روز پنتیکاست
امروز به ماجرای شگفتانگیز پنتیکاست میرسیم. کلیسا از باد و آتش روحالقدس ولادت یافت.
باد نمایانگر قدرت خداست، اما همچنین اشارهای است به دَم یا نـَفـَسِ خدا، همان نجوای آرام و کوچکی که با ایلیا، زمانی که در تنگی بود، سخن گفت (اول پادشاهان ۱۹:۱۲)، و همان دَمی که آدم و حوا را در همان آغاز، حیات و زندگی بخشید (پیدایش ۲:۷).
آتش روحالقدس که نور میبخشد اما نمیسوزانـَد و از میان نمیبَرَد، آن بوتۀ شعلهوری را به یاد ما میآوَرَد که از میان آن، خدا با موسی سخن گفت (خروج ۳)، و نیز آن کورۀ آتشِ سوزان را که نتوانست بر ایمان شدرک، میشک و عبدنغو چیره گردد، آن هنگام که به ایشان فرمان داده شد تا مجسمهای را که به دست انسان ساخته شده بود، پرستش کنند (دانیال ۳).
این واقعیت حیرتانگیز که شاگردان قدرت یافتند تا به زبانهای گوناگون سخن گویند، آن اغتشاشی را که در بابل در جهان پدید آمد، وارونه و واژگونه ساخت، آن هنگام که جاهطلبی و طمع انسان، از تنوع موزونی که حکمفرما بود، شقاقی متخاصم پدید آورد (پیدایش ۱۱:۱-۹). نبوت یوئیل مبنی بر اینکه روزی تمامی قوم خدا روح مقدس او را دریافت خواهند کرد، به شکلی نمایشی جامۀ عمل پوشید (یوئیل ۲:۲۸-۲۹).
تمام این ماجراها و نبوتهای عهدقدیم، زمانی به اوج رسید که شاگردان عیسی- که به تصور سایرین مست شراب شده بودند- به کوچههای اورشلیم ریختند، و سرمست از شادی فرحبخش روحالقدس، محبت خدا را که در مسیح متجلی شده بود، به مردم بازگو میکردند. عصر نوینی آغاز شده بود، که در آن، هر کسی که نام خداوند را بخواند، نجات مییابد. همان روحالقدس امروز نیز در دسترس همگان قرار دارد.
Bible Study
اعمال ۲:۱-۲۱
آنگاه هر که نام خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت.“ پیش از فرا رسیدن روز عظیم و پرشکوه خداوند، خورشید به تاریکی و ماه به خون بدل خواهد شد. بالا، در آسمان، عجایب، و پایین، بر زمین، آیات به ظهور خواهم آورد، از خون و آتش و بخار. و نیز در آن روزها، حتی بر غلامان و کنیزانم، از روح خود فرو خواهم ریخت و آنان نبوّت خواهند کرد. «”خدا میفرماید: در روزهای آخر از روح خود بر تمامی بشر فرو خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوّت خواهند کرد، جوانانتان رؤیاها خواهند دید و پیرانتان خوابها. بلکه این همان است که یوئیل نبی دربارهاش چنین پیشگویی کرده بود: این مردان، برخلاف آنچه شما میپندارید مست نیستند، زیرا هنوز ساعت سوّم از روز است! آنگاه پطرس با آن یازده تن برخاست و صدای خود را بلند کرده، خطاب بدیشان گفت: «ای یهودیان و ای ساکنان اورشلیم، این را دریابید و به آنچه میگویم بهدقّت گوش فرا دهید! امّا برخی نیز ریشخندکنان میگفتند: «اینان مست شرابند!» (چه یهودی و چه یهودیشده)؛ و همچنین مردمان کْرِت و عربستان - همه میشنویم که اینان به زبان ما مدح اعمال عظیم خدا را میگویند.» پس همگی متحیر و سرگشته از یکدیگر میپرسیدند: «معنی این رویداد چیست؟» و فْریجیه و پامفیلیه و مصر و نواحی لیبی متصل به قیرَوان و نیز زائران رومی پارتها و مادها و عیلامیان، مردمان بینالنهرین و یهودیه و کاپادوکیه و پونتوس و آسیا پس حیران و بهتزده، گفتند: «مگر اینها که سخن میگویند جملگی اهل جلیل نیستند؟ چون این صدا برخاست، جماعتی گرد آمده، غرق شگفتی شدند، زیرا هر یک از ایشان میشنید که آنان به زبان خودش سخن میگویند. در آن روزها، یهودیانِ خداترس، از همۀ ممالک زیر آسمان، در اورشلیم به سر میبردند. سپس همه از روحالقدس پُر گشتند و آنگونه که روح بدیشان قدرت تکلّم میبخشید، به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند. آنگاه، زبانههایی دیدند همچون زبانههای آتش که تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت. که ناگاه صدایی همچون صدای وزش تندبادی از آسمان آمد و خانهای را که در آن نشسته بودند، به تمامی پر کرد. چون روز پِنتیکاست فرا رسید، همه یکدل در یک جا جمع بودند
مزمور ۱۰۴:۲۶ تا آخر
کشتیها بر روی آن میروند،
و لِویاتان نیز، که تو سرشتی تا در آن بازی کند.
چشم امید اینان جملگی بر توست،
چون این را به آنها میبخشی،
آن را گرد میآورند؛
چون دست خویش را میگشایی،
از چیزهای نیکو سیر میشوند.
اما چون روی خود را میپوشانی،
پریشان میگردند؛
و چون روح ایشان را قبض میکنی،
میمیرند و به خاک بازمیگردند!
چون روح خود را میفرستی،
آفریده میشوند،
و روی زمین را تازه میسازی!
باشد که جلال خداوند تا به ابد پایدار مانَد!
باشد که خداوند از کارهای خویش شادمان شود؛
که بر زمین مینگرد، و زمین به لرزه درمیآید!
که کوهها را لمس میکند، و آتشفشان میشود!
من تا زنده هستم خداوند را خواهم سرایید!
تا وجود دارم برای خدایم سرود ستایش خواهم خواند!
تفکر من برای او لذتبخش باشد،
زیرا که من در خداوند شادی میکنم!
اما گنهکاران از زمین محو گردند،
و شریران دیگر یافت نشوند!
ای جان من، خداوند را متبارک بخوان!
هَلِلویاه!
رومیان ۸:۲۲-۲۷
ما میدانیم که تمام خلقت تا هماکنون از دردی همچون درد زایمان مینالد. و نه تنها خلقت، بلکه خود ما نیز که از نوبر روح برخورداریم، در درون خویش ناله برمیآوریم، در همان حال که مشتاقانه در انتظار پسرخواندگی، یعنی رهایی بدنهای خویش هستیم. زیرا با همین امید نجات یافتیم. امّا امیدی که به دست آمد، دیگر امید نیست. چگونه کسی میتواند به امید چیزی باشد که آن را یافته است؟ امّا اگر به چیزی امیدواریم که هنوز ندیدهایم، بردبارانه انتظارش را میکشیم. و روح نیز در ضعف ما به یاریمان میآید، زیرا نمیدانیم چگونه باید دعا کنیم. امّا روح با نالههایی بیانناشدنی، برای ما شفاعت میکند. و او که کاوشگر دلهاست، فکر روح را میداند، زیرا روح مطابق با ارادۀ خدا برای مقدسین شفاعت میکند.
یوحنا ۱۵:۲۶-۲۷
«امّا چون آن مدافع که از نزد پدر برای شما میفرستم بیاید، یعنی روحِ راستی که از پدر صادر میشود، او خودْ دربارۀ من شهادت خواهد داد، و شما نیز شهادت خواهید داد، زیرا از آغاز با من بودهاید.