نمادها و رؤیاها برای مدتی متوقف شدهاند. حال، دانیال را به نمایندگی از قومش، در پلاس و خاکستر مییابیم.
اوضاع تغییر نکرده و مشکلات هنوز به همان شکل هستند. چگونه میتوان ایمان را در میان چنین فجایعی، حفظ کرد؟ خدا قوم خود را رها کرده تا رنج بکشند. پس آیا خدا ناتوان یا بیرحم است؟ پاسخ دانیال، ارمیا، حزقیال و دیگرانی که پیشتر از آنها آمده بودند، این است: هیچکدام. تمام اینها تقصیر خود قوم بود. آنها کسانی بودند که عهد را شکستند؛ همان عهدی که در ازای فرمانبرداری، ضامن امنیتشان بود. آنها حتی نمیتوانستند به جهل متوسل شوند؛ زیرا از ابتدا همهچیز بهوضوح در مقابلشان قرار داده شده بود. موسی در تثنیه ۳۰:۱۹ به قوم گفته بود تا با محبت به خدا و اطاعت از فرمانهایش، زندگی را برگزینند. خدا در انجام بهترینها برای آنان هیچ قصوری نکرده بود. آیا فراموش کرده بودند که خدا آنها را از مصر آزاد کرده بود؟ به همین دلیل، دانیال درخواست خود را بر حسب رحمت عظیم خداوند به حضورش برد، نه بهخاطر پارسایی قوم.
از نظر منطقی، میدانیم که قوم خدا به این دلیل رنج و سختی میکشیدند که سرزمینشان در بحبوحۀ تحولات بینالمللی، قربانی حاکمی ستمگر و دیوانه شده بود. این را بارها در تاریخ بشر شاهد بودهایم. اما یهودیان نمیتوانستند تنها دیدگاهی سکولار و دنیوی به قضیه داشته باشند. آنها میبایست باور داشته باشند که خدا عادل است، به این معنی که خدا میتواند اوضاع را تغییر دهد. به همین دلیل، تمام امید آنان به طبیعت رحیمانۀ خداست، نه انسانها و اعمالشان.