Today's word: میکاه ۴:‏۱ تا ۵:‏۱ | Bible Study: مزمور ۹۰مزمور ۹۲مرقس ۶:‏۱-‏۱۳

این آیات متشکل از قیاس و تضادی میان رؤیای عظیم دربارهٔ جلال آتی خدا و خوار و ذلیل شدن عمیقی است که قوم خدا تجربه خواهند کرد. در اینجا، هم اطمینان دیده می‌شود و هم چالش.
اطمینانی که ارائه شده، این است که خدا قوم خود را رها نساخته است. اما هیچ وعده‌ای در خصوص میان‌بُر به‌سوی سعادت و شادمانی آسمانی ارائه نشده است. میکاه واقعی‌بودن درد و رنج را بی‌اهمیت جلوه نمی‌دهد، وعده‌ای هم برای عبور امن و ایمن از رنجی که باید متحمل شد، ارائه نمی‌کند. هر پیامی امیدی در چارچوب درد و رنج، باید رنج مردمان را جدی تلقی کند.

چالش در این است که از اهداف تبشیری خدا اطاعت کنیم. عمل‌کردن به آنچه می‌گوییم امری است بنیادین، و نیز تشخیص مقاصد خدا برای دنیا. آیندهٔ مورد نظر خدا فقط محدود به محبوبان او نیست. لازم است قوم برگزیدهٔ خدا همچون اجراکنندگان هدف خدا عمل کنند، به این منظور که سایر قوم‌ها و ملت‌ها نیز به‌سوی خدا بازگردند. میکاه ما را فرا می‌خواند تا در مسیر رؤیای الهی برای برقراری وحدت و صلح در دنیا کار و کوشش کنیم.

ملت‌ها گرد آمده بودند تا سقوط قوم خدا را مشاهده کنند، اما خدا اهداف دیگری داشت. او از تصمیمات بشر استفاده می‌کند -چه تصمیمات خوب و چه بد- تا هدف خود را برای دنیا عملی سازد. گناهکار‌بودن انسان با ارادهٔ خدا در تضاد است، اما خدا قادر است حتی از تصمیمات گناه‌آلود ما در جهت تحققق صلح و عدالت خود استفاده کند.

Today's Prayer

ای خدای صاحب جلال،
ای هدف و غایت جستجوی ما،
ما را مدد فرما تا هرآنچه را که
ما را از طلبیدن ملکوتت باز می‌دارد، کنار بگذاریم،
و هرآنچه را که داریم فدا کنیم
تا آن مرواریدی را به‌دست آوریم که بهایش فوق تصور است،
به‌واسطهٔ نجات‌دهنده‌مان، عیسای مسیح.

Bible Study

میکاه ۴:‏۱ تا ۵:‏۱

در ایام آخر واقع خواهد شد که کوه خانۀ خداوند بالاتر از تمامی کوه‌ها استوار خواهد گردید، و فراتر از تپه‌ها برافراشته خواهد شد؛ ملتها به سوی آن روان خواهند گشت و قومهای بسیار آمده، خواهند گفت: «بیایید تا به کوه خداوند برویم و به خانۀ خدای یعقوب برآییم، تا راههای خویش را به ما تعلیم دهد و در طریقهای وی گام برداریم.» زیرا شریعت از صَهیون صادر خواهد شد، کلام خداوند از اورشلیم. او میان ملتهای بسیار داوری خواهد کرد و منازعات قومهای نیرومند را تا دوردستها فیصل خواهد داد؛ ایشان شمشیرهای خود را برای ساختن گاوآهن خواهند شکست، و نیزه‌های خویش را برای تهیۀ ابزار باغبانی؛ دیگر قومی بر قوم دیگر شمشیر نخواهد کشید، و جنگاوری را دیگر نخواهند آموخت. هر یک زیر تاک خود خواهند نشست، زیر درخت انجیر خویش، و کسی هراسانشان نخواهد ساخت، چراکه دهان خداوندِ لشکرها سخن گفته است. زیرا همۀ قومها، هر یک به نام خدای خویش سالکند، اما ما به نام یهوه خدای خود سلوک خواهیم کرد، تا ابدالاباد. خداوند می‌فرماید: در آن روز لنگان و رانده‌شدگان را جمع خواهم کرد، و هر آن کس را که زده‌ام، گرد خواهم آورد؛ لنگان را ’باقیمانده‌ای‘ خواهم ساخت، طردشدگان را قومی نیرومند؛ و خداوند در کوه صَهیون بر ایشان پادشاهی خواهد کرد، از حال تا به ابد. و اما تو، ای برج گَلّه، ای قلعۀ دخترِ صَهیون، این را باز خواهی یافت، و حاکمیت پیشین احیا خواهد شد، یعنی پادشاهی دختر اورشلیم. حال چرا فریاد برمی‌آوری؟ آیا پادشاهی در تو نیست؟ آیا مشاور تو هلاک گشته، که تو را دردی چون درد زن زائو درگرفته است؟ ای دختر صَهیون، ناله سر ده، و همچون زن زائو بر خود بپیچ. زیرا اکنون از شهر بیرون خواهی رفت، و در صحرا ساکن خواهی شد؛ آری، به بابِل خواهی رفت؛ اما در آنجا رهایی خواهی یافت؛ خداوند در آنجا تو را از چنگ دشمنان خواهد رهانید. اکنون قومهای بسیار بر ضد تو گرد آمده‌اند و می‌گویند: «باشد که صَهیون بی‌حرمت گردد، و چشمان ما شادمانه بر او بنگرد.» اما آنان اندیشه‌های خداوند را نمی‌دانند، و تدبیرهای او را درنمی‌یابند، که آنان را همچون بافه در خرمنگاه گرد آورده است. ای دختر صَهیون، بر پا شو و پایمال کن، زیرا شاخهای تو را آهنین خواهم ساخت و سُمهایت را برنجین. تو قومهای بسیار را پایمال خواهی کرد؛ منافع نامشروعشان را وقف خداوند خواهی نمود، و ثروتشان را وقف خداوندگار تمامی زمین.
حال ای دختر افواج، فوجهای سربازانت را بسیج کن، زیرا به محاصره درآمده‌ایم. ایشان با عصای خویش، بر گونۀ حاکم اسرائیل می‌کوبند.

مزمور ۹۰

خداوندگارا، مسکن ما تو بوده‌ای، نسل اندر نسل. پیش از آنکه کوهها زاده شوند، یا تو زمین و جهان را به وجود آوری، از ازل تا به ابد تو خدایی. انسان را به خاک بازمی‌گردانی و می‌گویی: «ای بنی آدم، بازگردید!» زیرا هزار سال در نظر تو همچون روزی است که گذشت یا چون پاسی از شب. ایشان را همچون سیلاب می‌روبی؛ همچون خوابند، همچون علفی که بامدادان تازه می‌شود: بامدادان می‌شکفد و می‌روید و شامگاهان پژمرده و خشک می‌شود. زیرا به خشم تو پایان می‌پذیریم، و به غضبت پریشان می‌گردیم. تقصیرهایمان را فرا رویت نهاده‌ای، و گناهان پنهانمان را در پرتو حضورت. زیرا روزهایمان به تمامی در خشمت کاهیده می‌شود، و سالهایمان را چون آهی به سر می‌رسانیم؛ روزهای عمر ما هفتاد سال است و اگر قوی باشیم، هشتاد سال. اما مایۀ فخری در آنها جز محنت و اندوه نیست؛ زیرا به‌سرعت می‌گذرند و پرواز می‌کنیم. کیست که از قدرت خشم تو آگاه باشد؟ زیرا خشم تو به عظمت ترسی است که باید از تو داشت. پس ما را بیاموز تا روزهای خود را بشماریم، تا دلی خردمند حاصل کنیم. خداوندا، برگرد! تا چند؟ بر بندگانت شفقت فرما. صبحگاهان ما را از محبت خود سیر کن تا تمامی عمرمان شادمانه بسراییم و شادی کنیم. شادمانمان گردان در عوض روزهایی که مبتلایمان ساختی، و سالهایی که بلا دیدیم. اعمال تو بر بندگانت نمایان شود و کبریایی تو بر فرزندان ایشان. لطف خداوندگارْ خدای ما بر ما باد! عمل دستهای ما را برایمان استوار گردان؛ آری، عمل دستهای ما را استوار گردان.

مزمور ۹۲

چه نیکوست خداوند را ستودن، و در وصف نام تو، ای متعال، سراییدن؛ بامدادان محبت تو را اعلام کردن، و شامگاهان وفاداری تو را، با نوای بربطِ ده‌تار و نغمۀ چنگ. زیرا که تو ای خداوند، مرا به کارهایت شادمان ساخته‌ای؛ پس در وصف اعمال دستهای تو شادمانه می‌سرایم. اعمال تو ای خداوند چه عظیم است، و اندیشه‌هایت چه ژرف! مرد وحشی نمی‌داند و نادان این را درنمی‌یابد که هرچند شریران چون علف برویند و بدکاران جملگی بشکفند، برای این است که تا به ابد هلاک گردند؛ اما تو ای خداوند، تا به ابد متعال هستی! زیرا که دشمنانت، ای خداوند، آری دشمنانت، به‌یقین نابود خواهند شد، و بدکاران جملگی پراکنده خواهند گشت. اما تو شاخ مرا همچون شاخ گاو وحشی برافراشته‌ای، و روغن تازه بر من فرو ریخته‌ای. دیدگانم شکست دشمنانم را دیده است، و گوشهایم خبر سقوط مخالفانِ شریرم را شنیده است. پارسا چون درخت خرما خواهد شکفت، و همچون سرو آزاد لبنان نمو خواهد کرد؛ آنان که در خانۀ خداوند غرس شده‌اند، در صحنهای خدای ما خواهند شکفت. در پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود، تا اعلام کنند که خداوند راست است؛ او صخرۀ من است و در او ذره‌ای بی‌انصافی نیست.

مرقس ۶:‏۱-‏۱۳

سپس عیسی آنجا را ترک گفت و با شاگردان خود به شهر خویش رفت. چون روز شَبّات فرا رسید، به تعلیم دادن در کنیسه پرداخت. بسیاری با شنیدن سخنان او در شگفت شدند. آنها می‌گفتند: «این مرد همۀ اینها را از کجا کسب کرده است؟ این چه حکمتی است که به او عطا شده؟ و این چه معجزاتی است که به دست او انجام می‌شود؟ مگر او آن نجّار نیست؟ مگر پسر مریم و برادرِ یعقوب، یوشا، یهودا و شَمعون نیست؟ مگر خواهران او اینجا، در میان ما زندگی نمی‌کنند؟» پس در نظرشان ناپسند آمد. عیسی بدیشان گفت: «نبی بی‌حرمت نباشد جز در شهر خود و در میان خویشان و در خانۀ خویش!» او نتوانست در آنجا هیچ معجزه‌ای انجام دهد، جز آنکه دست خود را بر چند بیمار گذاشت و آنها را شفا بخشید. او از بی‌ایمانی ایشان در حیرت بود. سپس، عیسی در روستاهای اطراف گشته، تعلیم می‌داد. او آن دوازده را نزد خود فرا خواند و آنها را دو به دو فرستاد و ایشان را بر ارواح پلید اقتدار بخشید. به آنان دستور داد: «برای سفر، چیزی جز یک چوبدستی با خود برندارید؛ نه نان، نه کوله‌بار و نه پول در کمربندهای خود. کفش به پا کنید، امّا پیراهن اضافی نپوشید. چون به خانه‌ای درآمدید، تا هنگام ترک آن محل، در آن خانه بمانید. و اگر در جایی شما را نپذیرند، یا به شما گوش فرا ندهند، به هنگام ترک آنجا، خاک پاهایتان را نیز بتکانید، تا شهادتی باشد بر ضد آنها.» پس آنها رفته، به مردم موعظه می‌کردند که باید توبه کنند. ایشان دیوهای بسیار را بیرون راندند و بیماران بسیار را با روغن تدهین کرده، شفا بخشیدند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *