آیا خوب نمیبود که مسیحیان همیشه روابط دوستانهای با هم میداشتند؟ اما همچون قرنتیان در روزگار پولس، می دانیم که حتی در میان مشارکتهای کلیسایی نیز امکان بروز کشمکش و رنجش وجود دارد.نمیتوانیم دقیقا بگوییم چه موضوعی باعث شده بود که ایمانداران علیه یکدیگر به دادگاه مراجعه کنند، و نمیدانیم این موضوع تا چه حد جدی بوده است. به احتمال زیاد، آنها بر سر مشکلات رایج در زمینههای مالی، روابط جنسی و قدرتطلبی، مشاجره داشتند. خشم و عصبانیت در میان اعضای کلیسا در حال اوجگرفتن بود و پولس در این نامه، دیدگاه و رهنمودهایی در سطوح مختلف ارائه میدهد. میان خواهران و برادران مسیحی، بروز مشکلات قضایی، بیاندازه شرمآور است. قرنتیان نیز احتمالاً مانند بسیاری از شهروندان تحصیلکرده و باسوادِ یونانی، از هیچ چیز بهاندازۀ یک بحث و جدل خوب لذت نمیبردند. اما پولس از آنها خواهش میکند شکایات خود را به مراجع عمومی نبرند. ایشان قطعاً درک خوب و کافی برای حل و فصلکردن مسائل در میان خود داشتند، بدون اینکه نیازی باشد مرافعات خود را به دادگاه، نزد بی ایمانان استهزاکننده ببرند. در سطحی عمیقتر، باید بپرسیم چه چیزی ایمانداران را به بحث و جدل با یکدیگر سوق میدهد. آن روح ملایم و صلحآمیز تعالیم مسیح کجاست؟ (متی 5:21-26) وقتی به هر دلیلی، احساس آزردگی و رنجش میکنیم، باید قلب خود را جستجو نماییم تا ریشۀ نگرشهای رنجشآمیز خود را بیابیم. شاید احساس میکنیم همیشه باید حق با ما باشد؟ اساساً، پولس مسیحیان را به وفاداری به تعمید خود بر میانگیزد. وفاداری با برنده یا بازندهبودن، یا با حقداشتن یا نداشتن سر و کار ندارد، بلکه با جستجوی روحی مشترک در خداوندگار عیسای مسیح.