سومین یکشنبه از عید تجلی عیسی پر از روح‌القدس، از کشمکش‌هایش در بیابان بازگشت و ‌توانست به‌وضوح، جوهر اصلی دعوتش را به‌عنوان مسیح موعود، و دعوت ما به‌عنوان پیروانش را آغاز کند. آنچه که به «بیانیۀ ناصره» معروف است، دیگر نبوتی کهن شده بود (اشعیا ۶۱:‏۱)، و عیسی آن را در این روز اعلام داشت و به آن جامۀ عمل پوشانید. هنگامی که آن را اکنون، بعد از ۲۰۰۰ سال می‌شنویم، گویی هنوز مورد نیاز است و لازم است جامۀ عمل بپوشد. اما در اینجا یک متناقض‌نمایی هست: «امروز این نوشته، هنگامی که بدان گوش فرا می‌دادید، جامۀ عمل پوشید.». هم آری و هم نه. این نوشته جامۀ عمل پوشید، از این لحاظ که مسیح، همان کسی کتب مقدس دربارۀ او نوشته شده بود، در آنجا و در میانشان بود، درست همان‌طور که اشعیا نبوت کرده بود- بدینسان نبوت جامۀ عمل پوشید. اما در آن زمان تماماً جامۀ عمل نپوشید، و هنوز هم نپوشیده، از این لحاظ که وظایفی که خداوند برای فرد مسح‌شدۀ خود تعیین فرموده بود- یعنی بشارت به فقیران، آزادی اسیران، و رهایی ستمدیدگان- هنوز تکمیل نشده است. مسیح این کار را آغاز کرد، اما پیروانش، یعنی کلیسا را فرا می‌خواند تا آن را ادامه دهند و تکمیل کنند، در او و با او. مسیحی‌بودن یعنی در مسیح‌بودن، که به معنای «مسح‌شده» است، و از اینرو، پیروانش بخشی از تحقق این نبوت هستند. در همین امر است که امید ما یافت می‌شود. هر بار که این خبر خوش را با شخصی در میان می‌گذاریم، هر بار که اسیری آزاد می‌شود، و هر بار که فیض خدا را اعلام می‌کنیم، در چنگال ظلم و ستم، و با وجود همۀ مشکلات و مخالفت‌ها، همه به‌ منزلۀ گامی در جهت این تحقق است. اقدامات ما در نام مسیح نیز اقدامات او در ما هستند، و در او، تحقق‌یافتن همۀ این امور به ظهور خواهد رسید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *