آیا تا‌به‌حال برای‌تان پیش آمده است که روزنامهٔ یکشنبه راخوانده باشید و از اخبار این همه نابسامانی در آن پریشان شده و آرزو کرده باشید که خدا وارد شود و یک بار برای همیشه همه چیز را مرتب کند؟ کاملاً قابل درک است. این همان چیزی است که غلامان در مَثَلی که امروز می‌خوانیم، انتظار وقوعش را دارند. «برویم و آنها را جمع کنیم.»
اما بازی خدا طولانی‌تر است. به این دلیل که داوری زودرس، هر فرصتی را برای رستگاری از بین می‌برد. در هر صورت، این دنیایی نیست که شما بتوانید «درستش کنید»؛ این مزرعه‌ای است برای کار تا فصل درو، پایان زمان، زمان داوری. به‌علاوه، عیسی گفت اگر علف‌های هرز را ریشه‌کن کنید، گندم را نیز ریشه‌کن خواهید کرد.
آه! چه نکتهٔ دشواری! تمایز میان خوب و بد، پیچیده‌تر از آن است که فکر می‌کنیم. انگار همهٔ ما دچار آنیم.
زندگی خودِ ما ترکیب گیج‌کننده‌ای از گندم و علف هرز است.
آیا بهتر نیست که نتیجه را به خدا واگذار کنیم؟ آیا بهتر نیست روزبه‌روز کار بذرافشانی اعمال نیک را ادامه دهیم؟ آیا بهتر آن نیست که دیگران را داوری نکنیم و برای ریشه‌کن‌کردن علف‌های هرزشان داوطلب نشویم؟ (من می‌ترسم از این «وجین‌کردنِ متقابل» جان سالم به در نبرم). اگر خدا می‌تواند با دنیایی که تا این حد آشکار در مقابل محبت خدا سرکش است، صبور باشد، شاید من هم بتوانم تلاش کنم قدری صبورتر باشم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *