هفتمین یکشنبهٔ عید رستاخیز، یکشنبهٔ بعد از روز صعودآیات امروز در پایان دعای طولانی عیسی به درگاه خدای پدر قرار دارد، دعایی برخاسته از دل و در سایهٔ سنگین صلیب. و اکنون، چون دعایش به انتها نزدیک می‌شود، برای اتحاد کلیسا شفاعت می‌کند، اتحادی که بازتاب وحدت در تثلیث است. اینها آیاتی عرفانی هستند که در آنها، مسیحیان ترغیب شده‌اند که در طبیعت خدا سهیم گردند.

برای درک این طبیعت الهی که در آن سهیم می‌شویم، ممکن است دچار کشمکش گردیم. تثلیث غالباً به روشی مبتنی بر سلسله مراتب استنباط می‌شود- یعنی «پدر» در رأس دیده می‌شود و «پسر» که آنچه را که به او گفته می‌شود به‌انجام می‌رساند و روح‌القدس که از هر دوِ ایشان اطاعت می‌کند. اگر الگوی ما برای تثلیث اینچنین باشد، می‌تواند الگوی ما برای کلیسا نیز باشد: یعنی کلیسایی که مستلزم اقتداری وحدت‌بخش و نیرومند است. از یک لحاظ، این الگو جذابیت‌های خاص خود را دارد، زیرا قطعیتی در خصوص ایمان و عضویت ما فراهم می‌سازد، و تعهد نیرومندی را به درک ایمانداران از کتب مقدس و سنتی که از گذشتگان به میراث برده‌اند، سبب می‌شود. اما آیا این همان است که می‌فرماید: «چنانکه ما (پدر و پسر) یک هستیم»؟

روش دیگری برای استنباط تثلیث، روشی است بر پایهٔ رابطه، که در آن «پدر»، «پسر» و روح‌القدس هر مانع ممکن را از طریق صمیمیت و برابری در‌هم می‌شکنند، روشی که گاه به رقص تشبیه شده است. در چنین استنباطی نه کسی سر است و نه شیوه‌ای واحد برای وجود هست، چرا که «شخص‌های» تثلیث متمایز باقی می‌مانند. چنین الگویی از کلیسا موجب استقبال از تفاوت‌ها می‌گردد. برای مثال، اگر بر سر تفسیر آیه‌ای اختلاف نظر وجود داشته باشد، مباحثه و تبادل نظری پرشور و محبت‌آمیز می‌تواند ثمرهٔ تنوع باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *