Today's word: لوقا ۴:‏۱۴-‏۲۱ | Bible Study: مزمور ۱۹نحمیا ۸:‏۱-‏۳ و ۵-۶ و ۸-‏۱۰اول قرنتیان ۱۲:‏۱۲-‏۳۱الف

سومین یکشنبه از عید تجلی عیسی پر از روح‌القدس، از کشمکش‌هایش در بیابان بازگشت و ‌توانست به‌وضوح، جوهر اصلی دعوتش را به‌عنوان مسیح موعود، و دعوت ما به‌عنوان پیروانش را آغاز کند. آنچه که به «بیانیۀ ناصره» معروف است، دیگر نبوتی کهن شده بود (اشعیا ۶۱:‏۱)، و عیسی آن را در این روز اعلام داشت و به آن جامۀ عمل پوشانید. هنگامی که آن را اکنون، بعد از ۲۰۰۰ سال می‌شنویم، گویی هنوز مورد نیاز است و لازم است جامۀ عمل بپوشد. اما در اینجا یک متناقض‌نمایی هست: «امروز این نوشته، هنگامی که بدان گوش فرا می‌دادید، جامۀ عمل پوشید.». هم آری و هم نه. این نوشته جامۀ عمل پوشید، از این لحاظ که مسیح، همان کسی کتب مقدس دربارۀ او نوشته شده بود، در آنجا و در میانشان بود، درست همان‌طور که اشعیا نبوت کرده بود- بدینسان نبوت جامۀ عمل پوشید. اما در آن زمان تماماً جامۀ عمل نپوشید، و هنوز هم نپوشیده، از این لحاظ که وظایفی که خداوند برای فرد مسح‌شدۀ خود تعیین فرموده بود- یعنی بشارت به فقیران، آزادی اسیران، و رهایی ستمدیدگان- هنوز تکمیل نشده است. مسیح این کار را آغاز کرد، اما پیروانش، یعنی کلیسا را فرا می‌خواند تا آن را ادامه دهند و تکمیل کنند، در او و با او. مسیحی‌بودن یعنی در مسیح‌بودن، که به معنای «مسح‌شده» است، و از اینرو، پیروانش بخشی از تحقق این نبوت هستند. در همین امر است که امید ما یافت می‌شود. هر بار که این خبر خوش را با شخصی در میان می‌گذاریم، هر بار که اسیری آزاد می‌شود، و هر بار که فیض خدا را اعلام می‌کنیم، در چنگال ظلم و ستم، و با وجود همۀ مشکلات و مخالفت‌ها، همه به‌ منزلۀ گامی در جهت این تحقق است. اقدامات ما در نام مسیح نیز اقدامات او در ما هستند، و در او، تحقق‌یافتن همۀ این امور به ظهور خواهد رسید.

Bible Study

لوقا ۴:‏۱۴-‏۲۱

عیسی به نیروی روح به جلیل بازگشت و خبر او در سرتاسر آن نواحی پیچید. او در کنیسه‌های ایشان تعلیم می‌داد، و همه وی را می‌ستودند. پس به شهر ناصره که در آن پرورش یافته بود، رفت و در روز شَبّات، طبق معمول به کنیسه درآمد. و برخاست تا تلاوت کند. طومار اِشعیای نبی را به او دادند. چون آن را گشود، قسمتی را یافت که می‌فرماید: «روح خداوند بر من است، زیرا مرا مسح کرده تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاده تا رهایی را به اسیران و بینایی را به نابینایان اعلام کنم، و ستمدیدگان را رهایی بخشم، و سال لطف خداوند را اعلام نمایم.» سپس طومار را فرو پیچید و به خادم کنیسه سپرد و بنشست. همه در کنیسه به او چشم دوخته بودند. آنگاه چنین سخن آغاز کرد: «امروز این نوشته، هنگامی که بدان گوش فرا می‌دادید، جامۀ عمل پوشید.»

مزمور ۱۹

آسمان جلال خدا را بیان می‌کند، و فَلَک از عمل دستهایش سخن می‌گوید. روز تا روز، کلام را جاری می‌سازد، و شب تا شب، معرفت را اعلان می‌دارد. نه سخنی است و نه کلامی، و آواز آنها شنیده نمی‌شود. با این همه، آوازشان در سرتاسر زمین منتشر می‌گردد، و کلامشان تا به کرانهای جهان می‌رسد. خیمه‌ای در آسمان برای خورشید بر پا کرده است؛ او همچون داماد از حجلۀ خویش بیرون می‌آید، و چون پهلوان شادمانه در میدان می‌دود. برخاستنش از یک کران آسمان است، مدارش تا به کران دیگر، و هیچ چیز از حرارتش پنهان نیست. شریعت خداوند کامل است، و جان را احیا می‌کند. شهادات خداوند امین است، و ساده‌لوحان را حکیم می‌گرداند. احکام خداوند راست است، و دل را شادمان می‌سازد. فرمان خداوند پاک است، و دیدگان را روشن می‌کند. ترس خداوند طاهر است، و پایدار تا به ابد. قوانین خداوند حق است، و به تمامی، عدل. از طلا مرغوبتر است، حتی از زر بسیار خالص؛ از شهد شیرین‌تر است حتی از قطرات شانۀ عسل. خدمتگزارت نیز از آنها هشدار می‌یابد، و در حفظشان پاداشی عظیم است. کیست که اشتباهات خود را تشخیص دهد؟ مرا از خطایای پنهان مبرا ساز! خدمتگزارت را از اعمال گستاخانه بازدار؛ مگذار که بر من مسلط شوند! آنگاه بی‌عیب خواهم بود، و مبرا از عِصیان عظیم. سخنان دهانم و تفکر دلم در نظرت پذیرفته آید، ای خداوند، که صخرۀ من و رهانندۀ من هستی!

نحمیا ۸:‏۱-‏۳ و ۵-۶ و ۸-‏۱۰

آنگاه تمامی قوم همچون یک تن در میدانِ مقابل دروازۀ آب گرد آمدند. آنان به عِزرای کاتب گفتند که کتاب شریعت موسی را که خداوند به اسرائیل امر فرموده بود، بیاورد. پس در نخستین روز از ماه هفتم، عِزرای کاهن تورات را به حضور جماعتی از مردان و زنان و همۀ کسانی که می‌توانستند آنچه را می‌شنوند درک کنند، بیاورْد. او از سپیده‌دم تا نیمروز، در حالی که روی به سوی میدانِ مقابل دروازۀ آب داشت، آن را در حضور مردان و زنان و تمامی کسانی که می‌توانستند درک کنند، قرائت کرد. و تمامی قوم به کتاب تورات گوش فرا دادند. آنگاه عِزرا کتاب را در برابر چشمان تمامی قوم گشود، زیرا بالاتر از همۀ مردم بود. و چون آن را گشود، همۀ مردم ایستادند. عِزرا، یهوه خدای عظیم را متبارک خواند و تمامی مردم با دستهایی برافراشته، در پاسخ گفتند: «آمین! آمین!» سپس خم شدند و روی بر زمین نهاده، خداوند را پرستش کردند. آنان از کتاب، یعنی از تورات خدا، می‌خواندند و آن را توضیح داده، مفهومش را بیان می‌کردند تا مردم آنچه را که قرائت می‌شد، دریابند. نِحِمیا، که فرماندار بود، و عِزرای کاهن و کاتب، و لاویانی که قوم را در درک تورات یاری می‌دادند، به تمامی مردم گفتند: «امروز برای یهوه خدای شما روزی مقدس است، پس ماتم و زاری مکنید.» زیرا تمامی قوم به هنگام شنیدن کلمات تورات، می‌گریستند. آنگاه نِحِمیا بدیشان گفت: «بروید و خوراکهای لذیذ بخورید و شربتها بنوشید و سهم‌ها برای آنان که چیزی مهیا نکرده‌اند بفرستید، چراکه امروز برای خداوندگار ما مقدس است. اندوهگین مباشید، زیرا شادی خداوند، قوّت شماست.»

اول قرنتیان ۱۲:‏۱۲-‏۳۱الف

زیرا بدن هرچند یکی است، از اعضای بسیار تشکیل شده؛ و همۀ اعضای بدن، اگرچه بسیارند، امّا یک بدن را تشکیل می‌دهند. در مورد مسیح نیز چنین است. اگر پا گوید، «چون دست نیستم، به بدن تعلق ندارم،» این سبب نمی‌شود که عضوی از بدن نباشد. زیرا بدن نه از یک عضو، بلکه از اعضای بسیار تشکیل شده است. زیرا همۀ ما، چه یهود و چه یونانی، چه غلام و چه آزاد، در یک روح تعمید یافتیم تا یک بدن را تشکیل دهیم؛ و همۀ ما از یک روح نوشانیده شدیم. و اگر گوش گوید، «چون چشم نیستم، به بدن تعلق ندارم،» این سبب نمی‌شود که عضوی از بدن نباشد. اگر تمام بدن چشم بود، شنیدن چگونه میسّر می‌شد؟ و اگر تمام بدن گوش بود، بوییدن چگونه امکان داشت؟ امّا حقیقت این است که خدا اعضا را آن‌گونه که خود می‌خواست، یک به یک در بدن قرار داد. اگر همه یک عضو بودند، بدن کجا وجود می‌داشت؟ چشم نمی‌تواند به دست بگوید، «نیازی به تو ندارم!» و سر نیز نمی‌تواند به پاها گوید، «نیازمند شما نیستم!» امّا اعضا بسیارند، در حالی که بدن یکی است. برعکس، آن اعضای بدن که ضعیفتر می‌نمایند، بسیار ضروریترند. و آن اعضای بدن را که پست‌تر می‌انگاریم، با حرمت خاص می‌پوشانیم، و با اعضایی که زیبا نیستند با احترام خاص رفتار می‌کنیم؛ حال آنکه اعضای زیبای ما به چنین احترامی نیاز ندارند. امّا خدا بدن را چنان مرتب ساخته که حرمت بیشتر نصیب اعضایی شود که فاقد آنند، تا جدایی در بدن نباشد، بلکه اعضای آن به یک اندازه در فکر یکدیگر باشند. و اگر یک عضو دردمند گردد، همۀ اعضا با او همدرد باشند؛ و اگر یک عضو سرافراز شود، همه در خوشی او شریک گردند. بدین قرار، شما بدن مسیح هستید و هر یک عضوی از آنید. خدا قرار داد در کلیسا، اوّل رسولان، دوّم انبیا، سوّم معلّمان؛ بعد قدرت معجزات، سپس عطایای شفا دادن و امداد و مدیریت و سخن گفتن به انواع زبانهای غیر. آیا همه از عطایای شفا دادن برخوردارند؟ آیا همه به زبانهای غیر سخن می‌گویند؟ آیا همه ترجمه می‌کنند؟ آیا همه رسولند؟ آیا همه نبی‌اند؟ آیا همه معلّمند؟ آیا همه دارای قدرت معجزه‌اند؟ امّا شما با اشتیاق تمام در پی عطایای بزرگتر باشید. و اینک من عالیترین طریق را به شما نشان می‌دهم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *