در قرائت امروز، خشم آمیخته به نگرانی پولس به نقطۀ اوج تازهای میرسد که در آن، به رویارویی با مشکلی مربوط به بیعفتی آشکار در زندگی یکی از اعضای برجستۀ کلیسای قرنتس میپردازد.
مشکل چه بود؟ میدانیم که مرزهای اخلاقی برای رفتارهای جنسی میتوانند در هر نسلی مشکلات حساسی تلقی شوند. حتی هنجارهایی که قابل قبول به شمار میآیند، ممکن است بر اساس نگرشهای جاری اجتماعی و علمی متفاوت باشند. اما گویا خشم پولس فقط محدود به عملی هولناک مربوط به زنا با محارم نمیشد.
مسامحه و سازشکاری دوستانه با رفتارهای بد، مانند خمیرترش کهنه، اثری تباهکننده بر کل جماعت گذاشته بود. عیسی اغلب اوقات از تصویرپردازی خمیرترش (یا همان خمیرمایه یا مخمر) استفاده میکرد تا اثرات فراگیر- چه خوب و چه بد- نگرشهای اخلاقی و روحانی را به شاگردانش یادآوری کند (ر.ک. مرقس ۸:۱۵). پولس در اینجا این استعاره را بسط میدهد تا رسم عید پـِسَخ را به یاد ایشان بیاورد، رسمی که مطابق با آن، میبایست هر نوع اثری از خمیری را که با خمیرترش کهنه درست شده بود از خانهها زدوده میشد تا برای سال جدید آمادگی ایجاد شود (خروج ۱۲:۱۵).
در اینجا موضوع واقعی و اصلی همانا احساس رضایت از خویشتن بود. در تکبر موجود در کلیسای قرنتس، هیچ چیز زیبایی وجود نداشت. کلیسایی که بهلحاظ اجتماعی در رفاه بود، اما بهلحاظ اخلاقی سازشکاری میکرد. این ایمانداران کوتاهزمانی بود که شروع کرده بودند به تصدیق و پذیرش تازگی تمامعیار و چالش مفرط برخاسته از زندگی و مرگ ایثارگرانۀ مسیح.
در امور مربوط به رفتارهای اخلاقی، باید همواره خط باریکی ترسیم کرد میان رویۀ «محکومسازی» و «سازشکاری». به نظر شما، امروز کلیساهای ما در چه جاهایی در معرض خطر احساس رضایت از خویشتن قرار دارند؟