عیسی ما را فرا میخواند تا کمر به خدمت ببندیم، کاملاً بیدار و با چراغهای فروزان. دو سناریوی کاملاً متفاوت در اینجا مطرح شده است. در یکی، کسی که غیرمنتظره به ملاقات میآید «ارباب» است و در دیگری «دزد». همه چیز در آمادگی خلاصه میشود، خواه خادم به استقبال شادمانه از سرورش خوانده شده باشد، خواه به هوشیاری برای آمدنِ دزد. ملاقاتکننده بیخبر خواهد آمد؛ فرصتی برای مسامحه یا غفلت نیست. خادمی که سراپا آمادهٔ خدمت با چراغ روشن است، نه تنها میتواند فرق دوست و دشمن را بازگوید، بلکه به اربابی ملحق خواهد شد که هنگام بازگشتش مراقب اهل خانه خواهد بود و حتی خود به آنان خدمت خواهد کرد.
آنتونی دی ملو، کشیش ژزوئیت سرخپوست و نویسندهٔ روحانی، بر اهمیت بیداربودن تأکید کرده است. در زندگی و فرهنگ ما بسیارند چیزهایی که ما را خواب کنند، و آسان به سمتی رانده شویم که هیچ ربطی به زندگی یا خدمت ما ندارد. بیداری واقعی زادهٔ محبت و شادی و انتظار است. ورود غیرمنتظرهٔ عیسی چیز ترسناکی نیست. ممکن است ناگهانی باشد؛ اما عیسی سرور محبوب است، نه دزد.
آیا امروز آمادهاید که با او در زمانها و مکانهای غیرمنتظره روبهرو شوید؟ اگر لحظهٔ ملاقات از دست برود، اندوه، اشتیاق و حتی افسوس بهجا میماند. اما آمادگی برای درآغوشکشیدنِ شادمانهٔ محبوب و خدمتکردن و خدمتشدن در جمع یاران ارجمند، قراری است که نباید آن را از دست داد.