دلبستگی و اعتماد هنوز در یک سوی رابطۀ برادرانه است. عیسو چیزی از دشمنی پایدار یا میل به انتقام نشان نمیدهد، هرچند که شاید در تعداد همراهانش کمی فخرفروشی باشد. او هدیۀ یعقوب را نمیخواهد. همۀ خواستۀ او این است که با هم سفر کنند. تفاوت رفتار او با یعقوب در گذشته و حال از زمین تا آسمان تفاوت دارد. اما یعقوب بیاعتماد است و آن را با رفتاری چاپلوسانه و بهانهتراشانه نشان میدهد. تجدید دیدار کوتاه است و هر یک از برادران به راه خود میرود.راوی میداند که باید چنین باشد. از عیسو ادومیان پدید میآیند، قومی خویشاوند اسرائیل، اما اغلب دشمن آن. عیسو یک بار دیگر نشان داده که اخلاقاً نسبت به یعقوب ارشد است، اما مسئله این نیست. یعقوب وارث وعده است و کسی است که باید در آن سرزمین مستقر شود. یعقوب قطعه زمینی کوچک یا جای پایی در کنعان میخرد و متن همینجا پایان مییابد.
داستانهای کتاب پیدایش بازتاب یکدیگرند. مثلاً به یاد اسماعیل و اسحاق میافتیم که برای دفن پدرشان نزد هم میآیند، یا یوسف، دیگر قربانی خیانت برادران، که برادرانش را میبخشد؛ اما آنان را وادار میکند که هزینۀ کارشان را بپردازند. همچنین، ممکن است ذهن ما متوجه فلسطینیان و اسرائیلیان زمان خودمان شود، مردمانی مرتبط که با تاریخی لبریز از خشونت و بیاعتمادی از هم جدا شدهاند. تنها امید آنان خدایی است که نقشهاش را برای جهان پیوسته به پیش میبرد.
Today's Prayer
ای خدای قادر
که آسمانها و زمین را آفریدی
و ما را به شباهت خود ساختی!
به ما بیاموز که دستت را در همۀ کارهایت
و تبدیل فرزندانت را در شبیهبهتوشدن ببینیم؛
و شباهتت را به همۀ فرزندانت تشخیص دهیم،
در پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
که با تو و روحالقدس بر فراز همه چیز پادشاهی میکند،
از حال تا ابدالآباد.
Bible Study
پیدایش ۳۳:۱-۱۷
یعقوب سر بلند کرده، دید که اینک عیسو میآید و چهارصد مرد با اویند. پس فرزندانش را میان لیَه و راحیل و دو کنیز تقسیم کرد؛ کنیزان و فرزندانشان را در پیش، لیَه و فرزندانش را پشت سر آنان و راحیل و یوسف را در آخر قرار داد. ولی عیسو دوان دوان به استقبال یعقوب شتافت و او را در آغوش گرفته بر گردنش آویخت و او را بوسید. و هر دو گریستند. و خود پیش رفت و هفت بار روی بر زمین نهاد تا به برادر خویش رسید. آنگاه عیسو سر بلند کرده، زنان و فرزندان را دید و پرسید: «این همراهان تو کیستند؟» یعقوب پاسخ داد: «اینان فرزندانی هستند که خدا به لطف خود به بندهات بخشیده است.» آنگاه کنیزان با فرزندانشان نزدیک آمدند و تعظیم کردند. سپس لیَه و فرزندانش نیز نزدیک آمدند و تعظیم کردند. و در آخر، یوسف و راحیل نزدیک آمدند و تعظیم کردند.
مزامیر ۵۱
خدایا، بر حسب محبت خود مرا فیض عطا فرما! بر حسب رحمت بیکران خویش نافرمانیهایم را محو ساز. مرا از تقصیرم به تمامی شستشو ده، و از گناهم مرا طاهر کن! زیرا من از نافرمانیهای خویش آگاهم، و گناهم همیشه در نظر من است. به تو، آری تنها به تو، گناه ورزیدهام، و آنچه را که در نظرت بد است به عمل آوردهام. از این رو چون سخن میگویی، بر حقی، و چون داوری میکنی، بیعیبی! اینک به راستی در قلب مشتاقی، و در باطنم، مرا حکمت میآموزی. براستی که تقصیرکار زاده شدهام، و گناهکار، از زمانی که مادرم به من آبستن شد! با زوفا پاکم کن که طاهر خواهم شد، شستشویم کن که از برف سفیدتر خواهم شد. شادی و سرور را به من بشنوان، بگذار استخوانهایی که کوبیدهای به وجد آید. روی خود را از گناهانم بپوشان، و تقصیرهایم را به تمامی محو ساز. خدایا، دلی طاهر در من بیافرین، و روحی استوار در من تازه بساز. مرا از حضور خود به دور مَیَفکن، و روح قدوس خود را از من مگیر. شادی نجات خود را به من بازده، و به روحی راغب حمایتم فرما. آنگاه راههای تو را به عاصیان خواهم آموخت، و گناهکاران نزد تو باز خواهند گشت. خدایا، لکۀ خون را از وجود من پاک کن ای خدایی که خدای نجات من هستی، و زبانم عدالت نجاتبخش تو را شادمانه خواهد سرایید. خداوندگارا، لبانم بگشا، تا دهانم ستایش تو را بیان کند. تو به قربانی رغبت نداری، وگرنه میآوردم؛ تو از قربانی تمامسوز خرسند نمیشوی. قربانیهای پسندیدۀ خدا روح شکسته است؛ خدایا، دل شکسته و توبهکار را خوار نخواهی شمرد. خدایا، به خشنودی خود بر صَهیون احسان فرما؛ دیوارهای اورشلیم را بنا کن. آنگاه از قربانیهای شایسته خشنود خواهی شد؛ از قربانیهای تمامسوز و قربانیهای کامل. آنگاه بر مذبح تو گوسالهها تقدیم خواهند کرد.
مزامیر ۵۴
خدایا، به نام خویش نجاتم ده! به قدرت خود، دادرسیام کن! خدایا، دعایم بشنو، و به سخنان دهانم گوش بسپار! زیرا بیگانگان بر ضد من برخاستهاند، و بیدادگران قصد جان من دارند، آنان که خدا در برابر دیدگانشان نیست. سِلاه هان، خداست یاور من؛ خداوندگار است زنده نگاهدارندۀ جان من. بدیِ دشمنان مرا به خود ایشان بازگردان! در وفاداری خویش، از میانشان بردار! و من قربانی اختیاری به تو تقدیم خواهم کرد، و نام تو را، ای خداوند، خواهم ستود، چراکه نیکوست! زیرا تو مرا از هر تنگی رهانیدهای، و چشمانم پیروزمندانه بر دشمنانم نگریسته است.
تیتوس ۳
ایشان را یادآور شو که تسلیم حکمرانان و صاحبمنصبان باشند و فرمانبرداری کنند، و برای هر کار نیک آماده باشند؛ کسی را ناسزا نگویند بلکه صلحجو و باملاحظه باشند و با همه در کمال فروتنی رفتار کنند. ما نیز زمانی نادان و نافرمانبردار بودیم و گمراه و بندۀ همه گونه امیال و لذتها؛ و در کین و حسد روزگار میگذراندیم. منفور بودیم و متنفر از یکدیگر. امّا چون مهربانی و انساندوستی نجاتدهندۀ ما خدا آشکار شد، ما را نه به سبب کارهای نیکویی که کرده بودیم، بلکه از رحمت خویش نجات بخشید، به غسل تولد تازه و نو شدنی که از روحالقدس است؛ که او را بهفراوانی بر ما فرو ریخت، به واسطۀ منجی ما عیسی مسیح، تا به فیض او پارسا شمرده شده، بنا بر امید حیات جاویدان، به وارثان بَدل گردیم. این سخن درخور اعتماد است. و از تو میخواهم که بر این امور تأکید ورزی، تا آنان که بر خدا اعتماد بستهاند، از یاد نبرند که خویشتن را وقف کارهای نیکو نمایند، که اینها همگان را نیکو و سودمند است. امّا از مجادلات نابخردانه و شجرهنامهها و بحثها و نزاعهای پیرامونِ شریعت اجتناب کن، زیرا بیفایده و بیارزش است. به آن که عامل تفرقه است یک بار، و سپس برای دوّمین بار هشدار ده، و از آن پس، با او قطع ارتباط کن. چرا که میدانی چنین شخص منحرف است و گناهکار، و خودْ عامل محکومیت خویش. وقتی آرتِماس یا تیخیکوس را نزدت بفرستم، بکوش تا هر چه زودتر نزد من به نیکوپولیس آیی، زیرا عزم آن دارم که زمستان را در آنجا به سر برم. تا آنجا که میتوانی، زیناسِ وکیل و آپولس را در انجام سفرشان مدد فرما تا هیچ محتاج نمانند. بگذار همکیشان ما بیاموزند که خویشتن را وقف انجام کارهای نیکو کنند تا برای رفع نیازهای ضروری تدارک بینند و زندگی بیثمری نداشته باشند. آنان که با مناند، جملگی تو را سلام میفرستند. به آنان که ما را در ایمان دوست میدارند، سلام برسان. فیض با همۀ شما باد.