احتمالاً اگر بگوییم صفنیا شناختهشدهترین پیامبر عهدعتیق نیست، درست گفتهایم؛ از اینرو، به معرفی مختصر او میپردازیم. صفنیا خود را از تبار حزقیای پادشاه معرفی میکند و احتمال میرود که نسبت دوری با پادشاه زمانش یوشیا نیز داشته باشد. مصر در جنوب قصد جنگ با بابل در شمال را دارد و برای یهودا گرفتار شدن میان دو امپراطوری بزرگ زمانش موقعیت خوبی بهنظر نمیرسد.
از میان این گرداب سیاسی صدای نبی به گوش میرسد. او به مردم یهودا هشدار میدهد که با نزدیک شدن روز خداوند نابود خواهند شد؛ زیرا از خدای واحد حقیقی روی گرداندهاند و خدایان دیگر را میپرستند. این چیزی نیست که مردم یهودا در انتظارش بودند. آنان میپنداشتند که خدا در آن روز عظیم نجاتشان میدهد. صفنیا هشدار میدهد که چنین نیست، تنها یک امید هست و آن برای مردمی است که بهسوی خدا بازگردند، خداوند و پارسایی و فروتنی را بجویند.
حال که شش روز تا روز خداوند فاصله داریم، آیا آمادۀ استقبال از او خواهیم بود؟ یا دیگر خدایان کریسمس، یعنی مصرفگرایی، تبلیغات و خدای فراگیر کسبوکار که تبانی کردهاند تا نگذارند «نخست در پی پادشاهی خدا و عدالت او» باشیم (متی ۶:۳۳) ذهن ما را منحرف خواهند کرد؟
Today's Prayer
ای خدایی که در انتظار و چشم به راهت نشستهایم!
تو یحیی تعمید دهنده را فرستادی تا راه را برای پسرت آماده کند.
به ما شهامت گفتن حقیقت،
گرسنگی عدالت،
و رنج بردن برای راستی را ببخش،
همراه با خداوندمان عیسای مسیح.
Bible Study
صفنیا ۱:۱-۱۷تا۲:۳
خداوند میفرماید: «همه چیز را از روی زمین یکسره نابود خواهم کرد؛ انسان و حیوان را نابود خواهم کرد، پرندگان آسمان و ماهیان دریا را، و سنگهای لغزش را با شریران. من آدمیان را از روی زمین ریشهکن خواهم کرد؛» این است فرمودۀ خداوند. «من دست خود را بر ضد یهودا دراز خواهم کرد، بر ضد همۀ ساکنان اورشلیم؛ همۀ آثار باقیمانده از بَعَل را از این مکان ریشهکن خواهم کرد، و نامهای موبدان و نیز کاهنان را، آنان را که بر بامها در برابر لشکر آسمان سَجده میکنند، و آنان را که سَجده کرده، به خداوند سوگند میخورند و به مِلکوم نیز سوگند میخورند؛ آنان را که از پیروی خداوند روی برمیتابند، نه خداوند را میجویند و نه از او مسئلت میکنند.» در پیشگاه خداوندگارْ یهوه خاموش باشید، زیرا که روز خداوند نزدیک است؛ خداوند قربانیای مهیا کرده و دعوتشدگانِ خود را تقدیس نموده است. در روز قربانی خداوند، «من صاحبمنصبان و شاهزادگان را مجازات خواهم کرد و همۀ کسانی را که جامۀ بیگانه بر تن میکنند. در آن روز همۀ آنان را که از روی آستانه میجهند مجازات خواهم کرد، آنان را که خانۀ خداوند خویش را از ظلم و فریب آکنده میسازند.» خداوند میگوید: «در آن روز، فریادی از ’دروازۀ ماهی‘ شنیده خواهد شد، شیونی از ’محلۀ جدید‘، و صدای شکستگی عظیم از تَلها. ای ساکنان محلۀ بازار، شیون کنید! زیرا که بازرگانان جملگی از میان رفتهاند؛ آنان که با پول سر و کار دارند، جملگی منقطع گشتهاند. در آن زمان اورشلیم را به چراغها تفحص خواهم کرد، و آنان را که آسودهخیال بر تهماندۀ شراب خود چُرت میزنند مجازات خواهم نمود، آنان را که در دلهای خود میگویند: ”خداوند نه نیکی میکند و نه بدی.“ ثروت ایشان به یغما خواهد رفت و خانههایشان ویران خواهد شد. خانهها بنا خواهند کرد، اما در آنها ساکن نخواهند شد؛ تاکستانها غرس خواهند کرد، اما از شراب آنها نخواهند نوشید.» روز عظیم خداوند نزدیک است، نزدیک است و خیلی زود فرا میرسد؛ آوای روز خداوند تلخ است، مرد جنگاور در آن فریاد برمیآورد. آن روز، روز غضب است، روز تنگی و فشار، روز خرابی و ویرانی، روز تاریکی و تیرگی، روز ابرها و سیاهی، روز کَرِنا و غریو جنگ علیه شهرهای حصاردار و برجهای بلند. من آدمیان را به تنگ خواهم آورد، چندان که کورانه راه خواهند رفت، زیرا که به خداوند گناه ورزیدهاند؛ خونشان چون غبار بر زمین خواهد ریخت، و پیکرشان همچون فضولات. در روز غضب خداوند، نه نقرۀ آنان رهاییشان تواند داد، نه طلایِشان. تمامی جهان از آتش غیرت او خواهد سوخت، زیرا بر جمله ساکنان زمین هلاکتی هولناک خواهد آورد.''گرد آیید! ای قوم بی شرم و حیا، گرد آیید! پیش از آنکه حکم اجرا شود و آن روز چون کاه درگذرد؛ پیش از آنکه آتش خشم خداوند بر شما فرود آید، پیش از آنکه روز خشم خداوند بر شما نازل شود. ای همۀ حلیمانِ زمین خداوند را بجویید، ای که قوانین او را به جا میآورید؛ پارسایی را بجویید، و هم فروتنی را، شاید که در روز خشم خداوند پنهان داشته شوید. '
مزمورهای ۱۴۴ و ۱۴۶
خداوند که صخرۀ من است، متبارک باد، او که دستان مرا برای جنگ تعلیم میدهد، و انگشتان مرا به جهت نبرد. اوست محبت من و دژ من، قلعۀ بلند من و رهانندۀ من، سپر من و کسی که در او پناه میجویم، آن که مردمان را مطیع من میگرداند! خداوندا، انسان چیست که او را در نظر آوری، و پسر انسان که به او بیندیشی؟ آدمی همچون نَفَسی است، و روزهایش مانند سایهای که میگذرد. خداوندا، آسمانهای خود را خم کن و فرود بیا، کوهها را لمس کن تا دود کنند. آذرخش را بفرست و ایشان را پراکنده کن، تیرهایت را بینداز و ایشان را منهزم ساز. دست خویش را از اعلی دراز کن، مرا برهان و از آبهای بسیار خلاصی ده، از دست اجنبیان، که دهانشان دروغها میگوید، و دست راستشان دست دروغ است. خدایا، تو را سرودی تازه خواهم سرود، با چنگِ دهتار برای تو خواهم نواخت، برای تو که شاهان را ظفر میبخشی و خادم خویش داوود را از شمشیر مرگبار میرهانی. مرا از دست اجنبیان برهان و خلاصی ده، که دهانشان دروغها میگوید، و دست راستشان دست دروغ است. آنگاه پسران ما در جوانی همچون نهالهای برومند خواهند بود، و دختران ما همچون ستونهای خوشتراش برای ساختمان قصرها. انبارهای ما از هر گونه محصول انباشته خواهد شد، و گلههای ما در دشتهایمان هزاران هزار خواهند زایید. رمههای ما به بارِ گران باردار خواهند شد و گوسالهای را سِقط نخواهند کرد، و در کوچههای ما هیچ نالهای نخواهد بود. خوشا به حال مردمانی که نصیب آنها این است، خوشا به حال مردمانی که یهوه خدای ایشان است.'
'هَلِلویاه! ای جان من، خداوند را ستایش کن! تا زندهام خداوند را ستایش خواهم کرد؛ تا وجود دارم برای خدای خود سرود ستایش خواهم خواند. بر امیران توکل مکنید، بر آدمیزاد، که نزد او نجاتی نیست. چون روح او بیرون میرود، او به خاک برمیگردد، و در همان روز تدبیرهایش نابود میشود. خوشا به حال آن که خدای یعقوب یاور اوست، که امیدش بر یهوه خدای اوست؛ بر صانع آسمان و زمین، و دریا و هر چه در آن است، بر او که امانت را تا به ابد نگاه میدارد؛ که مظلومان را دادرسی میکند، و گرسنگان را خوراک میدهد. خداوند زندانیان را آزاد میسازد، خداوند چشمان کوران را میگشاید؛ خداوند خمشدگان را برمیافرازد، خداوند پارسایان را دوست میدارد. خداوند بر غریبان دیدبانی میکند، و حامی یتیمان و بیوهزنان است؛ اما راههای شریران را بیفرجام میگذارد. خداوند جاودانه پادشاهی میکند، خدای تو، ای صَهیون، در همۀ اعصار. هللویاه!'
متی ۱۷:۲۲ تا آخر
هنگامی که در جلیل گرد هم آمدند، عیسی به ایشان گفت: «پسر انسان به دست مردم تسلیم خواهد شد. آنها او را خواهند کُشت و او در روز سوّم بر خواهد خاست.» و شاگردان بسیار اندوهگین شدند. پس از آن که عیسی و شاگردانش به کَفَرناحوم رسیدند، مأموران اخذ مالیاتِ دو دِرْهَم، نزد پطرس آمدند و گفتند: «آیا استاد شما مالیات معبد را نمیپردازد؟» او پاسخ داد: «البته که میپردازد!» چون پطرس به خانه درآمد، پیش از آنکه چیزی بگوید، عیسی به او گفت: «ای شَمعون، پادشاهان جهان از چه کسانی باج و خَراج میگیرند؟ از فرزندان خود یا از بیگانگان؟ چه میگویی؟» پطرس جواب داد: «از بیگانگان.» عیسی به او گفت: «پس فرزندان معافند! امّا برای اینکه ایشان را نرنجانیم، به کنارۀ دریا برو و قلّابی بینداز. نخستین ماهی را که گرفتی، دهانش را بگشا. سکهای چهار دِرْهَمی خواهی یافت. با آن سهم من و خودت را به ایشان بپرداز.»'