عید یوسف ناصریامروز، تأمل بر نبوتهای ارمیا را متوقف میسازیم تا بههمراه کلیسا، یاد یوسف را گرامی بداریم، پدر زمینی عیسی را. این سؤال که «مگر او پسر آن نجّار نیست؟»، ممکن است همراه با یک پوزخند طرح شده باشد، زیرا بیشک در خصوص والدین عیسی شایعاتی در گردش بود. این سؤال حالتی تحقیرآمیز داشت، زیرا یوسف را به سطح یک شغل پایین میآورد. کسی باورش نمیشد که این پسر که همولایتیشان بود، بتواند با چنین حکمتی سخن بگوید و چنین کارهای شگفتانگیزی بهعمل بیاورد.
این حکمت و قدرت او از کجا میآمد؟ پاسخش بدیهی است: «از خدا». اما فراموش نکنیم که خدا از ابزارهای معمول و نیز فوق عادی استفاده میکند. مسیح از یوسف چه آموخت؟ یوسف مردی بود که در توصیفاش گفته شده که «مردی پارسا بود» و همچنین «نمیخواست مریم را رسوا کند» (متی ۱:۱۹). او مهربان و ملاحظهکار بود و به لحاظ روحانی نیز پذیرا. او از ندای فرشته که در خواب شنیده بود، اطاعت کرد (متی ۱:۲۰-۲۴) و مریم را به همسری گرفت، با اینکه نحوۀ باردارشدن او در شرایط عجیبی صورت گرفته بود. اما یوسف به سخن فرشته اعتماد کرد. او همچنین از شهامت بسیاری برخوردار بود؛ زیرا فرار به مصر بههمراه همسر و کودکی خردسال قطعاً کاری بس دشوار بود. یوسف که به امور روحانی توجهی فراوان داشت و مطیع هدایت الهی بود، ثابت کرد که یک پدر زمینی شایسته برای عیسی است و در شکلدادن به حکمت او نقشی اساسی ایفا کرد.
در ضمن، احساس میکنم که ارمیا با تأسف این گفتۀ عیسی را تأیید میکرد که فرمود: «نبی بیحرمت نباشد جز در شهر خود و خانۀ خویش.»