Today's word: عزرا، فصل ۶ | Bible Study: مزمور ۶۸رومیان ۱۱:‏۱۳-‏۲۴

بازسازی معبد کاری بود عظیم و پرزحمت، کاری که در طول عمر یک نسل کامل به‌انجام رسید. تحقق آن، خطرات، تفرقه در جامعه، مواجهه با مخالفت‌ها، بازی‌های سیاسی و دیپلماسی، سفرهای دشوار، هزینه‌های سنگین، جمع‌آوری مصالح، کارگران ماهر و فاقد مهارت و مهم‌تر از همه، استقامت را در‌بَر داشت. بازسازی معبد شالودهٔ اصلی حیات جامعهٔ یهود بود. معبد سبب می‌شد تبعیدی‌ها پیوند خود را با شکوه گذشتهٔ خود حفظ کنند. همچنین به ملت ایشان هویت و هدف می‌بخشید. و نیز نشانه و تضمینی بود برای آینده‌ای نیکو. زندگی یکایک افراد این جامعه با چیزی بزرگتر از خودشان پیوند داشت.
نقطهٔ پایانی تمامی این زحمات همانا شادی و جشن بود، جشن عید پسَخ. سنت‌های مربوط به معبد که به داوود و سلیمان بر می‌گشت، با سنتی قدیمی‌تر از آن مرتبط بود، با سنت خروج از مصر. ضرب‌آهنگ جدیدی برای زندگی و عبادت برقرار گردید تا جامعهٔ اورشلیم را در طول رویدادهایی آتی حفظ کند.

پسَخ هم به آینده نظر دارد و هم به گذشته. آن نشانه‌ای است از اینکه غایت تمام مشقات ما بر زمین، قرار است شادی و جشن باشد. ما که مسیحی هستیم، عید پسخ کتاب عزرا را همچون نشانه‌ای از پسخ دیگری می‌خوانیم که در اورشلیم، توسط عیسی، آن برهٔ ذبح‌شده برگزار خواهد شد. ما مسیحیان عید پسخ کتاب عزرا را همچون نشانه و طعم اولیهٔ ضیافتی عظیم‌تر در آسمان می‌خوانیم، آن هنگام که تمام مشقات و زحمات ما به پایان می‌رسد و ما برای همیشه با مسیح در شادمانی به سر خواهیم برد.

Today's Prayer

ای خالق وفادار،
که رحمتت هرگز زوال نمی‌پذیرد:
وفاداری ما را به خودت
و به «کلام» زنده‌ات، عیسای مسیح، خداوندگار ما،
عمیق‌تر بساز.

Bible Study

عزرا، فصل ۶

پس داریوشِ پادشاه فرمانی صادر کرد و در کتابخانه که خزانه‌ها در بابِل در آن نگهداری می‌شد، تفحص کردند. و در مقر پادشاهی اِکباتان، پایتخت ایالت ماد، طوماری پیدا شد که بر آن چنین نوشته شده بود: «در سال نخست کوروشِ پادشاه، فرمانی بدین مضمون از جانب کوروشِ پادشاه دربارۀ خانۀ خدا در اورشلیم صادر شد: آن خانه برای تقدیم قربانیها از نو بنا شود و پی آن مرمت گردد. بلندایش شصت ذِراع و پهنایش شصت ذِراع باشد و از سه ردیف سنگهای تراشیده و یک ردیف الوار بنا شود. هزینۀ آن از خانۀ پادشاه پرداخت شود. نیز ظرفهای طلا و نقرۀ خانۀ خدا که نبوکدنصر از معبد اورشلیم برگرفته و به بابِل آورده بود، بازگردانیده شده، هر یک به جای خود در معبد اورشلیم برده شود. آنها را در خانۀ خدا بگذارید. «پس اکنون ای تَتِنایی، فرماندار ماوراءالنهر و ای شِتَربوزِنای، شما و یارانتان که صاحبمنصبان ماوراءالنهرند، از آنجا دور شوید. شما را کاری به کار این خانۀ خدا نباشد. بگذارید فرماندار و مشایخ یهودیان این خانۀ خدا را در جایگاه نخستش از نو بسازند. فرمانی نیز صادر می‌کنم که برای این مشایخ یهودیان در کار بازسازی خانۀ خدا چه باید بکنید. تمامی هزینه از دارایی پادشاه که از خَراجهای ماوراءالنهر فراهم می‌آید، به این مردان پرداخت گردد تا کار بازنایستد. هرآنچه نیاز است، از گاوان و قوچها و بره‌ها برای تقدیم قربانیهای تمام‌سوز به خدای آسمان، تا گندم و نمک و شراب و روغن، بر حسب هرآنچه کاهنانِ اورشلیم بگویند هر روز بی هیچ کم و کاست به آنها داده شود تا قربانیهای خوشایند به خدای آسمان تقدیم کنند و برای سلامت پادشاه و فرزندانش دعا نمایند. و فرمانی نیز صادر می‌کنم که اگر کسی این حکم را تبدیل کند، تیری از خانه‌اش برگیرند و او را بر آن تیر بلند کنند و خانه‌اش به سبب این عمل به مَزبَله بدل شود. باشد خدایی که نام خود را در آن مکان ساکن گردانیده است، هر پادشاه یا قومی را که دست خویش را برای تبدیل این امر و یا نابودی این خانۀ خدا در اورشلیم دراز کند، سرنگون سازد. من، داریوش، این فرمان را صادر می‌کنم؛ پس به‌دقّت اجرا شود.» آنگاه تَتِنایی، فرماندار ماوراءالنهر، و شِتَربوزِنای و یارانشان به‌دقّت بر طبق فرمانی که داریوشِ پادشاه ارسال داشته بود، عمل کردند. پس مشایخ یهودیان کار تجدید بنا را ادامه دادند و به واسطۀ نبوّتهای حَجَّی نبی و زکریا پسر عِدّو کامیاب شدند. آنها بنای خانه را به فرمان خدای اسرائیل و فرمان کوروش و داریوش و اردشیر، پادشاهان پارس، به پایان رساندند. پس بنای خانه در روز سوّم از ماه اَذار در سال ششم داریوش پادشاه، به پایان رسید. آنگاه بنی‌اسرائیل، یعنی کاهنان و لاویان و دیگر کسانی که از تبعید بازگشته بودند، وقف خانۀ خدا را با شادمانی جشن گرفتند. آنها برای وقف خانۀ خدا صد گاو و دویست قوچ و چهارصد بره، و نیز به شمار قبایل اسرائیل، دوازده بز نر به عنوان قربانی گناه برای تمامی اسرائیل تقدیم کردند. نیز بنا بر آنچه در کتاب موسی نوشته شده است، کاهنان را بر حسب تقسیماتشان و لاویان را در گروههایشان برای خدمت خدا در اورشلیم منصوب کردند. آنان که از تبعید بازگشته بودند، عید پِسَخ را در روز چهاردهم از ماه نخست جشن گرفتند. زیرا کاهنان و لاویان جملگی خویشتن را تطهیر کرده، همگی طاهر بودند. پس برۀ پِسَخ را برای بازگشتگان از تبعید، برای برادران کاهن خویش، و برای خویشتن ذبح کردند. و بنی‌اسرائیل که از تبعید بازگشته بودند از آن خوردند، و نیز هر که خویشتن را از نجاسات قومهای آن سرزمین جدا کرده و به ایشان پیوسته بود تا یهوه خدای اسرائیل را بجوید. آنها عید نانِ بی‌خمیرمایه را هفت روز با شادمانی نگاه داشتند، زیرا خداوند به آنان شادی بخشیده و دل پادشاه آشور را به ایشان مایل ساخته بود تا دستهای ایشان را برای بنای خانۀ خدا، یعنی خدای اسرائیل، قوی گردانَد.

مزمور ۶۸

خدا برخیزد و دشمنانش پراکنده شوند؛ آنان که از او نفرت دارند از حضورش بگریزند. چنانکه دود رانده می‌شود، ایشان را بِران؛ و چنانکه موم نزد آتش ذوب می‌شود، شریران از حضور خدا هلاک گردند. اما پارسایان شادمان باشند و در حضور خدا به وجد آیند و از فرط شادی پای کوبند. برای خدا سرود بخوانید و در ستایش نام او بسرائید، او را که بر ابرها سوار است، فریاد ستایش برافرازید؛ نام او یهوه است، در حضورش شادی کنید. پدر یتیمان و مدافع بیوه‌زنان خداست در مسکن مقدس خود. خدا بی‌کسان را صاحب خانه و کاشانه می‌گرداند و زندانیان را بیرون آورده، به سعادت می‌رساند؛ اما طغیانگران در زمینِ خشک ساکن خواهند شد. خدایا، هنگامی که پیش روی قوم خود بیرون رفتی، آنگاه که در بیابان خرامیدی، سِلاه زمین لرزید و آسمانها بارید، از حضور خدا، آن یگانۀ سینا، از حضور خدا، خدای اسرائیل. خدایا، تو باران فراوان بارانیدی و میراث خود را که خسته بود، مستحکم گردانیدی. جماعت تو در آن ساکن شدند، و در نیکویی‌ات، خدایا، تهیدستان را روزی رساندی. خداوندگار فرمان را صادر می‌کند؛ زنانی که بشارت می‌آورند، سپاه عظیمی هستند. اگرچه در میان آغلها خفته باشی بالهای کبوتر به نقره پوشیده است‌ و پرهایش به طلای رخشان. شاهانِ لشکرها فرار کرده، می‌گریزند؛ زن خانه‌دار، غنیمت را تقسیم می‌کند. چون قادر مطلق پادشاهان را در آنجا پراکنده ساخت برف بر صَلمون بارید. ای کوه سترگ، ای کوه باشان؛ ای کوهِ با قله‌های افراشته، ای کوه باشان. چرا با حسد می‌نگری، ای کوهِ با قله‌های افراشته، بر کوهی که خدا برای سکونت خویش طلب نمود، بر مکانی که خداوند جاودانه در آن ساکن خواهد شد؟ ارابه‌های خدا ده‌ها هزار و هزاران هزار است؛ خداوندگار در میان آنهاست، و سینا در قُدس است. آنگاه که به عرش برین صعود کردی اسیران را به اسیری بردی و هدایا از آدمیان گرفتی، حتی از طغیانگران، تا که تو ای یهوه خدا در آنجا سکونت گزینی. متبارک باد خداوندگار، خدای نجات ما که هر روزه متحمل بارهای ما می‌شود. سِلاه خدای ما خدای نجات است، و راههای گریز از مرگ از آن خداوندگارْ یهوه است. اما خدا سر دشمنان خویش را فرو خواهد کوبید فرق سر پر موی آنان را که در تقصیرات خود گام برمی‌دارند. خداوندگار فرموده است: «آنان را از باشان خواهم آورد؛ آنان را از ژرفای دریا باز خواهم آورد، تا تو پاهایت را در خون ایشان بشویی، و زبان سگانت نیز بهرۀ خویش را از دشمنان برگیرد.» خدایا، رژۀ تو دیده می‌شود رژۀ خدای من و شاه من به اندرون قُدس. در پیش، سرایندگانند؛ در پس، نوازندگان، و در میان، دوشیزگانِ دف‌نواز. خدا را در جماعت بزرگ متبارک خوانید، خداوند را، ای شما که از چشمۀ اسرائیلید. آنجاست بِنیامین کوچک، پیشاپیش ایشان، و آنجایند بزرگان یهودا، در گروه خویش، و بزرگان زِبولون، و بزرگان نَفتالی. به سبب معبدت در اورشلیم پادشاهان برایت پیشکشها خواهند آورد. خدایت برای تو، قدرت را امر فرموده است؛ خدایا، آنچه را که برای ما کرده‌ای استوار گردان. وحش نیزار را توبیخ فرما، و رمۀ گاوان را در میان گوساله‌های قومها. او طالبان خَراج را پایمال می‌کند، و قومهای جنگ‌طلب را پراکنده می‌سازد. فرستادگان از مصر خواهند آمد کوش به‌شتاب دستان خویش به سوی خدا دراز خواهد کرد. ای ممالک جهان، برای خدا سرود بخوانید، خداوندگار را با سرودها بستایید، سِلاه او را که بر آسمانها سوار است، بر آسمانهای کهن. هان، او آواز خود را می‌دهد، آوازی پر قدرت. قدرت خدا را اعلام کنید، که جلالش بر اسرائیل است و قدرتش در آسمانها. خدایا تو در قُدس خویش مَهیبی؛ خدای اسرائیل قوم خویش را قدرت و نیرو می‌بخشد. متبارک باد خدا!

رومیان ۱۱:‏۱۳-‏۲۴

روی سخنم با شما غیریهودیان است. از آنجا که من رسول غیریهودیانم، به خدمت خود بسیار می‌بالم، با این امید که همنژادان خود را به غیرت آورم و برخی از آنان را نجات بخشم. زیرا اگر رد شدنِ ایشان به معنی آشتیِ جهان است، پذیرفته‌شدنشان چه خواهد بود، جز حیات از مردگان؟ اگر تکه‌ای از تودۀ خمیر که به عنوان نوبر تقدیم می‌شود، مقدّس باشد، در این صورت، تمامی آن خمیر مقدّس است؛ و اگر ریشه مقدّس باشد، پس شاخه‌ها نیز مقدّسند. و اگر برخی از شاخه‌ها بریده شدند و تو که شاخۀ زیتون وحشی بودی در میان شاخه‌های دیگر به درخت زیتون پیوند شدی و اکنون از شیرۀ مقوّی ریشۀ آن تغذیه می‌کنی، بر آن شاخه‌ها فخر مفروش. اگر چنین می‌کنی، به یاد داشته باش که تو حامل ریشه نیستی، بلکه ریشه حامل توست. شاید بگویی: «شاخه‌ها بریده شدند تا من پیوند شوم.» راست می‌گویی. امّا آنها به علت بی‌ایمانی بریده شدند و تو تنها به ایمانْ استواری. پس مغرور مباش بلکه بترس. زیرا اگر خدا بر شاخه‌های طبیعی شفقت نکرد، بر تو نیز شفقت نخواهد کرد. پس مهربانی و سختگیری خدا را در نظر داشته باش؛ سختگیری به کسانی که سقوط کرده‌اند، امّا مهربانی به تو، البته به این شرط که در مهربانی او ثابت بمانی؛ وگرنه تو نیز بریده خواهی شد. و اگر آنها نیز در بی‌ایمانی ادامه ندهند، باز پیوند خواهند شد، زیرا خدا قادر است آنها را بار دیگر پیوند بزند. زیرا اگر تو از درختِ زیتونِ وحشی بریده شدی و برخلاف طبیعتت به درختِ زیتونِ آزاد پیوند گشتی، پس چقدر بیشتر شاخه‌های اصلی می‌توانند به درخت زیتونی که از آن بریده شدند، پیوند شوند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *