انکار پِطرُس
آنگاه پِطرُس سخنان عیسی را به یاد آورد که به او گفته بود: “پیش از آنکه خروس دو بار بانگ زند، سه بار مرا انکار خواهی کرد”. پس دلش ریش شد و بگریست. مَرقُس ۱۴: ۷۲
انکار پطرس از چنان اهمیتی برخوردار است که هیچیک از نگارندگان چهار انجیل از نَقل این روایت صرفنظر نکردهاند. از روایات اناجیل اینطور استنباط میشود که پطرس، بهنوعی سخنگوی سایر شاگردان عیسی محسوب میشد، بهطوریکه او تقریباً در هر رویدادی حاضر و آمادۀ صحبت از جانب خود و شاگردان بود. عیسی نیز با او دوستی و نزدیکی زیادی داشت، تا آنجا که در تمامی وقایع مهم و حساس، او را با خود همراه میبُرد. بعد از صعود عیسی به آسمان، پطرس، حتی بیش از گذشته در نقش یک رهبر و سخنور ماهر ظاهر میشود: “آنگاه پطرس با آن یازده تن برخاست و صدای خود را بلند کرده، خطاب بدیشان گفت …” (اعمال رسولان ۲: ۱۴).
از این جهت، کاملاً منطقی است که انکار استاد توسط سخنگو و رهبر شاگردان، چنین طنینی در اناجیل داشته باشد. جالب اینجاست که هیچیک از شاگردان دیگر بهخاطر این عمل پطرس، او را مورد سرزنش قرار ندادند، زیرا خود آنها به محض دستگیری عیسی پابهفرار گذاشته بودند (مرقس ۱۴: ۵۰).
امًا، پطرس در محاسبۀ خود دچار چه اشتباهی شده بود؟ آیا او به اندازۀ کافی شجاعت نداشت و بهاشتباه گمان میبُرد که یارای ایستادگی تا پایان را دارد؟ بیرون آوردن شمشیر و بریدن گوش غلام رئیس کاهنان عکس این موضوع را به ما نشان میدهد، پطرس شخص ترسویی نبود. آیا او ایمان کافی به عیسی نداشت؟ ظاهراً او اولین شاگردی بود که به مسیح بودن عیسی اعتراف کرد. پس دلیل عکسالعمل بزدلانۀ او، آن هم با قسم و آیه، چه بود؟ بهتر است پاسخ این سؤال را از دهان خود عیسی بشنویم: “آیا میتوانید از جامی که من مینوشم، بنوشید و تعمیدی را که من میگیرم، بگیرید؟” (مرقس ۱۰: ۳۸).
هیچکسی توان برداشتن گوشهای از باری را که عیسی باید حمل میکرد، نداشت. در آن لحظات، تمام نیروهای تاریکی بر علیه عیسی بسیج شده بودند تا ماموریت او به انجام نرسد. عیسی در مقابله با این تاریکی عظیم تنها بود و هیچ انسان دیگری یارای همراهی و تحمل آن تاریکی هولناک را نداشت. پطرس، خود را با این تاریکی مطلق روبرو دید و دریافت که در این نبرد غیرت و نیروی انسانی او به هیچ کار نمیآید. قدرت غلبه بر نیروی تاریکی تنها نزد عیسی است.
Bible Study
مَرقُس ۱۴: ۷۲
آنگاه پِطرُس سخنان عیسی را به یاد آورد که به او گفته بود: "پیش از آنکه خروس دو بار بانگ زند، سه بار مرا انکار خواهی کرد". پس دلش ریش شد و بگریست.
* اعمال رسولان ۴: ۱ - ۲۲
پطرس و یوحنا در برابر شورای یهود
1پطرس و یوحنا هنوز با مردم سخن میگفتند که کاهنان و فرماندۀ نگهبانانِ معبد و صَدّوقیان سررسیدند. 2آنان از اینکه رسولان به مردم تعلیم میدادند و اعلام میکردند که در عیسی، رستاخیز مردگان وجود دارد، سخت خشمگین بودند. 3پس ایشان را گرفتند و چون عصر بود، تا روز بعد در حبس نگاه داشتند. 4امّا بسیاری از آنها که پیام را شنیده بودند، ایمان آوردند و شمار مردان به حدود پنج هزار رسید.
5روز بعد، بزرگان و مشایخ و علمای دین در اورشلیم گرد هم آمدند. 6در این مجلس، حَنّا کاهن اعظم و قیافا و یوحنا و اسکندر و همۀ افراد خانوادۀ کهانتاعظم حضور داشتند. 7آنان پطرس و یوحنا را در میان به پا داشته، از ایشان پرسیدند: «به چه قدرت و نامی این کار را کردهاید؟»
8آنگاه پطرس از روحالقدس پر شده، پاسخ داد: «ای بزرگانِ قوم و مشایخ، 9اگر امروز بهخاطر نیکی در حق مردی علیل از ما بازخواست میشود، و میپرسید او چگونه شفا یافته است، 10پس همۀ شما و تمامی قوم اسرائیل بدانید که به نام عیسی مسیح ناصری است که این مرد در برابرتان تندرست ایستاده است، به نام همان که شما بر صلیب کشیدید امّا خدا او را از مردگان برخیزانید. 11اوست آن سنگ که شما معماران رد کردید و حال مهمترین سنگ بنا شده است. 12در هیچکس جز او نجات نیست، زیرا زیر آسمان نامی دیگر به آدمیان داده نشده تا بدان نجات یابیم.»
13چون شهامت پطرس و یوحنا را دیدند و دانستند که افرادی آموزشندیده و عامی هستند، در شگفت شدند و دریافتند که از یاران عیسی بودهاند. 14ولی چون مردِ شفا یافته در کنار آن دو ایستاده بود، نتوانستند چیزی بگویند. 15پس دستور دادند که از مجلس بیرون بروند و خود به مشورت نشستند. 16با یکدیگر گفتند: «با این دو چه کنیم؟ زیرا همۀ ساکنان اورشلیم میدانند که معجزهای آشکار به دست ایشان انجام شده است و نمیتوانیم منکر آن شویم. 17ولی تا بیش از این در میان قوم شیوع نیابد، باید به این مردان اخطار کنیم که دیگر با احدی بدین نام سخن نگویند.»
18آنگاه ایشان را باز فرا خواندند و حکم کردند که هرگز به نام عیسی چیزی نگویند و تعلیمی ندهند. 19امّا پطرس و یوحنا پاسخ دادند: «شما خود داوری کنید، کدام در نظر خدا درست است، اطاعت از شما یا اطاعت از خدا؟ 20زیرا ما نمیتوانیم آنچه دیده و شنیدهایم، بازنگوییم.»
21پس آن دو را پس از تهدیدهای بیشتر رها کردند زیرا راهی برای مجازاتشان نیافتند، چرا که همۀ مردم خدا را بهخاطر آنچه رخ داده بود، حمد میگفتند. 22زیرا مردی که معجزهآسا شفا یافته بود، بیش از چهل سال داشت.
* اوّل پطرس ۴: ۱۲ - ۱۹
12زانرو که چشمان خداوند بر پارسایان است
و گوشهایش به دعای ایشان،
امّا روی خداوند به ضد بدکاران است.»
13اگر برای نیکویی کردن غیورید، کیست که به شما ضرر رساند؟ 14امّا حتی اگر در راه حق رنج دیدید، خوشا به حالتان! «از آنچه آنان میترسند شما مترسید و در هراس مباشید.» 15بلکه در دل خویش مسیح را به عنوان خداونْد مقدس شمارید و همواره آماده باشید تا هر کس دلیل امیدی را که در شماست بپرسد، او را پاسخ گویید، امّا بهنرمی و با احترام. 16وجدانتان را پاک نگاه دارید تا کسانی که رفتار نیک شما را در مسیح بد میگویند، از بدگویی خویش شرمسار شوند. 17زیرا اگر خواست خدا باشد، بهتر است برای نیکوکاری رنج ببرید تا بدکرداری. 18زیرا مسیح نیز یک بار برای گناهان رنج کشید، پارسایی برای بدکاران، تا شما را نزد خدا بیاورد. او در عرصۀ جسم کشته شد، امّا در عرصۀ روح، زنده گشت 19و در همان منزلت رفت و این را به ارواحی که در قرارگاه خود به سر میبردند اعلام کرد،