ذریت ابراهیم
«تو را برکت دهم، …و تو برکت خواهی بود. و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت.»
پیدایش ۱۲: ۲- ۳
از این وعده برکت است که داستان نجات بشر آغاز گشته، بزرگترین دعوت خدا از انسان سرگشته بهعمل میآید و در سراسر کتابمقدس به پیش میرود. وعده و دعوتی که در مسیح عیسی محقق میگردد و نوید پری آن در عالم بالا داده میشود.
عهد بین طرفین منعقد میگردد و هر دو طرف را موظف به نگاه داشتن مفاد آن مینماید، اما در وعده فقط یک طرف است که محض فیض میدهد و سوی دیگر با ایمان دریافت میدارد. عطای برکت به ابراهیم و جمیع قبایل جهان نیز وعدهای بود برآمده از فیضان فیض خدای قدوس و ابراهیم نیز بدان ایمان آورد، زمانی که هیچ نشانی نمیدید.
پولس فراگیری این وعده را بشارت به ابراهیم میخواند و میفرماید: «بنابراین اهل ایمان با ابراهیم ایماندار برکت مییابند» (غلاطیان ۳: ۹). وی در پاسخ به معلمین یهود غلاطیه که اینگونه تعلیم میدادند که برای دریافت نجات و عادل محسوب شدن باید فرزند ابراهیم بود و شریعت را بهجا آورد، میفرماید: «که چون ایمان آمد دیگر زیر دست لالا نیستیم.» (غلاطیان ۳: ۲۵)
زمانی آن وعده به ابراهیم عطا گشت که نه هنوز شریعتی بود و نه احکامی. ابراهیم تنها بهواسطهٔ ایمان آن را پذیرفت و در دل خویش نگاه داشت و عادل محسوب گشت. شوربختانه، تمامی نسل ابراهیم (فرزندان جسمانی او) از وعدههای خدا بهرهمند نخواهند گردید، اما مسیح و تمامی کسانی که به او ایمان آورده باشند، در برکات معنوی وعده خدا به ابراهیم شریک خواهند شد. در ایمان به مسیح از آنِ او میگردیم و متعلق به او میشویم. ازاینرو است که ما نیز در زمرهٔ نسل ابراهیم قرار گرفته و برحسب وعده وارث خواهیم بود (غلاطیان ۳: ۲۹). آن ارث همانا روحالقدس است که به مثابه بیعانهٔ آن گنجی که در آسمان داریم، دریافت خواهیم نمود (دوم قرنتیان ۱: ۲۱-۲۲ و ۵:۵). در سایهٔ ایمان به مسیح، نهتنها فرزندان ابراهیم خواهیم گردید، بلکه خدا نیز ما را بهعنوان فرزندان حقیقی خود خواهد پذیرفت. (رومیان ۸: ۱۶)
Bible Study
پیدایش ۱۲: ۲- ۳
«تو را برکت دهم، …و تو برکت خواهی بود. و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت.»
غلاطیان ۳: ۶- ۲۵
6چنانکه ابراهیم «به خدا ایمان آورد و این برای او پارسایی شمرده شد.»
7پس میبینید کسانی فرزند ابراهیماند که به ایمان تکیه دارند. 8و کتاب چون پیشتر دید که خدا غیریهودیان را بر پایۀ ایمان پارسا خواهد شمرد، از این رو، پیشاپیش به ابراهیم بشارت داد که «همۀ قومها به واسطۀ تو برکت خواهند یافت.» 9پس آنها که به ایمان اتکا دارند، با ابراهیمِ ایماندار برکت مییابند.
10زیرا آنان که بر انجام اعمال شریعت تکیه دارند، همگی زیر لعنتاند، چرا که نوشته شده است: «ملعون باد هر که در به جا آوردن تمام آنچه در کتاب شریعت نوشته شده ثابت نماند.» 11واضح است که هیچکس به واسطۀ شریعت نزد خدا پارسا شمرده نمیشود، زیرا «پارسا به ایمان زیست خواهد کرد.» 12امّا شریعت بر ایمان متکی نیست، بلکه «کسی که اینها را به عمل آوَرَد، به واسطۀ آنها حیات خواهد داشت.» 13مسیح به جای ما لعن شد و اینگونه ما را از لعنت شریعت بازخرید کرد، زیرا نوشته شده که «هر که به دار آویخته شود ملعون است.» 14او چنین کرد تا برکت ابراهیم در مسیحْ عیسی نصیب غیریهودیان گردد، و تا ما آن روح را که وعده داده شده بود، از راه ایمان دریافت کنیم.
شریعت و وعدۀ خدا
15ای برادران، بگذارید از زندگی روزمره مثالی بیاورم. هیچکس نمیتواند حتی عهدی بشری را که رسمیت یافته باشد، لغو کند یا چیزی بدان بیفزاید. 16حال، وعدهها به ابراهیم و به نسل او داده شد. نمیگوید «و به نسلها،» چنانکه گویی دربارۀ بسیاری باشد، بلکه میگوید «به نسل تو،» که مقصود یک تن یعنی مسیح است. 17سخن من این است: شریعتی که چهارصد و سی سال بعد آمد، عهدی را که خدا پیشتر بسته بود لغو نمیکرد، به گونهای که وعده باطل گردد. 18زیرا اگر میراث بر شریعت استوار باشد، دیگر بر وعده استوار نیست؛ امّا خدا آن را از راه وعده به ابراهیم عطا فرمود.
19پس مقصود از شریعت چه بود؟ شریعت به سبب نافرمانیها افزوده شد، آن هم تنها تا زمانی که آن ’نسل‘ که وعده به او اشاره داشت، بیاید. شریعت به وسیلۀ فرشتگان و به دست واسطهای مقرر گردید. 20امّا هیچ واسطهای تنها نمایندۀ یک طرف نیست، حال آنکه خدا یکی است.
21پس آیا شریعت برخلاف وعدههای خداست؟ به هیچ روی! زیرا اگر شریعتی داده شده بود که میتوانست حیات ببخشد، در آن صورت بهیقین پارسایی نیز از راه شریعت فراهم میآمد. 22امّا کتاب اعلام داشت که همه در بند گناه اسیرند، تا آنچه وعده داده شده بود بر پایۀ ایمان به عیسی مسیح به ایمانداران عطا شود.
23ما پیش از آمدن ایمان، تحت مراقبت شریعت به سر میبردیم و تا ظهور ایمان در بند نگاه داشته میشدیم. 24پس شریعت مربی ما شد تا زمانی که مسیح بیاید و به وسیلۀ ایمان پارسا شمرده شویم. 25امّا اکنون که ایمان آمده، دیگر زیر دستِ آن مربی نیستیم.