سیاستمداران اورشلیم بدون توسل به خدا عمل کردهاند و اکنون خدا اعلام میکند که در آستانۀ تحقق بخشیدن به بدترین کابوس آنها است. خودِ خدا، دشمنی خواهد بود که از آن وحشت دارند. این بخش از کلام سبکی رویاگونه دارد و نبی از ترسها و رویاهایی میگوید که جامعهاش را فرا میگیرد، ترسهایی که دستاورد نخبگان و خُبرگان محبوب زمانۀ اوست. حتی اعمال مذهبی نیز ظاهری و تکراری شدهاند.
امروز، فکر خدایی خشمگین و انتقامگیرنده آنقدر ما را نگران کرده است که با خطرِ طریقی تازه از بتپرستی کهن روبهروییم که چیزی نیست جز ساختن تصویری از خدا بر اساس تصوراتمان. ما تحمل فکر کردن به داوری یا تنبیه اصلاحگرانه را که کتابمقدس بسیار از آن سخن میگوید، نداریم. اکنون و بهویژه در ایام ظهور، باید بیشتر آماده باشیم تا دریابیم که چقدر با خدای زنده بیگانهایم. فیض خدا، اصلاحگر و پاککننده است. او از انحراف ما خشنود نمیشود و همواره مشتاق کمال و شفاست، اما گاهی زخمهای ما پیش از شفا یافتن باید عمیقتر شوند. وقتی زندگی ما دچار انحراف میشود، با خدا بیگانه میشویم، نباید ناامید شویم؛ بلکه باید این امید را با قدرت حفظ کنیم که آن بیگانه در واقع نزدیکترین و عزیزترین دوست ماست.