تقدیم مسیح در معبدوقتی رمبرانت ۲۵ سال داشت، صحنهای عالی را نقاشی کرد: راهپلهای که به سمت بالا و به درون تاریکی میرود. جمعیتی روی این پلهها ایستادهاند. در پایین پلهها نیز شمعون، مسیحِ نوزاد را در دستان خود گرفته. این صحنۀ هیجانانگیز، بهدقت نورپردازی شده و تماشاگران بسیاری بر آن نظاره میکنند. رمبرانت در اواخر زندگی خود، این صحنه را دوباره به تصویر کشید، ولی این بار بر شمعون و عیسای نوزادی که در دستان او قرار داشت، بیشتر متمرکز شد. رمبرانت تمرکز خود را از عظمتگرایی و شکوه نمایشی به واقعیت انسانبودن و اندوه آن، تغییر داده بود. او که خود، در دوران کهولت بهسر میبُرد، کهنسالی شمعون را در مقابل حیات جدیدی که به نرمی در آغوش گرفته بود، قرار داد. هر دوی این نقاشیها بیاندازه قدرتمند هستند.
مریم و یوسف، مراسم تقدیم عیسی را برای بهانجامرساندن شریعت، در معبد برگزار کردند. مسیحِ نوزاد اجازۀ اظهارنظر در مورد این مسئله را نداشت، اما شمعون در این انفعالِ کودک، حال و آینده را میدید؛ یعنی زمانی که در آن، نجات خدا به همگان هدیه داده میشد -«نوری برای آشکار کردن حقیقت بر دیگر قومها و جلالی برای قوم تو اسرائیل» (لوقا ۲:۳۲). این صرفاً وظیفۀ انسانی ماست که آن را با قلبی شکرگزار بپذیریم.
پولس در ادامه، بیشتر به موضوع قربانیها میپردازد. او بهطور ضمنی توضیح میدهد که این حقیقتی دو طرفه است: یعنی همانگونه که عیسی خود را بهعنوان قربانی برای ما داد، ما نیز خوانده شدهایم تا خود را همچون قربانی زنده، تقدیم او کنیم. این عرفی است جهانشمول. بخشیدن و گرفتنی که در آن، انسانیت ما در بازوان پرمحبت خداوند، به آغوش کشیده میشود.