Today's word: دانیال ۹‏:‏۱‏-‏۱۹ | Bible Study: مزامیر ۵۶ و ۵۷مکاشفه ۱۱‏:‏۱۵ تا آخر

نمادها و رؤیاها برای مدتی متوقف شده‌اند. حال، دانیال را به نمایندگی از قومش، در پلاس و خاکستر می‌یابیم.
اوضاع تغییر نکرده و مشکلات هنوز به همان شکل هستند. چگونه می‌توان ایمان را در میان چنین فجایعی، حفظ کرد؟ خدا قوم خود را رها کرده تا رنج بکشند. پس آیا خدا ناتوان یا بی‌رحم است؟ پاسخ دانیال، ارمیا، حزقیال و دیگرانی که پیش‌تر از آنها آمده بودند، این است: هیچ‌کدام. تمام اینها تقصیر خود قوم بود. آنها کسانی بودند که عهد را شکستند؛ همان عهدی که در ازای فرمان‌برداری، ضامن امنیت‌شان بود. آنها حتی نمی‌توانستند به جهل متوسل شوند؛ زیرا از ابتدا همه‌چیز به‌وضوح در مقابل‌شان قرار داده شده بود. موسی در تثنیه ۳۰‏:‏۱۹ به قوم گفته بود تا با محبت به خدا و اطاعت از فرمان‌هایش، زندگی را برگزینند. خدا در انجام بهترین‌ها برای آنان هیچ قصوری نکرده بود. آیا فراموش کرده بودند که خدا آنها را از مصر آزاد کرده بود؟ به همین دلیل، دانیال درخواست خود را بر حسب رحمت عظیم خداوند به حضورش برد، نه به‌خاطر پارسایی قوم.

از نظر منطقی، می‌دانیم که قوم خدا به این دلیل رنج و سختی می‌کشیدند که سرزمین‌شان در بحبوحۀ تحولات بین‌المللی، قربانی حاکمی ستمگر و دیوانه شده بود. این را بارها در تاریخ بشر شاهد بوده‌ایم. اما یهودیان نمی‌توانستند تنها دیدگاهی سکولار و دنیوی به قضیه داشته باشند. آنها می‌بایست باور داشته باشند که خدا عادل است، به این معنی که خدا می‌تواند اوضاع را تغییر دهد. به همین دلیل، تمام امید آنان به طبیعت رحیمانۀ خداست، نه انسان‌ها و اعمال‌شان.

Today's Prayer

ای پدر آسمانی،
که پسر مبارکت آشکار شد تا کارهای شرارت‌بار شیطان را نابود کند
و ما فرزندان خدا و وارثان حیات جاودان شویم:
عطا کن تا ما با این امید، خود را همچون او، پاک و طاهر بسازیم؛
تا زمانی که او دوباره در قدرت و جلال عظیمش بازگشت،
در پادشاهی ابدی و پرجلالش به شباهت او در آمده باشیم؛
جایی که او زنده است و با تو حکومت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، از حال تا ابدالآباد.

Bible Study

دانیال ۹‏:‏۱‏-‏۱۹

در نخستین سالِ داریوش پسر خشایارشا که از نسل مادها بود و بر مملکت کَلدانیان پادشاه شده بود، آری، در نخستین سال سلطنت او، من، دانیال، شمار سالهایی را که بنا بر کلام خداوند به اِرمیای نبی می‌بایست در ویرانی اورشلیم به کمال رسد، یعنی هفتاد سال، از کتب دریافتم. پس روی خود را به سوی خداوندگارْ خدا متوجه ساختم تا با دعا و التماس و روزه و پلاس و خاکستر مسئلت نمایم. نزد یهوه خدایم دعا و اعتراف کردم و گفتم: «خداوندا، ای خدای عظیم و مَهیب که عهد و محبت خود را با آنان که تو را دوست می‌دارند و فرمانهایت را به جا می‌آورند، نگاه می‌داری، ما گناه کرده و عِصیان ورزیده‌ایم؛ شرارت پیشه کرده و سرکشی نموده‌ایم و از فرمانها و قوانین تو روی گردانیده‌ایم. به خادمانت، انبیا، که به نام تو با پادشاهان و سروران و پدران ما، و با همۀ مردم سرزمین ما سخن گفتند، گوش نسپرده‌ایم. خداوندگارا، عدالت از آن توست و شرمساری، همچون امروز، از آن ما؛ آری، از آنِ مردم یهودا است و از آنِ ساکنان اورشلیم و همۀ اسرائیل، چه نزدیک و چه دور، در همۀ سرزمینهایی که ایشان را به سبب خیانتی که به تو ورزیدند در آنها پراکنده ساخته‌ای. خداوندا، شرمساری از آنِ ما و پادشاهان و سروران و پدران ماست، از آن رو که به تو گناه ورزیده‌ایم. خداوندگارْ خدای ما را رحمت و بخشایش است، هرچند که به تو گناه ورزیده‌ایم و به کلام یهوه خدای خود گوش نسپرده‌ایم تا در شریعت تو که به دست خدمتگزارانِ خود، انبیا، در برابر ما نهادی گام برداریم. اسرائیل جملگی از شریعت تو تجاوز کرده‌اند و از آن روی برتافته، به آوازت گوش نگرفته‌اند. پس، لعنت و سوگندی که در تورات موسی خادم خدا نوشته شده، بر ما نازل گردیده است، زیرا که به تو گناه ورزیده‌ایم. تو کلام خود را که بر ضد ما و بر ضد حکمرانان ما که بر ما حکم می‌راندند گفته بودی، به جا آورده، بلایی عظیم بر ما نازل کردی؛ چراکه زیر تمامی آسمان چیزی شبیه آنچه بر اورشلیم گذشت، روی نداده است. آری، این بلا، به‌تمامی همان‌گونه که در تورات موسی نوشته شده، بر ما نازل گشت. با این حال، لطفِ یهوه خدای خود را طلب نکردیم تا از عِصیان خود بازگشته، به حقیقت تو روی آوریم. پس خداوند بر این بلا مراقب بوده و آن را بر ما نازل کرده است، زیرا یهوه خدای ما در همۀ کارهایی که می‌کند عادل است، اما ما به آواز او گوش نسپرده‌ایم. اکنون ای خداوندگارْ خدای ما، ای که به دست توانمندِ خویش قوم خود را از سرزمین مصر بیرون آوردی و این‌گونه نامی برای خود کسب کردی چنانکه امروز چنین است، ما گناه کرده و شرارت ورزیده‌ایم. «خداوندگارا، تمنا اینکه بنا بر تمامی عدالت خود، خشم و غضب خویش را از شهر خود اورشلیم و از کوه مقدس خویش برگردانی، زیرا به سبب گناهان و شرارتهای پدران ما اورشلیم و قوم تو نزد همۀ اطرافیان رسوا شده‌اند. پس اکنون ای خدای ما، دعا و التماس خدمتگزار خویش را بشنو و محض خداوندی‌ات، نور چهرۀ خویش را بر قُدسِ ویران شده‌ات تابان ساز. ای خدای من، گوش خود را فرا دار و بشنو؛ دیدگانت را بگشا و بر ویرانیهای ما و شهری که نام تو را بر خود دارد، بنگر. زیرا تمناهای خویش را نه بر پایۀ پارسایی خود، بلکه بر پایۀ رحمت عظیم تو، به درگاهت بیان می‌داریم. خداوندگارا، بشنو؛ خداوندگارا، بیامرز. خداوندگارا، گوش فرا ده و عمل فرما. ای خدای من، محضِ خاطر خودت تأخیر منما، زیرا که شهر و قوم تو نام تو را بر خود دارند.» '

