Today's word: میکاه ۳:‏۱-‏۸ | Bible Study: افسسیان ۶:‏۱۰-‏۲۰مزمور ۴۲مزمور ۱۲۰

در آستانۀ عید بزرگ پنتیکاست، میکاه نبی هشداری به ما داده، نشان می‌دهد که وقتی به عدل و انصاف و دلسوزی خدا بی‌اعتنا می‌شویم و فقط به منافع خود می‌اندیشیم، چه اتفاقی خواهد افتاد. نه فقط قوم خدا را گمراه خواهیم ساخت، بلکه با سپردن خویشتن به بی‌عدالتی، با نفرت از آنچه نیکوست، و با دوست‌داشتن آنچه شرّ و بدی است، گویی گوشت انسان‌ها را می‌خوریم، پوست را از استخوانهایشان می‌کـَنیم، و ایشان را مانند گوشت برای پاتیل، تکه‌تکه می‌کنیم.

میکاه اعلان می‌دارد که از «روح خداوند» پُر شده است. این بدان معناست که باید گناهان و خطاهای قوم را اعلام کند و بر عدل و انصاف خدا شهادت دهد. او نمی‌تواند به هیچ‌یک از اینها بی‌اعتنا باشد. عیسی نیز می‌فرماید که زمانی برکت خواهیم یافت که گرسنه و تشنۀ اموری باشیم که درست هستند (متی ۵:‏۶). چنانچه مایل به توبه از گناهان خود نباشیم، یا نسبت به کوتاهی‌های خود واقع‌بین نباشیم، و برای مشاهدۀ پیروزی عدل و انصاف خدا احساس گرسنگی نکنیم، بیهوده است که از خدا درخواست کنیم روح مقدس خود را بر ما بفرستد. ایمان مسیحی یعنی عمل‌کردن طبق دستور کار عیسی در تمام جوانب زندگی و برای تمام جهان. دریافت روح‌القدس یعنی ثبت نام در این کار پادشاهی خدا، و به‌چالش کشیدن ساختارهای غیرعادلانۀ جامعه‌مان و نیز سوگواری بر قصورات فردی خود. انجام کاری کمتر از این، یعنی دعوت از تاریکی‌ای که میکاه آمدنش را می‌دید، در آن حال که گمراه‌شدگان روی خود را می‌پوشانند و از خدا دور می‌شوند.

Today's Prayer

ای خداوندگارِ قیام‌کرده که صعود فرموده‌ای،
در همان حال که در پیروزی تو شادی می‌کنیم،
کلیسایت را بر روی زمین، از قدرت و شفقت لبریز فرما،
تا همۀ آنانی که در اثر گناه از تو دور شده‌اند،
بخشایش را دریافت دارند و صلح و صفای تو را بشناسند،
برای جلال خدای پدر.

Bible Study

میکاه ۳:‏۱-‏۸

'آنگاه گفتم: ای سران یعقوب، و ای حاکمان خاندان اسرائیل، بشنوید! آیا بر شما نیست که انصاف را به جا آرید؟ ای شما که از نیکویی بیزارید و بدی را دوست می‌دارید؛ پوست از تن قوم من می‌کَنید، و گوشت از استخوانهای ایشان. گوشتِ تن قوم مرا می‌خورید و پوست از تنشان کنده، استخوانهایشان را خرد می‌کنید؛ آنها را همچون گوشتِ داخل دیگ تکه تکه می‌کنید، آری، همچون گوشتِ درون پاتیل. پس نزد خداوند فریاد بر خواهند آورد، اما ایشان را اجابت نخواهد کرد، بلکه روی خود را در آن زمان از ایشان خواهد پوشانید زیرا که شرارت ورزیده‌اند. خداوند دربارۀ انبیایی که قوم مرا گمراه می‌کنند چنین می‌گوید، دربارۀ آنان که چون خوراک فراوان دارند ندای ’صلح و سلامت‘ سر می‌دهند، اما اگر کسی طعامی در دهانشان نگذارد، به وی اعلام جنگ می‌کنند. پس برای شما شب خواهد بود، بدون هیچ رؤیایی، و ظلمت خواهد بود، بدون هیچ پیشگویی. آفتاب بر انبیا غروب خواهد کرد و روز بر ایشان تاریک خواهد شد؛ رؤیابینانْ شرمسار خواهند گردید، و پیشگویان، رسوا خواهند گشت. جملگی روی خود را خواهند پوشانید، زیرا پاسخی از جانب خدا نخواهد بود. اما من به روح خداوند از قوّت پر گشته‌ام، از انصاف و توانایی؛ تا یعقوب را از عِصیانش آگاه سازم، و اسرائیل را از گناهش. '

افسسیان ۶:‏۱۰-‏۲۰

'باری، در خداوند، و به پشتوانۀ قدرت مقتدر او، نیرومند باشید. اسلحۀ کامل خدا را بر تن کنید تا بتوانید در برابر حیله‌های ابلیس بایستید. زیرا ما را کشتی گرفتن با جسم و خون نیست، بلکه ما علیه قدرتها، علیه ریاستها، علیه خداوندگاران این دنیای تاریک، و علیه فوجهای ارواح شریر در جایهای آسمانی می‌جنگیم. پس اسلحۀ کامل خدا را بر تن کنید، تا در روز شرّ شما را یارای ایستادگی باشد، و بتوانید پس از انجام همه چیز، بایستید. پس استوار ایستاده، کمربند حقیقت را به میان ببندید و زرۀ پارسایی را بر تن کنید، افزون بر این همه، سپر ایمان را برگیرید، تا بتوانید با آن، همۀ تیرهای آتشین آن شریر را خاموش کنید. کلاهخود نجات را بر سر نهید و شمشیر روح را که کلام خداست، به دست گیرید. و در همه وقت، با همه نوع دعا و تمنا، در روح دعا کنید و برای همین بیدار و هوشیار باشید و پیوسته با پایداری برای همۀ مقدسین دعا کنید. برای من نیز دعا کنید، تا هرگاه دهان به سخن می‌گشایم، کلام به من عطا شود تا راز انجیل را دلیرانه اعلام کنم، که سفیر آنم، هرچند در زنجیر! دعا کنید که آن را با شهامت اعلام کنم، چنانکه شایسته است. و کفش آمادگی برای اعلام انجیلِ سلامتی را به پا نمایید. '

مزمور ۴۲

'چنانکه آهو سراپا مشتاق نهرهای آب است، همچنان، ای خدا، جان من به‌شدت مشتاق توست. جان من تشنۀ خداست، تشنۀ خدای زنده، که کی بیایم و به حضور او حاضر شوم. اشکهایم روز و شب خوراک من است، چون تمامی روز مرا گویند: «خدای تو کجاست؟» از دل فغان برمی‌آورم چون ایامی را یاد می‌آورم که با جماعت می‌رفتم، و آنان را به خانۀ خدا رهنمون می‌شدم، در میان فریادهای شادمانی و شکرگزاریِ جمعیت جشن‌گیرندگان. ای جان من، چرا افسرده‌ای؟ چرا در اندرونم پریشانی؟ بر خدا امید دار، زیرا که او را باز خواهم ستود؛ او را که رهانندۀ من و خدای من است. جانم در اندرونم افسرده است؛ از این رو تو را یاد خواهم کرد، از سرزمین اردن و بلندیهای حِرمون، و از کوه مِصعار. ژرفا به ژرفا خبر می‌دهد از خروش آبشارهای تو؛ امواج و سیلابهای تو، جملگی از سرم گذشته است. در روز، خداوند محبتش را عنایت می‌کند، و در شب، سرودش با من است، دعایی به درگاه خدای حیاتبخشم. به خدا که صخرۀ من است، می‌گویم: «چرا مرا از یاد برده‌ای؟ چرا باید از جور دشمن به روز سیاه بنشینم؟» طعنۀ خصم استخوانهایم را خُرد کرده، چراکه تمامی روز مرا گوید: «خدای تو کجاست؟» ای جان من، چرا افسرده‌ای؟ چرا در اندرونم پریشانی؟ بر خدا امید دار، زیرا که او را باز خواهم ستود؛ او را که رهانندۀ من و خدای من است.'

مزمور ۱۲۰

'در تنگی خود خداوند را می‌خوانم، و مرا اجابت می‌فرماید. خداوندا، رهایی‌ام دِه از لبانِ دروغگو و زبانِ حیله‌گر! ای زبانِ حیله‌گر، او با تو چه کند؟ بیش از این تو را چه دهد؟ تیرهای تیزِ مرد دلاور را، با اخگرهای سوزانِ درخت رُتَم! وای بر من که در ماشِک اقامت گزیده‌ام، و در میان خیمه‌های قیدار ساکن شده‌ام! چه به طول انجامید سکونت من با مردمانی که صلح را دشمن می‌دارند! من مردِ صلح‌ام؛ اما چون دهان به سخن می‌گشایم، ایشان سرِ جنگ دارند!'

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *