ایام عید پاک
زندگی مسیحیان دو بُعد دارد. ما در این جهان (در ایپسویچ یا گِیتسِد یا تونتن) زندگی میکنیم و همچنین، در جهان احیاشدهٔ خدا که حکم او به کمال و خوشی در آن جاری است؛ «میراثی فسادناپذیر و بیآلایش و ناپژمردنی» (آیهٔ ۴). داشتن شهروندی دوگانه آسان نیست، زیرا ما در هر دو جا تعهداتی داریم (که شاید ناسازگار باشند)، اما عاملی که این دو را متحد میکند، هویت ما در مسیح است: خدا ما را برگزیده و مقدر کرده است.
آیا این بدین معنی است که برخی برگزیده و مقدر نشدهاند؟ نه، بدین معنی است که بعضی متوجه نشدهاند که چه امتیاز و فرصتی دارند. وقتی در گزارش رسانهها میبینم که مردم تمام تلاش خود را میکنند تا ایمان به خدا را همچون امری غیرقابلقبول انکار کنند، غمگین میشوم. فکر نمیکنم این که مردم به خدا ایمان دارند یا نه، آنقدرها مایهٔ نگرانی خدا باشد. خدا مغرور نیست و گذشته از هر چیز، حرف آخر را میزند. اما فکر میکنم او از این که مردم آزادی، عمق و برخورداری خودشان را که هدف خلقت آنان است، انکار میکنند، غمگین میشود. اگر میتوانید در شش بُعد زندگی کنید، چرا خودتان را به سه بُعد محدود میکنید؟
اما سرآغاز سرزندهٔ نامهٔ پطرس، در واقع به این معنی است که تجربیات جاری خوانندگانش را در بافتی وسیعتر جای میدهد. آنان با این تجربیات مواجهند. به دلیل ایمانشان رنج میبرند. از اینرو میگوید که بیایید دامنهٔ دیدمان را گسترش دهیم. برای ما نیز چنین است. با هرچه مواجه باشیم، باشد که هرگز شادی قیام مسیح را فراموش نکنیم. لطفاً جملهٔ آخر را دوباره بخوانید.