته بود. مصریان با همۀ اسبان و ارابه‌ها و سوارانِ فرعون از پی ایشان تاخته، به میان دریا درآمدند. و اما در آخرین پاس شب، خداوند از ستون آتش و ابر بر اردوی مصر نظر افکند و آن را آشفته کرد. او چرخ ارابه‌های مصریان را از مسیر خارج می‌کرد به گونه‌ای که به دشواری می‌راندند. پس مصریان گفتند: «بیایید از بنی‌اسرائیل بگریزیم، زیرا خداوند برای ایشان با مصر می‌جنگد.» آنگاه خداوند به موسی گفت: «دست خود را بر فراز دریا دراز کن تا آبها بر سر مصریان و ارابه‌ها و سوارانشان برگردد.» پس موسی دست خود را بر فراز دریا دراز کرد و دریا، هنگام طلوع روز، به وضع نخست خود برگشت. و چون مصریان به درون آن گریختند، خداوند ایشان را به دل دریا افکند. آب دریا به جای نخست خود برگشت و ارابه‌ها و سواران، یعنی تمامی سپاه فرعون را که از پی بنی‌اسرائیل به میان دریا درآمده بودند، پوشانید. حتی یکی از ایشان نیز جان به در نبرد. اما بنی‌اسرائیل در میان دریا بر خشکی راه پیمودند، در حالی که دیواری از آب در جانب راست و چپ آنها برافراشته بود. آن روز خداوند اسرائیل را از دست مصریان نجات بخشید و اسرائیل اجساد مصریان را دیدند که بر کنار دریا مرده افتاده بودند. اسرائیل چون کار عظیم خداوند را بر ضد مصریان دیدند، از خداوند ترسیدند و به او و به خدمتگزارش موسی ایمان آوردند.

مزامیر ۱۱۶

خداوند را دوست می‌دارم، زیرا که آواز من و فریاد التماسم را شنیده است. چون گوش خود را به من مایل گردانیده، در روزهای زندگی خود او را خواهم خواند. بندهای مرگ بر گِرد من پیچید، فشارهای هاویه مرا درگرفت، به تنگی و اندوه گرفتار آمدم. آنگاه نام خداوند را خوانده، گفتم: «آه، ای خداوند، جانم را خلاصی ده!» خداوند فیّاض و عادل است؛ خدای ما رحیم است. خداوند ساده‌دلان را حفظ می‌کند؛ او در ذلت من مرا نجات بخشید. ای جان من به استراحت خود برگرد، زیرا خداوند بر تو احسان کرده است. زیرا که تو جان مرا از مرگ رهانیدی، و چشمانم را از اشک، و پاهایم را از لغزش، تا در حضور خداوند گام بردارم، در سرزمین زندگان! ایمان داشتم، پس گفتم: «بسیار ذلیل گشته‌ام!» در پریشانی خود گفتم: «همۀ آدمیان دروغگویند!» دِینِ خود را به خداوند چگونه ادا کنم، برای همۀ احسانهایی که به من کرده است؟ پیالۀ نجات را بر خواهم افراشت و نام خداوند را خواهم خواند. نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، در حضور تمامی قومش. مرگ سرسپردگان خداوند در نظر او گرانبها است. خداوندا، من بندۀ تو‌ام؛ بندۀ تو و پسر کنیز تو؛ تو بندهای مرا گشودی! قربانی شکرگزاری به تو تقدیم خواهم کرد و نام خداوند را خواهم خواند. نذرهای خود را به خداوند ادا خواهم کرد، در حضور تمامی قومش، در صحنهای خانۀ خداوند، در میان تو، ای اورشلیم! هَلِلویاه!

مزامیر ۱۵۰

هللویاه! خدا را در قُدسش بستایید! او را در فَلَکِ پرقدرتش بستایید! او را به سبب کارهای مقتدرانه‌اش بستایید! او را فراخور عظمتِ بسیارش بستایید! او را با نوای کَرِنا بستایید! او را با چنگ و بربط بستایید! هر چه جان دارد خداوند را بستاید! هللویاه! او را با سَنجها بستایید! او را با سَنجهای بلندآوا بستایید! او را با دف و رقص بستایید! او را با سازهای زِهی و نی بستایید!

۱قرنتیان ۱۵:‏۵۱ تا آخر

پس، برادران عزیزم، ثابت و استوار بوده، همواره با تمام وجود به کار خداوند مشغول باشید، زیرا می‌دانید زحمت شما در خداوند بیهوده نیست. امّا شکر خدا را که به واسطۀ خداوند ما عیسی مسیح به ما پیروزی می‌بخشد. «ای گور، پیروزی تو کجاست؟ و ای مرگ، نیش تو کجا؟» چون این فسادپذیر، فسادناپذیری را پوشید و این فانی به بقا آراسته شد، آنگاه آن کلامِ مکتوب به حقیقت خواهد پیوست که می‌گوید: «مرگ در پیروزی فرو بلعیده شده است.» زیرا این بدنِ فسادپذیر باید فسادناپذیری را بپوشد و این بدن فانی باید به بقا آراسته شود. در یک آن و در یک چشم به هم زدن، آنگاه که شیپور آخر نواخته شود، این به وقوع خواهد پیوست. زیرا شیپور به صدا در خواهد آمد و مردگان در فسادناپذیری بر خواهند خاست و ما دگرگونه خواهیم شد. گوش فرا دهید! رازی را به شما می‌گویم: ما همه نخواهیم خوابید، بلکه همه دگرگونه خواهیم شد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *