Today's word: متی ۴:‏۱‏-۱۱ | Bible Study: مزامیر ۳۲پیدایش ۲:‏۱۵‏‏-۱۷؛ ۳:‏۱‏-۷رومیان ۵:‏۱۲‏-۱۹

ایام روزه

اولین یکشنبۀ ایام روزه (اول مارس)

بیشتر ما با وسوسه، رابطه‌ای ضدونقیض داریم. حقیقتِ امر این است که ما دوست نداریم وسوسه کاملاً از بین برود. ترجیح می‌دهیم با وسوسه‌های آشنای معمولی درگیر شویم و اگر نبرد به پیروزی کامل وسوسه منتهی شود، به‌نوعی عرصه را باخته‌ایم. از سوی دیگر، در مورد این سازش احساس خوبی نداریم و تجربه نشان می‌دهد که اگر بر نبرد متمرکز شویم، تقریباً از هر ده بار، نُه بار می‌بازیم. پس باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.

چیزی که عیسی در بیابان با آن رویاروی شد، وسوسه‌هایی بود که مدام طی خدمتش پاشنۀ او را می‌گزید: وسوسۀ تمرکز بر نیازهای زمینی به جای ریشه‌های آسمانی آنها، چشمگیر بودن به جای استوار بودن، راه میان‌بر را برگزیدن به جای خدا را بر هرچیز مقدم داشتن. حقیقت این است که او در طول زندگی‌اش با این وسوسه‌ها سروکار داشته است که آشکارترین جلوۀ آن را در نبرد سختش با آنها در جتسیمانی می‌بینیم.

کاری که عیسی با این مهمانان ناخوانده کرد، برا ی ما نیز مفید است. به جای آنکه با آنها وارد جنگ شود، نگاهش را از آنها برداشت و به کتاب‌مقدس و هدایت و دل‌گرم‌کنندگی‌اش دوخت. اگر با وسوسه‌هایمان پنجه در پنجه افکنیم و بجنگیم، از رمق خواهیم افتاد، برای شاگردیِ مؤثر مجهز نخواهیم شد، و احتمالاً در هر صورت بازنده خواهیم بود. ژنرال گوردن، فرماندار خارطوم، در خاطراتش در مورد رویارویی با وسوسه‌ای آشنا نوشت که «امروز اجاج را در حضور خداوند قطعه‌قطعه کردم». بیشتر ما تا این حد مصمم و موفق نیستیم. اما اگر مانند عیسی به ورای مشکل و جایگزینی بهتر بنگریم، وسوسه را مغلوب خواهیم ساخت.

Bible Study

متی ۴:‏۱‏-۱۱

آنگاه روح، عیسی را به بیابان هدایت کرد تا ابلیس وسوسه‌اش کند. عیسی پس از آنکه چهل شبانه‌روز را در روزه سپری کرد گرسنه شد. آنگاه وسوسه‌گر نزدش آمد و گفت: «اگر پسر خدایی، به این سنگها بگو نان شوند!» عیسی در پاسخ گفت: «نوشته شده است که: «”انسان تنها به نان زنده نیست، بلکه به هر کلامی که از دهان خدا صادر شود.“ » سپس ابلیس او را به شهر مقدّس برد و بر فراز معبد قرار داد و به او گفت: «اگر پسر خدایی، خود را به زیر افکن، زیرا نوشته شده است: «”فرشتگان خود را دربارۀ تو فرمان خواهد داد و آنها تو را بر دستهایشان خواهند گرفت، مبادا پایت را به سنگی بزنی.“ » عیسی به او پاسخ داد: «این نیز نوشته شده که، «”خداوند، خدای خود را میازما.“ » دیگر بار، ابلیس او را بر فراز کوهی بس بلند برد و همۀ حکومتهای جهان را با تمام شکوه و جلالشان به او نشان داد و گفت: «اگر در برابرم به خاک افتی و مرا سَجده کنی، این همه را به تو خواهم بخشید.» عیسی به او گفت: «دور شو ای شیطان! زیرا نوشته شده است: «”خداوند، خدای خود را بپرست و تنها او را عبادت کن.“ » آنگاه ابلیس او را رها کرد و فرشتگان آمده، خدمتش کردند.

مزامیر ۳۲

خوشا به حال آن که عِصیانش آمرزیده شد، و گناهش پوشانیده گردید. خوشا به حال آن که خداوند خطایی به حسابش نگذارد و در روحش فریبی نباشد. هنگامی که خاموشی گزیده بودم، استخوانهایم می‌پوسید از ناله‌ای که تمام روز برمی‌کشیدم. زیرا دست تو روز و شب بر من سنگینی می‌کرد؛ طراوتم به تمامی از میان رفته بود، بسان رطوبت در گرمای تابستان. سِلاه آنگاه به گناه خود نزد تو اعتراف کردم و جرمم را پنهان نداشتم. گفتم: «عِصیان خود را نزد خداوند اعتراف خواهم کرد»؛ و تو جرمِ گناهم را عفو کردی. سِلاه از این رو، باشد که هر پیروِ سرسپردۀ تو در زمانی که یافت می‌شوی به درگاهت دعا کند؛ حتی اگر آبهای بسیار سیلان کند، هرگز بدو نخواهد رسید. تو مخفیگاه من هستی؛ تو مرا از تنگی حفظ خواهی کرد، و با غریو رهایی احاطه‌ام خواهی نمود. سِلاه تو را بصیرت خواهم آموخت، و به راهی که باید رفت ارشاد خواهم کرد؛ و در حالی که چشمم بر توست، تو را مشورت خواهم داد. همچون اسب و قاطر بی‌فهم مباش، که تنها به افسار و لگام مهار می‌شوند، وگرنه نزدیکت نمی‌آیند. رنجهای شریران بسیار است، اما هر کس را که بر خداوند توکل دارد محبت احاطه خواهد کرد. ای پارسایان، در خداوند شادی کنید و خوش باشید؛ ای همۀ راست‌دلان، بانگ شادی برآورید.

پیدایش ۲:‏۱۵‏‏-۱۷؛ ۳:‏۱‏-۷

یهوه خدا آدم را برگرفت و او را در باغ عدن نهاد تا کار آن را بکند و از آن نگاهداری نماید. و یهوه خدا آدم را امر کرده، گفت: «تو می‌توانی از هر یک از درختان باغ آزادانه بخوری؛ اما از درخت شناخت نیک و بد زنهار نخوری، زیرا روزی که از آن بخوری به‌یقین خواهی مرد.»
و اما مار از همۀ وحوش صحرا که یهوه خدا ساخته بود، زیرکتر بود. او به زن گفت: «آیا خدا براستی گفته است که از هیچ‌یک از درختان باغ نخورید؟» زن به مار گفت: «از میوۀ درختان باغ می‌خوریم، اما خدا گفته است، ”از میوۀ درختی که در وسط باغ است مخورید و بدان دست مزنید، مبادا بمیرید.“» بلکه خدا می‌داند روزی که از آن بخورید، چشمان شما باز خواهد شد و همچون خدا شناسندۀ نیک و بد خواهید بود.» چون زن دید که آن درخت خوش‌خوراک است و چشم‌نواز، و درختی دلخواه برای افزودن دانش، پس از میوۀ آن گرفت و خورد، و به شوهر خویش نیز که با وی بود داد، و او خورد. آنگاه چشمان هر دوی آنها باز شد و دریافتند که عریانند؛ پس برگهای انجیر به هم دوخته، لُنگها برای خویشتن ساختند. مار به زن گفت: «به‌یقین نخواهید مرد.

رومیان ۵:‏۱۲‏-۱۹

پس، همان‌گونه که گناه به واسطۀ یک انسان وارد جهان شد، و به واسطۀ گناه، مرگ آمد، و بدین‌سان مرگ دامنگیر همۀ آدمیان گردید، از آنجا که همه گناه کردند - زیرا پیش از آنکه شریعت داده شود، گناه در جهان وجود داشت، امّا هر گاه شریعتی نباشد، گناه به حساب نمی‌آید. با این حال، از آدم تا موسی، مرگ بر همگان حاکم بود، حتی بر کسانی که گناهشان به گونۀ سرپیچی آدم نبود. آدم، نمونۀ کسی بود که می‌بایست بیاید. امّا عطا همانند نافرمانی نیست. زیرا اگر به واسطۀ نافرمانی یک انسان بسیاری مردند، چقدر بیشتر فیض خدا و عطایی که به واسطۀ فیض یک انسان، یعنی عیسی مسیح فراهم آمد، به‌فراوانی شامل حال بسیاری گردید. براستی که این عطا همانند پیامد گناهِ آن یک تن نیست. زیرا مکافات از پی یک نافرمانی نازل شد و به محکومیت انجامید؛ امّا عطا از پی نافرمانیهای بسیار آمد و پارساشمردگی را به ارمغان آورد. زیرا اگر به واسطۀ نافرمانی یک انسان، مرگ از طریق او حکمرانی کرد، چقدر بیشتر آنان که فیض بیکران خدا و عطای پارسایی را دریافت کرده‌اند، توسط آن انسان دیگر، یعنی عیسی مسیح، در حیاتْ حکم خواهند راند. پس همان‌گونه که یک نافرمانی به محکومیت همۀ انسانها انجامید، یک عمل پارسایانه نیز به پارسا شمرده شدن و حیات همۀ انسانها منتهی می‌گردد. زیرا همان‌گونه که به واسطۀ نافرمانی یک انسان، بسیاری گناهکار شدند، به واسطۀ اطاعت یک انسان نیز بسیاری پارسا خواهند گردید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *