ایام عید پاک
تشنگی و گرسنگی وارد میدان شدند و خیلی زود سرود پیروزی فراموش شد. ایمان قوم به خدا با دشواری شرایط آزموده شد. آنان که به شهرهای مصر عادت کرده بودند، مجبور شدند بیاموزند چگونه همچون صحرانشینان در بیابان داغ و خشن شبهجزیرهٔ سینا زنده بمانند. در آنجا آب تلخ بود («مارَه» یعنی «تلخ») و آنان شکایت کردند، همانگونه که اگر ما هم بودیم، چنین میکردیم. پاسخ رحیمانهٔ خدا به آنان نشان داد که در سختیها خدا همه چیز را فراهم میکند. عقیدهٔ رایج این بود که برگ و پوست بعضی درختان میتواند آب را شیرین کند.
وقتی موضوع غذا به میان آمد، گویی حافظهٔ گزینشگر، مصر را جذاب جلوه داد. ظلم مصر از یاد رفت و موسی از اینکه آنان را بیرون آورده بود، شرمنده شد. دوباره خداوند پاسخ داد. تاریخ (در ۱۶:۱) مهم است: یک سال بعد چنین شبی بهعنوان جایگزین عید پِسَخ برای کسانی که شرایط لازم را نداشتند یا نمیتوانستند آن را در روز مقرر به جا آورند، معین شد (اعداد ۹:۹-۱۱). این آیین، همچون سرود موسی، اعمال قدرتمندانهٔ خدا را با وجود نافرمانی مردم به آنان یادآور شد.
نجاتیافتن هرگز به معنی رهاشدن از سختیهای زندگی روزمره نیست. قوم همچنان میبایست از بیابان خطرناک بگذرند. آنان میخواستند به عقب برگردند، با اینکه بردگی در انتظارشان بود. اما خدا مسیر پیش رو را به آنان نشان داد و گفت که به عقب، بهسوی غرب، به مصر نگاه نکنند، بلکه بهسوی شرق و پهنهٔ وسیع بیابان منفور و در نهایت، وطن تازهشان بنگرند. در آنجا بود که آنان با چیزی که از آن میترسیدند روبهرو شدند: آنان جلال خداوند را دیدند که ظاهر شد. وقتی ایمانمان تقلاکنان ما را «از دلِ شب شک و اندوه» میگذراند، خدا با ما بوده و با ماست.