مزامیر ۵۶ و ۵۷

خدایا، مرا فیض عطا فرما، زیرا انسان بر من پا می‌گذارد! همۀ روز، مهاجمان بر من ستم روا می‌دارند. تمام روز، مخالفان مرا لگدمال می‌کنند، زیرا بسیاری متکبرانه با من می‌جنگند. آنگاه که ترسان شوم، بر تو توکل خواهم کرد. آری، بر خدا توکل خواهم کرد، بر خدایی که کلامش را می‌ستایم. و ترسان نخواهم شد؛ انسان خاکی به من چه تواند کرد؟ همۀ روز سخنان مرا تحریف می‌کنند، و همۀ تدبیرهایشان برای آزار من است. دسیسه می‌کنند، در کمین می‌نشینند، و گامهایم را می‌پایند، زیرا قصد جان من دارند! با این همه شرارت، آیا جان سالم به در خواهند برد؟ خدایا، در خشمِ خود قومها را سرنگون ساز! تو شمار آوارگیهایم را نگاه می‌داری، و اشکهایم را در مَشک خود می‌نهی! آیا آنها در دفترِ تو نیست؟ پس آنگاه که یاری بخواهم، دشمنانم واپس خواهند نشست. این را نیک می‌دانم که خدا با من است. آری، بر خدا توکل می‌دارم، بر خدایی که کلامش را می‌ستایم، بر خداوندی که کلامش را می‌ستایم. و ترسان نخواهم شد؛ آدمی به من چه تواند کرد؟ خدایا، نذرهایم را به تو باید ادا کنم؛ قربانیهای شکرگزاری به تو تقدیم خواهم کرد. زیرا که تو خدایا، جانم را از مرگ رهانیدی، و پاهایم را از لغزش بازداشتی، تا در نور زندگی در حضور خدا سالک باشم.'
'مرا فیض عطا فرما، خدایا، مرا فیض عطا فرما! زیرا جان من در تو پناه می‌جوید؛ زیر سایۀ بالهایت پناه می‌گیرم، تا این بلایا بگذرد. نزد خدای متعال فریاد برمی‌آورم، نزد خدایی که مقصودش را برای من به انجام می‌رساند. از آسمان فرستاده، مرا نجات خواهد داد؛ و آنان را که بر من پا می‌گذارند توبیخ خواهد کرد؛ سِلاه خدا محبت و وفاداری خود را خواهد فرستاد. جانم در میان شیران است، در میان آتش‌افروزان می‌خوابم؛ در میان آدمیانی که دندانها‌یشان نیزه‌ها و تیرهاست، و زبانشان شمشیرِ برّان. خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد! در برابر پاهایم دام گستردند، و جانم خم گردید! بر سر راهم چاه کندند، اما خود بدان فرو افتادند. سِلاه دل من مستحکم است، خدایا، دل من مستحکم است؛ سرود خواهم خواند و خواهم نواخت. ای جان من، بیدار شو! ای چنگ و بربط بیدار شوید! من سپیده‌دم را بیدار خواهم کرد! خداوندگارا، تو را در میان ملتها خواهم ستود، و از بهر تو در میان طوایف خواهم سرایید. زیرا محبت تو عظیم است، تا به آسمانها، و وفاداریت تا به ابرها! خدایا، بر آسمانها متعال شو، و جلالت بر تمامی زمین باشد!'

مکاشفه ۱۱‏:‏۱۵ تا آخر

آنگاه فرشتۀ هفتم شیپورش را به صدا در‌آورد؛ و ناگهان صداهایی بلند در آسمان پیچید که می‌گفت: «حکومت جهان، از آنِ خداوند ما و مسیح او شده است. و او تا ابد حکم خواهد راند.» و آن بیست و چهار پیر که در پیشگاه خدا بر تخت می‌نشینند، روی بر خاک نهادند و خدا را نیایش کرده، گفتند: «تو را سپاس می‌گوییم ای خداوندْ خدای قادر مطلق، ای آن که هستی و بودی. زیرا که قدرت عظیم خود را به دست گرفته‌ای و سلطنت آغاز کرده‌ای. قومها خشمگین بودند، و اینک زمان خشم تو فرا رسیده است، زمان آن رسیده که مردگان داوری شوند، و خادمان تو، انبیا، پاداش بگیرند، هم مقدسین و هم آنان که حرمت نام تو را نگاه می‌دارند، از خُرد و بزرگ، و کسانی که زمین را به نابودی کشانده‌اند نابود گردند.» آنگاه معبد خدا در آسمان گشوده شد؛ و صندوق عهد او در درون معبد مشهود افتاد؛ و ناگهان برقِ آذرخش بود که برمی‌خاست و بانگ و غوغا بود و غرّشِ رعد بود که به گوش می‌رسید و زمین‌لرزه بود و تگرگِ بی‌امان بود که پدید می‌آمد.'

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *