Today's word: مرقس ۱۰: ۴۵ | Bible Study: *فیلیپیان ۲: ۳ -۱۱*اول قرنتیان ۱: ۱۸ - ۳۱
پادشاه خادم
پسر انسان نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد. مرقس ۱۰: ۴۵
در انجیل مرقس، سخنان عیسی در مورد زحمات و مرگش در سه موقعیت مختلف روایت شده است. بار اوّل عیسی پس از اعتراف پطرس به مسیح بودن او لازم میبیند که شاگردانش را از زحمات، رد شدن از سوی سران مذهبی و کشته شدن خود، با خبر سازد. امّا، او همچنین برخاستن خود از مردگان را نیز به آنها وعده میدهد ( ۸: ۳۱). در نوبت دوم، هنگامی که آنان برای آخرین بار عازم اورشلیم بودند، او جزئیات بیشتری از چگونگی مرگ خویش را فاش میکند، تا شاگردان دریابند که این سفر، مرگ او را بدنبال خواهد داشت. اینبار عیسی به صدور حکم مرگ خود توسط سران مذهبی اشاره میکند، و اینکه برای اجرای حکم، او به اقوام بیگانه (رومیان) سپرده میشود تا به روش آنها که تحقیر و شکنجۀ شخص محکوم بود، اعدام شود. اینبار نیز عیسی به برخاستن خود از مردگان اشاره میکند (۱۰: ۳۳ -۳۴). امّا در مرتبۀ سوم عیسی به جزئیات مرگ خود اشارهای نمیکند. اینبار او علت و هدف مرگ خود را به شاگردان توضیح میدهد تا با اشاره به تفاوت شیوۀ پادشاهی او با پادشاهان این جهان، آنها را متوجه این حقیقت کند که مرگ او یک تصادف نخواهد بود، بلکه او داوطلبانه در این مسیر قدم میگذارد تا با مرگ فداکارانۀ خویش هدف خدا در آزادی انسان از چنگال گناه و شیطان را برآورده کند. لذا، مرگ او بهای رهایی (خون بها) تمام کسانی است که به او ایمان میآورند (۱۰: ۴۵)
بدین ترتیب، عیسی در یک جملۀ کوتاه مرگ خود را به عنوان قربانی کامل جهت آمرزش گناهان معرفی میکند. در عین حال، او روشن میکند که مرگش پایان راه او نیست، بلکه آغاز عهد جدید خدا با تمامی بشر است، هرچند که این عهد، ادامۀ همان عهد قدیم خدا (عهد شریعت) با بنی اسرائیل است که این بار به شکلی تازه و کامل برقرار میشود. بدین ترتیب، قربانی ابدی و کامل عیسی، به قربانی ناقص و مکرر حیوانات که تنها سایهای از قربانی او بود، پایان داد. همچنین، با قربانی عیسی عدالت کامل خدا به انجام رسید، تا امکان سکونت روح خدا در درون مؤمنین به مسیح فراهم شده، انجام شریعت خدا را به یک میل باطنی در انسان تبدیل کند.
Bible Study
مرقس ۱۰: ۴۵
چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.
*فیلیپیان ۲: ۳ -۱۱
3هیچ کاری را از سَرِ جاهطلبی یا تکبّر نکنید، بلکه با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید. 4هیچیک از شما تنها به فکر خود نباشد، بلکه به دیگران نیز بیندیشد. 5همان طرز فکر را داشته باشید که مسیحْ عیسی داشت:
6او که همذات با خدا بود،
از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست،
7بلکه خود را خالی کرد
و ذات غلام پذیرفته،
به شباهت آدمیان درآمد.
8و چون در سیمای بشری یافت شد
خود را خوار ساخت
و تا به مرگ،
حتی مرگ بر صلیب
مطیع گردید.
9پس خدا نیز او را بهغایت سرافراز کرد
و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید،
10تا به نام عیسی هر زانویی خم شود،
در آسمان، بر زمین و در زیر زمین،
11و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است،
برای جلال خدای پدر.
*اول قرنتیان ۱: ۱۸ - ۳۱
پیام صلیب و حکمت دنیوی
18زیرا پیام صلیب برای آنان که هلاک میشوند جهالت است، امّا برای ما که نجات مییابیم قدرت خداست. 19زیرا نوشته شده است:
«حکمتِ حکیمان را نابود خواهم ساخت
و فهم فهیمان را باطل خواهم گردانید.»
20براستی، حکیم کجاست؟ عالِمِ دین کجاست؟ مباحثهگرِ این عصر کجاست؟ مگر خدا حکمت دنیا را جهالت نگردانیده است؟ 21زیرا از آنجا که بنا بر حکمتِ خدا، دنیا نتوانست از طریق حکمتْ خدا را بشناسد، خدا چنان مصلحت دید که از راه جهالتِ موعظه، کسانی را که ایمان میآورند، نجات بخشد. 22زیرا یهودیان خواستار آیتاند و یونانیان در پی حکمت، 23ولی ما مسیح مصلوب را وعظ میکنیم که یهودیان را سنگ لغزش است و غیریهودیان را جهالت، 24امّا فراخواندگان را، چه یهودی و چه یونانی، مسیحْ قدرت خدا و حکمت خداست. 25زیرا جهالتِ خدا از حکمتِ انسان حکیمانهتر و ناتوانیِ خدا از قدرتِ انسان تواناتر است.
ایمانداران قُرِنتُس و حکمت دنیوی
26ای برادران، وضع خود را، آن هنگام که خدا شما را فرا خواند، در نظر آورید. بیشتر شما با معیارهای بشری، حکیم محسوب نمیشدید؛ و بیشتر شما از قدرتمندان یا نجیبزادگان نبودید. 27امّا خدا آنچه را که دنیا جهالت میپندارد، برگزید تا حکیمان را خجل سازد؛ و آنچه را که دنیا ضعیف میشمارَد، انتخاب کرد تا قدرتمندان را شرمنده سازد؛ 28خدا آنچه را که این دنیا پَست و حقیر میانگارد، بلکه نیستیها را، برگزید تا هستیها را باطل سازد، 29تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند. 30از اوست که شما در مسیحْ عیسی هستید، که از جانب خدا برای ما حکمت شده است، یعنی پارسایی، قدّوسیت و رهایی ما. 31تا چنانکه آمده است: «هر که فخر میکند، به خداوند فخر کند.»