Today's word: رومیان ۱۲‏:‏۱‏-‏۵ | Bible Study: مزمور ۴۸مزمور ۱۴۶خروج ۱۳‏:‏۱‏-‏۱۶

تقدیم مسیح در معبدوقتی رمبرانت ۲۵ سال داشت، صحنه‌ای عالی را نقاشی کرد: راه‌پله‌ای که به سمت بالا و به درون تاریکی می‌رود. جمعیتی روی این پله‌ها ایستاده‌اند. در پایین پله‌ها نیز شمعون، مسیحِ نوزاد را در دستان خود گرفته. این صحنۀ هیجان‌انگیز، به‌دقت نورپردازی شده و تماشاگران بسیاری بر آن نظاره می‌کنند. رمبرانت در اواخر زندگی خود، این صحنه را دوباره به تصویر کشید، ولی این بار بر شمعون و عیسای نوزادی که در دستان او قرار داشت، بیشتر متمرکز شد. رمبرانت تمرکز خود را از عظمت‌گرایی و شکوه نمایشی به واقعیت انسان‌بودن و اندوه آن، تغییر داده بود. او که خود، در دوران کهولت به‌سر می‌بُرد، کهن‌سالی شمعون را در مقابل حیات جدیدی که به نرمی در آغوش گرفته بود، قرار داد. هر دوی این نقاشی‌ها بی‌اندازه قدرتمند هستند.

مریم و یوسف، مراسم تقدیم عیسی را برای به‌انجام‌رساندن شریعت، در معبد برگزار کردند. مسیحِ نوزاد اجازۀ اظهارنظر در مورد این مسئله را نداشت، اما شمعون در این انفعالِ کودک، حال و آینده را می‌دید؛ یعنی زمانی که در آن، نجات خدا به همگان هدیه داده می‌شد -«نوری برای آشکار کردن حقیقت بر دیگر قوم‌ها و جلالی برای قوم تو اسرائیل» (لوقا ۲‏:‏۳۲). این صرفاً وظیفۀ انسانی ماست که آن را با قلبی شکرگزار بپذیریم.

پولس در ادامه، بیشتر به موضوع قربانی‌ها می‌پردازد. او به‌طور ضمنی توضیح می‌دهد که این حقیقتی دو طرفه است: یعنی همان‌گونه که عیسی خود را به‌عنوان قربانی برای ما داد، ما نیز خوانده شده‌ایم تا خود را همچون قربانی زنده، تقدیم او کنیم. این عرفی است جهان‌شمول. بخشیدن و گرفتنی که در آن، انسانیت ما در بازوان پرمحبت خداوند، به آغوش کشیده می‌شود.

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق و زندۀ جاوید،
که مزین به جلال پادشاهی هستی،
که پسر محبوبت در این روز، به نمایندگی از ما در معبد تقدیم شد:
عطا کن تا ما نیز با دلی پاک و خالص تقدیم تو شویم،
در نام پسر تو و خداوند ما، عیسای مسیح،
که زنده است و با تو حکومت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، از حال تا ابدالآباد.

Bible Study

رومیان ۱۲‏:‏۱‏-‏۵

پس ای برادران، در پرتو رحمتهای خدا، از شما استدعا می‌کنم که بدنهای خود را همچون قربانی زنده و مقدّس و پسندیدۀ خدا تقدیم کنید که عبادت معقول شما همین است. و دیگر همشکل این عصر مشوید، بلکه با نو شدن ذهن خود دگرگون شوید. آنگاه قادر به تشخیص ارادۀ خدا خواهید بود؛ ارادۀ نیکو، پسندیده و کامل او. زیرا به واسطۀ فیضی که به من عطا شده است، هر یک از شما را می‌گویم که خود را بیش از آنچه می‌باید، مپندارید، بلکه هر یک به فراخور میزان ایمانی که خدا به شما بخشیده است، واقع‌بینانه دربارۀ خود قضاوت کنید. زیرا همان‌گونه که هر یک از ما را بدنی واحد است که از اعضای بسیار تشکیل شده و کار همۀ این اعضا یکسان نیست، ما نیز که بسیاریم، در مسیح یک بدن را تشکیل می‌دهیم و هر یک، اعضای یکدیگریم.

مزمور ۴۸

خداوند، بزرگ است و بسیار درخورِ ستایش؛ در شهر خدای ما، در کوه مقدس خویش. کوه صَهیون، زیبا در بلندایش، شادمانی تمامی جهان است. همچون بلندترین ارتفاعات صفون است، آن شهر پادشاهِ بزرگ! خدا در دژهای آن است، او خود را چون قلعۀ بلند شناسانیده. هان پادشاهان به هم پیوستند و با هم پیش آمدند؛ اما چون آن را دیدند، مبهوت گشتند، و هراسان گریختند! لرزه بر ایشان مستولی شد، و درد شدید همچون زنی که می‌زاید. تو کشتیهای تَرشیش را به باد شرقی در هم شکستی. چنانکه شنیده بودیم، به چشم خود دیدیم، در شهر خداوندِ لشکرها؛ در شهر خدای ما، که خدا تا به ابد استوارش خواهد ساخت. سِلاه خدایا، در اندرون معبد تو در محبتت تأمل می‌کنیم. ستایش تو، خدایا، همچون آوازۀ نامت، تا به کرانهای زمین می‌رسد؛ و دست راستت آکنده از عدالت است. کوه صَهیون شادمان باشد و شهرهای یهودا مسرور گردند از داوریهای تو. صَهیون را طواف کنید و گرداگردش گام زنید! بُرجهایش را بشمارید. سنگرهایش را ملاحظه کنید، و در دژهایش تأمل نمایید، تا برای نسل آینده بازگویید! زیرا این است خدا، خدای ما، تا ابدالآباد، او ما را تا به مرگ رهبری خواهد کرد.

مزمور ۱۴۶

هَلِلویاه! ای جان من، خداوند را ستایش کن! تا زنده‌ام خداوند را ستایش خواهم کرد؛ تا وجود دارم برای خدای خود سرود ستایش خواهم خواند. بر امیران توکل مکنید، بر آدمیزاد، که نزد او نجاتی نیست. چون روح او بیرون می‌رود، او به خاک برمی‌گردد، و در همان روز تدبیرهایش نابود می‌شود. خوشا به حال آن که خدای یعقوب یاور اوست، که امیدش بر یهوه خدای اوست؛ بر صانع آسمان و زمین، و دریا و هر چه در آن است، بر او که امانت را تا به ابد نگاه می‌دارد؛ که مظلومان را دادرسی می‌کند، و گرسنگان را خوراک می‌دهد. خداوند زندانیان را آزاد می‌سازد، خداوند چشمان کوران را می‌گشاید؛ خداوند خم‌شدگان را برمی‌افرازد، خداوند پارسایان را دوست می‌دارد. خداوند بر غریبان دیدبانی می‌کند، و حامی یتیمان و بیوه‌زنان است؛ اما راههای شریران را بی‌فرجام می‌گذارد. خداوند جاودانه پادشاهی می‌کند، خدای تو، ای صَهیون، در همۀ اعصار. هللویاه!

خروج ۱۳‏:‏۱‏-‏۱۶

خداوند به موسی گفت: «هر نخست‌زاده‌ای را وقف من کن. نخستین ثمرۀ هر رَحِمی در اسرائیل، خواه انسان و خواه چارپا، از آنِ من است.» آنگاه موسی به مردم گفت: «یاد این روز را گرامی بدارید، روزی که از مصر، از خانۀ بندگی بیرون آمدید. زیرا خداوند با دست توانا شما را از مصر به در آورد. هیچ چیز را با خمیرمایه مخورید. امروز، در این ماه اَبیب، بیرون می‌روید. آنگاه که خداوند تو را به سرزمین کنعانیان، حیتّیان، اَموریان، حِویان و یِبوسیان بَرَد - سرزمینی که به پدرانتان سوگند یاد کرد که آن را به تو خواهد بخشید، سرزمینی که شیر و شهد در آن جاری است - آنگاه باید در این ماه این عبادت را به جا آوری: هفت روز نانِ بی‌خمیرمایه بخور و روز هفتم عیدی برای خداوند خواهد بود. در آن هفت روز، نانِ بی‌خمیرمایه بخور؛ نزد تو و نیز در سرتاسر حدود تو، اثری از خمیرمایه یافت نشود. در آن روز به پسرت بگو: ”این به‌خاطر کاری است که خداوند، آنگاه که از مصر بیرون آمدم، برای من انجام داد.“ این همچون نشان بر دست تو و یادگار بر پیشانی‌تو خواهد بود تا به یاد آری که شریعت خداوند باید بر لبانت باشد. زیرا خداوند با دست توانای خویش تو را از مصر بیرون آورد. این فریضه را باید همه‌ساله در موعد مقرر به جا آوری. «آنگاه که خداوند طبق سوگندی که برای تو و اجدادت یاد کرد، تو را به سرزمین کنعانیان ببرد و آن را به تو ببخشد، باید نخستین ثمرۀ هر رَحمی را تقدیم خداوند کنی. از چارپایان تو نیز همۀ نخست‌زاده‌های نَرینه از آنِ خداوند است. نخست‌زادۀ الاغ را با بره‌ای فدیه بده، ولی اگر فدیه نمی‌دهی، گردنش را بشکن. هر نخست‌زادۀ آدم را از میان پسران خود فدیه بده. در آینده اگر پسرت از تو بپرسد: ”معنی این کارها چیست؟“ بگو: ”خداوند با دستی توانا، ما را از مصر، از خانۀ بندگی بیرون آورد. هنگامی که فرعون سرسختانه از رها کردن ما اِبا کرد، خداوند همۀ نخست‌زادگان مصر را، از انسان و چارپا، کشت. به همین خاطر است که نخستین ثمرۀ هر رَحِمی را برای خداوند قربانی می‌کنم و همۀ نخست‌زادگان پسر خود را فدیه می‌دهم.“ و این همچون نشانی بر دست و علامتی بر پیشانی تو خواهد بود از این که خداوند با دست توانای خویش ما را از مصر به در آورد.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *