تصویری که در این آیات به ما نشان داده شده، نه شکلی ابتدایی از حکومتی کمونیستی، بلکه پیوندهایی عمیق از محبت و مسئولیت است که اعضای کلیسای اولیه نسبت به یکدیگر احساس می‌کردند؛ زیرا با مسیح در مشارکت بودند. احساس خیر عمومی، جزئی جدایی‌ناپذیر از حیات پادشاهی خداست و هر بار که کلیسا دوباره در روح، نوزایی جدیدی را تجربه کرده، بر آن تأکید و توجه بیشتری شده است. به گفتهٔ ویلیام تیندیل، از رهبران جنبش اصلاحات در قرن شانزدهم و مترجم کتاب‌مقدس: «همسایهٔ نیازمندت همان‌قدر در دارایی تو حق دارد که مسیح دارد، هم او که صاحب اختیار و خداوند همه‌چیز است.»
این حس تعهد نسبت به اجتماع، همان دلیلی است که داوری سختی را علیه حنانیا و سفیره برانگیخت؛ زیرا آنها بخشی از منافع ناشی از فروش ملک خود را نزد خود نگاه داشته بودند، اما مدعی بودند که هدف‌شان تقسیم‌کردن آن بوده. مشکل، تنها پولی که آن دو نزد خود نگه داشتند نبود، بلکه آنها دقیقاً محاسبه کرده بودند که چه مقدار از پول را نزد خود نگاه دارند و وانمود کردند آنچه که دادند از سخاوت‌شان بوده است. به همین دلیل بود که دیگر مسیحیان از آنان رنجیدند. نقشهٔ اقتصادی خدا برای هدیه‌دادن – «هرچند دولتمند بود، به‌خاطر شما فقیر شد تا شما در نتیجهٔ فقر او دولتمند شوید.» (۲قرنتیان ۸‏:‏۹) – می‌طلبد که این کار با قلب و دستی گشاده انجام شود. انکار‌کردن آن و به دنبال تعهداتی محدود برای خیر عمومی بودن، خود نوعی مرگ است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *