چه چیزی به ما حس ارزشمندی میدهد؟ بخشی از پاسخ به کارهایی مربوط میشود که انجام دادهایم. اما فقط بخشی از آن. نقطۀ آغاز و پایان بر میگردد به آنچه به ما داده شده است. در سال یوبیل، زمینهایی که اسرائیلیان از دیگران گرفته بودند، از همۀ ایشان پس گرفته میشد، و زمینی را که به هر اسرائیلی و خانوادهاش اختصاص یافته بود، به او باز میگشت. این امر یعنی بازگشت به خانه و دانستنِ این نکته که خانه و کاشانه مکانی است که نمیشد از شخص گرفت، صرف نظر از هر اتفاقی که برای او افتاده باشد؛ زیرا خانه عطیهای الهی است. و از آنجا که عطیۀ خداست، پس خانه و کاشانۀ شماست اما نه مایملک شما، و نه قلمروِ شما که بتوانید هر کاری دوست دارید با آن انجام دهید: «شما نزد من غریب و میهمان هستید». در زبان عبری، ریشۀ کلمۀ «غریب»، مانند نخی است که در سرتاسر پنج کتاب اول کتاب مقدس مشاهده میشود و به معنی ساکن شدن در مکانی است که مال خودمان نیست. عطاهای خدا بهراستی به ما داده شدهاند، اما کماکان عطای «خدا» باقی میماند و اگر از او نترسیم و اجازه ندهیم خدا، خدا باشد، نمیتوانیم آنها را دریافت کنیم و نگه داریم. واژۀ «زمین» در زبان عبری، به معنی «کرۀ زمین» نیز هست. ما در مقام ایماندار، خانه و کاشانۀ خود را بر اساس سرزمین خاصی تعریف نمیکنیم، زیرا «غریبان پراکنده» هستیم (اول پطرس ۱:۱). با این حال، هر روز دعا میکنیم که نام خدا تقدیس شود و پادشاهی او اینجا، بر روی زمین بیاید. ما آن را همچون عطیۀ الهی عزیز میداریم، همان مکانی که جلال خدا در آن ساکن خواهد شد.