بازسازی معبد کاری بود عظیم و پرزحمت، کاری که در طول عمر یک نسل کامل بهانجام رسید. تحقق آن، خطرات، تفرقه در جامعه، مواجهه با مخالفتها، بازیهای سیاسی و دیپلماسی، سفرهای دشوار، هزینههای سنگین، جمعآوری مصالح، کارگران ماهر و فاقد مهارت و مهمتر از همه، استقامت را دربَر داشت. بازسازی معبد شالودهٔ اصلی حیات جامعهٔ یهود بود. معبد سبب میشد تبعیدیها پیوند خود را با شکوه گذشتهٔ خود حفظ کنند. همچنین به ملت ایشان هویت و هدف میبخشید. و نیز نشانه و تضمینی بود برای آیندهای نیکو. زندگی یکایک افراد این جامعه با چیزی بزرگتر از خودشان پیوند داشت.
نقطهٔ پایانی تمامی این زحمات همانا شادی و جشن بود، جشن عید پسَخ. سنتهای مربوط به معبد که به داوود و سلیمان بر میگشت، با سنتی قدیمیتر از آن مرتبط بود، با سنت خروج از مصر. ضربآهنگ جدیدی برای زندگی و عبادت برقرار گردید تا جامعهٔ اورشلیم را در طول رویدادهایی آتی حفظ کند.
پسَخ هم به آینده نظر دارد و هم به گذشته. آن نشانهای است از اینکه غایت تمام مشقات ما بر زمین، قرار است شادی و جشن باشد. ما که مسیحی هستیم، عید پسخ کتاب عزرا را همچون نشانهای از پسخ دیگری میخوانیم که در اورشلیم، توسط عیسی، آن برهٔ ذبحشده برگزار خواهد شد. ما مسیحیان عید پسخ کتاب عزرا را همچون نشانه و طعم اولیهٔ ضیافتی عظیمتر در آسمان میخوانیم، آن هنگام که تمام مشقات و زحمات ما به پایان میرسد و ما برای همیشه با مسیح در شادمانی به سر خواهیم برد.