پیش از رسیدن به روایت دردناک مصائب، می‌خوانیم که عیسی پس از آماده‌سازی شاگردان، به درگاه پدر آسمانی‌اش دعا می‌کند. این امتیازی است برای ما که این دعای بسیار مهم در دسترس ما قرار داده شده، دعایی که به‌یقین آکنده از احساس لطماتی بود که عیسی در مقابل خود می‌دید. عیسی بار دیگر به موضوع جلال و نیز موضوع حضور خدا در وجود خودش همراه با او در این لحظات حیاتی بر می‌گردد، و با شهامت کامل به آسمان می‌نگرد. در آیهٔ پنج، ادعایی قابل توجه به چشم می‌خورد، ادعایی که بازتاب مقدمهٔ انجیل یوحنا در فصل اول را در خود دارد، آن هنگام که در دعا می‌فرماید: «همان جلالی که پیش از آغاز جهان نزد تو داشتم.» مردمان، در این پسر نجار، به‌نوعی با واقعیت آن «قدوس اسرائیل» مواجه خواهند شد. آنچه از این نیز تکان‌دهنده‌تر است، این است که به شکلی خاص‌تر، جلال «یَهْوِه» قرار بود در مرگ هولناکی متجلی گردد که می‌دانیم در حال به‌وقوع‌پیوستن بود. در انجیل یوحنا، ارتباطی تکان‌دهنده؛ میان برافراشته شدن عیسی بر صلیب و جلال خدا برقرار می‌شود. از بسیاری جهات این امر معقول به نظر نمی‌رسد و حتی متضاد است، یعنی اینکه قدرت و حضور خدای یگانه و خالق، در اعدام شرم‌آور و علنی این مرد بی‌گناه به دست امپراطوری روم تحقق می‌یابد. وقتی بر ماجرای مصائب عیسی تأمل می‌کنیم، قدم به راز محبت خدا می‌گذاریم، خدایی که جسم گرفت و میان ما ساکن شد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *